منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد هشتم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
زمان و وقت، گوهر گرانبهايى است كه از جانب حضرت حق از باب رحمت و لطف در اختيار انسان قرار داده شده است.
با اين سرمايه بسيار سنگين الهى، مىتوان دست به تجارتى زد كه سود و منفعت دنيايى و آخرتى نصيب شود.
بسيارى از مردم با كرامتى كه علاقه دارند از لحظه لحظه عمر خود در بهترين كارها بهرهمند شوند.
عدهاى به اندوختن علم و دانش براى رشد خود و هدايت ديگران عشق مىورزند.
گروهى علاقه دارند دست به تأليف كتب سودمند اسلامى و تربيتى بزنند. جمعيتى عاشق تحصيل علوم مادى براى خدمت به وطن و حلّ مشكلات مردم هستند. پارهاى از مردم با تمام وجود دلبسته به كار خيرند و مىخواهند از مقدار فرصتى كه در جنب زندگى براى آنها هست درهر زمينهاى براى مردم كار خيرى انجام دهند.
گاهى اشتغالات فكرى، بدنى، كارى، اجتماعى، خانوادگى مانع از اين همه امور مفيد است.
اما وقتى انسان مؤمن از حضرت حق بخواهد كه او را از آن همه اشتغالات كه همچون سدّى در برابر آن همه برنامههاى پرمنفعت قرار دارد نجات دهد، تا بتواند در كمال آسايش خاطر، دست به انجام برنامههاى مثبت بزند، پروردگار مهربان خواستهاش را اجابت مىنمايد، و زمينه هائى از باب لطف و عنايتش فراهم مىآورد كه انسان بتواند در كمال آسايش و اطمينان و امنيّت خاطر به مسيرى كه در آن قدم گذاشته ادامه دهد، و به هدف عالى برسد.
از بسيارى از بزرگان دين همچون حضرت آيت اللَّه بروجردى و علّامه طباطبائى نقل شده است كه رشد علمى و تأليفات و تربيت شاگردان ما از بركت همسران بوده است، آنان آرامشى در زندگى فراهم آوردند، و چنان براى حل مشكلات داخلى، و فراهم آوردن وسايل و برنامههاى لازم فداكارى كردند كه ما توانستيم وقت خود را در علم و عمل و تأليف و تصنيف و تربيت شاگردانى سودمند صرف كنيم.
گاهى خداوند دوستان بزرگوار و با كرامتى مرحمت مىكند كه عمده كارهاى شخصى و امور اضافى را در كمال عشق و دلبستگى انجام دهند، تا وقت پر بهاى آنان در هدف مقدس و مباركى صرف شود، و اين كفايت حق از بندهاش نسبت به اشتغالات اوست.
كفايت حق از عبد، جلوه رحمت خاصه الهيه به انسان مؤمن است.
نعمت كفايت را بايد قدردانى كرد، و نسبت به آن در مقام شكر برآمد. نعمت كفايت حق از عبد سرمايه عظيمى است كه مىتوان به وسيله آن به تجارت معنوى دست يافت، و از بركت آن خير دنيا و آخرت را تأمين كرد.
رفع و منع اشتغالاتى كه مزاحم وقت پرقيمت انسانند، به وسيله حضرت كافى المهمّات در زندگى اهل خدا تجلى كامل داشت، و اين همه منفعتى كه در امور دنيايى و آخرتى نصيب انسانها شده، از بركت اين نعمت عظيم است.
به راستى اگر در مسير كمال هستيد، و حسّ مىكنيد كه وجود شما مىتواند براى خود شما و عباد الهى منبع خير و بركت باشد ولى گرفتارىها و اشتغالات مربوط به زن و فرزند، و امور داخلى خانه و مسائل بيرونى مانع از راه و هدف شماست به پيروى از حضرت سجّاد عليه السلام، در كمال تضرّع و زارى و حال، دست نياز به درگاه بى نياز برداريد و به حضرتش عرضه بداريد:
«وَاكْفِنى ما يَشْغَلُنِى الْاهْتِمامُ بِهِ»
و مرا از آنچه توجّه به آن دچار سرگرمى و مشغوليت مىكند، كفايت كن.
|
بود يا رب كه از پروانه جود |
بر افروزى دلم را شمع مقصود |
|
|
زتوفيقم نمايى راه تحقيق |
چراغى بخشيم از نور توفيق |
|
|
دلم پروانه جانسوز سازى |
به شمع دل شب من روز سازى |
|
|
چراغ دل كه مرد از ظلمت تن |
زبرق عشق بازش ساز روشن |
|
|
چو شمعم گرميى از سوختن ده |
مرا از سوختن افروختن ده |
|
|
دل پرسوز من از سوز داغى |
برافروزان چو فانوس چراغى |
|
|
رهان زين ظلمتم از برق آهى |
ببخش از بخت سبزم خضر راهى |
|
|
دل من مخزن اسرارخود كن |
چو شمعش روشن از انوار خود كن |
|
|
رهى بنمايم از شمع معانى |
مرا روشن كن اسرار نهانى |
|
|
به چشم من نما از سرمه غيب |
پرى رويان معنيهاى بى عيب |
|
|
حديث روشنم عِقد گهر كن |
چراغ مجلس اهل نظر كن |
|
آيات كفايت حق از عبد
قرآن مجيد در باب كفايت حق از عبد در آياتى مىفرمايد:
وَكَفى بِاللّهِ وَليّاً» «1»
و بس است كه خدا سرپرست شما باشد.
