پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

عدم اكراه در دين‏

عدم اكراه در دين‏

اولًا مسئله اجبار و اكراه هيچ گونه نفوذ و راهى به عقايد انسان ندارد، كسى كه به امرى از امور معتقد است، و ظرف اين اعتقاد قلب اوست، به زور اسلحه و شمشير نمى‏توان اعتقادى ديگر را به قلب و باطن او نفوذ داد، اگر به حقيقت معتقد به چيزى است چه حق باشد چه باطل و بخواهد بر اعتقادش بماند قطعاً مى‏ماند گرچه براى فرار از اسلحه و اجبار عقيده مخالف اعتقاد خودش را به زبان قبول كند.

ثانياً اگر كافرى بر فرض اعتقاد حقى را به زور بپذيرد و در سايه اجبار و اكراه و اسلحه قبول كند، هيچ بهره و ثوابى براى او نخواهد داشت.

اما وادار كردن ديگران به عمل صالح و امور خير بر اساس اجبار و اكراه، در صورتى كه ميلى به آن ندارد، از نظر شارع مقدس ممنوع و غير مجاز است.

چنانچه كسى ميل به عبادات و خيرات و نيكى‏ها نداشته باشد، ولى او را به زور و به اجبار وادار به اين امور كنند و او با بى‏ميلى آنها را انجام دهد هيچ ثوابى براى او نخواهد داشت.

در سطور گذشته ثابت شد كه جنگ و جهاد در اسلام براى اين نبوده كه مردم كشورها و ملت‏هاى سرزمين‏هاى غير اسلامى را با زور و اسلحه وادار به قبول دين كنند، بلكه جهاد در اكثر از موارد براى دفاع از دين و اهل ايمان و عقب‏

راندن دشمن و شكست طاغوتيان بوده، كه با ابتدا كردن به جنگ مى‏خواستند چراغ دين را خاموش و شيرازه‏ى ملت اسلام را از هم بگسلند.

توسل به اكراه مربوط به كسانى است كه نمى‏توانند يا نمى‏خواهند امور فرهنگى خود را بيان كنند يا فهم طرف مقابل را قاصر از فهم برنامه‏هاى خود مى‏بينند، در اين صورت است كه به زور متوسل شده و مردم را براى تقويت خود، يا خالى كردن جيبشان به اسارت فرهنگى يا سياسى مى‏كشند!

منبع
  • پایگاه عرفان