منابع مقاله:
کتاب : عرفان اسلامى جلد دهم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
در اين فصل حضرت صادق عليه السلام به مسئله مهم فتوا كه اگر داراى جهت الهى و مثبت باشد باعث نجات مردم و ملّت و بلكه ملّتهاست و اگر داراى جهت منفى باشد، علّت گمراهى مردم و سرافكندگى و سرنگونى ملّتهاست، اشاره مىكنند.
مردم ديندار از روزگاران قديم به انبيا و ائمه و علماى ربّانى دل بسته بودند و امر آنان را در حد قدرت و استطاعت خود اطاعت مىكردند.
تا زمانى كه انبيا و ائمه طاهرين عليهم السلام در بين مردم بودند، مشكلى نبود، مردم با رجوع به انبيا و ائمه عليهم السلام به حكم حقيقى حق دست مىيافتند و به اجرا گذاشته و عمل مىكردند، اما در نبود انبيا و ائمه عليهم السلام نياز شديد به فتوى احساس شد و بزرگان از فقها و علما با شرايطى كه اسلام معين نموده بود به جاى پيامبران و ائمه عليهم السلام نشسته و زمام كشتى زندگى جامعه را به دست گرفتند.
در تمام ادوار پس از غيبت حجّت ثانى عشر، فقهاى بزرگ شيعه در مسئله فتوى جانب الهى آن را پيش گرفته و در تمام حوادث به داد اسلام و مسلمانان واقعى رسيدند و گاهى در اين راه جان عزيز خود را نثار حضرت حق كردند.
اما فقها و قضات مسلكهاى ديگر به ظاهر اسلامى، همانند فقهاى بزرگ شيعه به ميدان نيامده و بلكه بعضى از آنان در جهت استحكام حكومتهاى جور دست به فتوا زده و توده عوام را به دنبال فتواى خود تبديل به پيچ و مهره دستگاه اموى و عباسى و حكومتهاى مانند آنان كرده و خلاصه دين خود را به دنيا فروخته و ميليونها نفر را گمراه نموده، از راه خدا بازداشتند!
دينداران هر يك از مسلكهاى اسلامى، شيعى، زيدى، حنفى، مالكى، حنبلى، شافعى، هميشه متوجه فتواى فقيه و مرجع مربوط به آيين خود بودند، در اين زمينه فقهاى بزرگ شيعه، هميشه شيعه را در جهت برنامههاى الهى و به خصوص حفظ مكتب و بالاخص مبارزه با ستمگران دوران تا ريشهكن شدن آنان هدايت كرده و در اين راه خدمات بس ارزندهاى انجام دادند.
ولى با كمال تأسف بعضى از فقهاى بعضى از مسالك به فتواهاى عجيبى دست زده كه توده مؤمن به آن مسلك، يا نوكر ظلم و ظالم شده و به بند استعمار و استثمار دچار گشته و يا براى نابودى مريدان اهل بيت پيغمبر عليهم السلام و پيروان دوازده امام معصوم عليهم السلام كمر همت بستند و از اين راه هزاران مؤمن خالص را دچار زندانهاى وحشتناك بنى اميه و بنى عباس و حكومتهاى بعد از آنان كرده و وسيله هلاك آن رادمردان الهى شدند و يا در اين زمينه علت تبعيد آزادگان گشته و يا مريدان خود را براى جنگ با شيعه مظلوم بسيج كرده و از اين راه ضربههاى غير قابل جبرانى به انسانيت زدند.
فتواى علامه شلتوت
اين را هم نبايد ناگفته گذاشت كه در ميان فقهاى مسالك ديگر آزادگانى بىنظير و منصفانى بزرگوار چون علّامه شلتوت وجود داشت كه با تمام وجود براى رفع كينهها و دشمنىها و تعصّبهاى بيجا و اختلافات ابليسى فقهاى مسالك ديگر عليه شيعه در كمال قدرت و تا حد از جان گذشتگى كوشيد تا پس از ده قرن كه بر اسلام و مسلمانان گذشته بود- در حالى كه با شيعه اهل بيت عليهم السلام براساس جهتگيرى فقهاى بىانصاف مسالك، عداوت سخت داشتند و حتى حاضر نبودند كتابهاى اصولى و فقهى و استدلالى و علمى شيعه را بخوانند تا راه صحيح را از ناصحيح تشخيص دهند، در ميان انبوه مشكلات و سختىها و تهمتها و افتراها- جواز تقليد از مذهب اماميه را در تمام شؤون در دانشگاه الازهر صادر و به همه جهان فرستاد و از اين راه نام پاك و نيكى را در كتاب روزگار از خود به يادگار گذاشت و رضا و خشنودى حق را با آن فتوا به سوى خود جلب كرد.