وَ كَفى بِاللّهِ نَصيراً» «2»
و كافى است كه خدا ياور شما باشد.
و تَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَ كَفى بِاللّهِ وَكيلًا» «3»
و بر خدا توكّل كن؛ و كارساز بودنِ خدا [نسبت به امور بندگان] كافى است.
وَكَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَنَصيراً» «4»
و كافى است كه پروردگارت [براى تو] راهنما و يارى دهنده باشد.
انّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئينَ» «5»
كه ما [شرّ] استهزا كنندگان را از تو بازداشتهايم.
الَيْسَ اللّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ» «6»
آيا خدا براى بندهاش [در همه امور] كافى نيست؟
عمل براى قيامت
قيامت روزى است كه حضرت حق در كتابهاى آسمانى، و صد و بيست و چهار هزار پيامبر صادق در گفتار خود، و دوازه امام معصوم در كلمات حكيمانه خويش، وقوع و تحقق آن را خبر دادهاند.
قيامت روزى است كه هيچ شك و ترديدى در وقوعش براى قلوب صافيّه و ارواح صالحه وجود ندارد.
قيامت روزى است كه اگر برپا نمىشد عدالت بى مفهوم مىماند.
قيامت روزى است كه تنها آن روز ظرفيّت جزاى نيكوكاران و بدكاران را دارد.
قيامت روزى است كه خداوند در آن روز با رحمت و عدالت به حساب تمام بندگان خواهد رسيد، و به هر كسى برابر اعمالى كه انجام داده اجر و مزد خواهد داد.
قيامت روزى است كه براى تمام حركات بندگان دادگاه تشكيل مىشود، و از همگان نسبت به تمام اعمالشان بازپرسى خواهد شد، و به قول حضرت حق در قرآن مجيد، در آن روز همه انسانها بازپرسى خواهند شد.
حضرت سجّاد عليه السلام در اين قسمت از دعا از حضرت حق درخواست مىكند:
و مرا وادار به برنامه هائى كن كه فرداى قيامت از آن برنامهها از من بازپرسى خواهى كرد كه اگر انجام گرفته باشد سرافراز و اهل سعادت، و اگر كوتاهى شده باشد خجالت زده و مستحق عذاب خواهم بود.
آن برنامههائى كه در قيامت از آن بازپرسى مىشود، عبارت است از عقايد، اخلاقيات، اجراى اوامر و نواهى حضرت حق و انبيا و امامان، انسان نسبت به تمام اعضا و جوارح و حركات و اعمال و نسبت به تمام مردم و خلاصه نسبت به زمين و زمان و تمام نعمتهاى الهى دنيا و آخرت مسؤول است. انسان مكلف به اين حقيقت است كه از تمام نعمتهاى الهى، هماهنگ با دستورها و فرامين وحى استفاده كند.
سؤال از اعمال در قرآن مجيد
قرآن در باره مسؤوليّت انسان در صحراى قيامت مىفرمايد:
فَوَرَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ اجْمَعينَ* عَمّا كانُوا يَعْمَلُونَ» «7»
به پروردگارت سوگند، قطعاً از همه آنان بازخواست مىكنيم.* از اعمالى كه همواره انجام مىدادهاند.
وَقِفُوهُمْ انَّهُمْ مَسْئُولُونَ» «8»
آنان را نگه داريد كه حتماً مورد بازپرسى قرار مىگيرند.
وَلَتُسْئَلُنَّ عَمّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» «9»
و مسلماً ازآنچه همواره انجام مىداديد، بازپرسى خواهيد شد.
وَلَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَمّا كانُوايَفْتَرُونَ» «10»
و روز قيامت از آنچه [به خدا و پيامبر و قرآن] افترا مىبستند، حتماً بازپرسى خواهند شد،
ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيمِ» «11»
آن گاه شما در آن روز از نعمت ها بازپرسى خواهيد شد.
