اميرالمؤمنين عليهالسلام با عدهاى از دوستانش نشسته بود يكى گفت: « أُحِبَّكَ »
عاشقت هستم، در جا اميرالمؤمنين فرمود: دروغ گفتى. گفت: يا على از دلم خبر دارى، فرمود:
من به قلب تو كارى ندارم، تو آمدى گفتى من عاشقت هستم، من هم ارواح تمام شيعيانمان را تا روز قيامت نگاه كردم، تو را در آنها نديدم پس دروغ مىگويى.