آرى، فقيه بزرگ شيخ محمود شلتوت رحمه الله راه انصاف پيش گرفت و برترى تمام شؤون شيعه را از مطالعه كتب شيعه يافت و با كمال جرأت به آن فتواى تاريخى دست زد و خويش را اسوه الهى براى تمام عالمان و فقيهان مسلك حنفى و شافعى و حنبلى و مالكى قرار داد.
خوشا به حال فقيه و قاضى و عالمى كه از اعتماد و اطمينان مردم به خود سوء استفاده نكند و در مسير فتوا دادن فقط و فقط رضاى دوست را در نظر گرفته و تابع خشنودى حق و صلاح دين و ملّت باشد و حاضر نشود دين خود را با تمام هستى در برابر فتواى نابجايى كه از او مىخواهند معامله كند كه در اين معامله ضرر و خسارت با مفتى و قاضى است.
فتواهاى فقهاى عظيم الشأنى كه در زهد و عبادت و دلسوزى نسبت به اسلام و مسلمانان كمنظير بودند، در سختترين شرايط اسلام و مسلمانان را نجات داده است.
فتواى ميرزا حسن شيرازى
فتواى تحريم تنباكو از طرف عالم كمنظير، حاج ميرزا حسن شيرازى، ايران و ملت شيعه را از افتادن به دام استعمار كه به دست ناصر قاجار فراهم شده بود نجات داد. اگر آن فتوا نبود بدون شك به عمر اسلام و استقلال ايران خاتمه داده مىشد و نسل امروز ايران بدون ترديد يك نسل صددرصد مسيحى يا بىدين محض بود.
فتواهايى ديگر از علماء
فتواى شهيد بزرگ شيخ فضل اللّه نورى عليه مشروطه انگليسى در ايران، به بيدارى تشيع سرخ كمك بسزا كرد و خط امامت و رهبرى صحيح را از دستبرد حادثه مصون داشت.
فرياد شهيد سيد حسن مدرس كه از مجتهدان بزرگ روزگار بود و نيز فتواى حاج ميرزا صادق تبريزى و علامه شاه آبادى، حاج آقا جمال اصفهانى و مرحوم بافقى يزدى داير بر اين كه حكومت رضاخان غيرقانونى و غير شرعى و استعمارى است، جلوى بسيارى از خواستهها و نيّتهاى كثيف و پليد رضاخان را گرفت!!
فتواهاى امام خمينى به حكومت مستشاران آمريكايى و روسى و انگليسى و فرانسوى در ايران خاتمه داد.
فتواى او بود كه بناى حزب اللّه را در لبنان مظلوم گذاشت و حزب اللّه در جنگ با آمريكا و اسراييل و انگليس و روس وارد گشته پشت دشمنان خدا را لرزاند.
فتواى شيخ الشريعه و آيت اللّه سيد مصطفى كاشانى و آيت اللّه سيد محمد تقى خوانسارى بود كه اسلام را در عراق از شر اجانب حفظ نمود.
خلاصه بعد از نبوت و امامت، اين فقيهان بزرگ شيعه و بعضى از فقهاى ديگر مسالك اسلامى بودند كه با فتواى الهى خود مكتب الهى را از خطر نابودى حفظ كرده و اسلام و قرآن را در مدار تداوم در بستر تاريخ قرار دادند.
فقيهان از جانب ائمه معصومين عليهم السلام داراى نيابت عامّهاند و روى گردانى از دستورهاى ايشان به فرموده حضرت باقر عليه السلام مساوى با گناه شرك است!
نظر شهيد ثانى به مفتى و فتوا
در زمينه وجود مفتى و فتوا در كتب روايى و فقهى و تفاسير قرآن مطالب فراوان و ارزندهاى آمده كه بازگو كردن همه آنها و توضيح و تفسير جوانب آن مطالب كتاب مستقلى را اقتضا مىكند، به اندازهاى كه به شرح روايت اقدام شده باشد مطالبى را در اين مسئله از «آداب تعليم و تعلّم در اسلام» كه توضيحى بر «مُنْيَةُ الْمُريد» شهيد ثانى است نقل مىكنيم.
مسئله افتا- صادر كردن حكم و فتوى- از مسائل بسيار مهم و در عين حال داراى پاداش بزرگ و فضيلت فراوان و موقعيت شكوهمند و گرانقدرى است؛ زيرا مفتى و مجتهدى كه حكم و فتوا صادر مىكند وارث انبيا و پيغمبران است و مىخواهد به اداى يك واجب كفايى قيام كند.
الْمُفْتى مَوْقِعُ نائِبٍ مِنَ اللّهِ تَعالى «1».
صادر كننده فتوا داراى مقام نيابت الهى است.
پی نوشت :
______________________________
(1)- منية المريد: 279.