سؤال از اعمال در روايات
حضرت صادق عليه السلام از قول لقمان در نصيحت به فرزندش روايت مىفرمايد:
وَ اعْلَمْ انَّكَ سَتُسْألُ غَداً اذا وَقَفْتَ بَيْنَ يَدَىِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَنْ ارْبَعٍ: شَبابِكَ فيما ابْلَيْتَهُ، وَ عُمْرِكَ فيما افْنَيْتَهُ، وَ مالِكَ مِمَّا اكْتَسَبْتَهُ وَ فيما انْفَقْتَهُ. «12»
فرزندم، آگاه باش فرداى قيامت در موقف حساب، در پيشگاه حضرت حق از چهار چيز باز پرسى خواهى شد:
جوانيت را چگونه گذراندى؟ عمرت را در كجا و در چه برنامههائى تمام نمودى؟ ثروتت را از چه راهى به دست آوردى و در كجا خرج كردى؟
در هر صورت با تمام وجود بايد مواظب تمام لحظات عمر بود كه به اين خرمن پرقيمت الهى آتش مخالفت با برنامههاى الهى نيفتد كه هستى را بر باد مىدهد و در آخرت، آدمى را با تهيدستى و تنگدستى رسواكنندهاى روبرو مىنمايد. وقت پر ارزش خود را در قسمتى صرف عبادات و در قسمتى صرف معاش، و در قسمتى صرف تحصيل معرفت و در قسمتى صرف لذّتهاى حلال كنيد، تا در روز قيامت در برخورد به بازپرسى با سربلندى جواب داده و با كمال آرامش و امنيّت به سوى رضوان حق و بهشت عنبر سرشت حركت كنيد.
كه بهشت محصول چه عقايد و اخلاق و اعمالى است، و جهنّم نتيجه چه برنامههائى است؟ در اين زمينه به روايت بسيار مهمى اشاره مىشود:
رسول خدا صلى الله عليه و آله در حديثى كه مردم را از بسيارى از امور نهى كرده، فرموده است:
مَنْ عَرَضَتْ لَهُ فاحِشَةٌ اوْ شَهْوَةٌ فَاجْتَنَبَها مَخافَةَ اللّهِ عَزّوَجَلَّ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيْهِ النّارَ، وَآمَنَهُ مِنَ الْفَزَعِ الْاكْبَرِ، وَ انْجَزَ لَهُ ما وَعَدَهُ فِى كِتابِهِ فِى قَوْلِهِ تَعالى:
وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ» «13»
الا وَمَنْ عَرَضَتْ لَهُ دُنْيا وَآخِرَةٌ فَاخْتارَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ لَقِىَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لَيْسَتْ لَهُ حَسَنَةٌ يَتَّقِى بِها النّارَ. وَ مَنِ اخْتارَ الْآخِرَةَ وَ تَرَكَ الدُّنْيا رَضِىَ اللّهُ عَنْهُ، وَغَفَرَلَهُ مَساوِىَ عَمَلِهِ. «14»
اگر كسى در معرض گناه كبيرهاى واقع شود، يا به شهوت حرامى برخورد كند و به خاطر ترس از خدا به اجتناب برخيزد، خداوند متعال وجود او را به آتش جهنم حرام كند، و وى را از فزع قيامت امان دهد، و به آنچه در قرآنش وعده داده وفا كند آن جا كه فرموده، براى آنان كه به وقت برخورد با گناه از خدا بترسند دو بهشت مقرر شده است.
بدانيد هر كس در معرض دنيا و آخرت قرار بگيرد، پس آخرت را بگذارد و به دامن دنيا بياويزد، روز قيامت خدا را ملاقات كند در حالى كه وسيلهاى براى حفظ وجودش از آتش جهنم ندارد، و آن كه آخرت را انتخاب و دنياى حرام را بگذارد، از لذت رضايت حق بهره برد، و گناهانش مورد آمرزش قرار گيرد.
|
اى گرفتار جهان پيچ پيچ |
هيچ دانى كاين جهان هيچ است هيچ |
|
|
اى تو از بيراه ره نشناخته |
توسن شهوت به هر سو تاخته |
|
|
راه بيراه است و دزدان آگهند |
همرهان راه، دزدان رهند |
|
|
پشت بر مقصود پوئى تا به كى |
مقصد از بيراهه جويى تا به كى |
|
|
اى ره از بيره به تو نزديك تر |
مقصدت از ره به تو نزديك تر |
|
|
ديو غفلت سوى اين راهت كشاند |
مقصد و مقصود تو درخانه ماند |
|
|
بازگرد اى بى خبر از راه خويش |
بازجو انجام خود زآغاز خويش |
|
(نشاط اصفهانى)
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- نساء (4): 45.
(2)- نساء (4): 45.
(3)- نساء (4): 81.
(4)- فرقان (25): 31.
(5)- حجر (15): 95.
(6)- زمر (39): 36.
(7)- حجر (15): 92- 93.
(8)- صافّات (37): 24.
(9)- نحل (16): 93.
(10)- عنكبوت (29): 13.
(11)- تكاثر (102): 8.
(21)- بحار الأنوار: 13/ 425، باب 18، حديث 19؛ قصص الأنبياء، جزائرى: 329.
(13)- الرحمن (55): 46.
(14)- من لايحضره الفقيه: 4/ 13، حديث 4968؛ وسائل الشيعة: 15/ 209، باب 9، حديث 20297.