اما قرآن مجيد عقل را کليد توحيد، علم، امنيت، سلامت دنيا، سلامت جسم، سلامت اخلاق، کليد رسيدن به بهشت و تجلي عقل مطلق عالم ميداند. کدام ترازو ميتواند عقل را بسنجد. فقط خداوند عقل را سنجيده است.
امام صادق (ع) ميفرمايد: وقتي عقل را آفريد به عقل فرمود: محبوبتر از تو را در اين عالم آفرينش، خلق نکردم. يعني خودم با همۀ وجود، عاشق تو هستم.
يک دليل در اين باب است که تمام دانشمندان تاريخ قبول دارند که رسول خدا در بيابان به يک پيرزن قدخميده رسيدند كه با چرخ، نخ ميريسيد. به او فرمودند: آيا در اين بيابان خدا را پيدا کردي؟ گفت: بله. فرمود: چگونه؟ کلاس و معلم که نديده بود. عدّهاي از بياباننشينان در حد خود اسلام را با زحمات پيامبر يافته بودند و به اين پيرزن هم انتقال داده بودند. پيرزن دستش را از روي چرخ برداشت و به پيامبر گفت: چرخ ايستاد. فرمود: چرا؟ به زبان خودش به پيامبر گفت: هر متحرکي در اين عالم محرّک ميخواهد. چرخ چوبي من بدون محرکي مثل دست من، حرکت ندارد. يا رسول الله! چگونه ميلياردها چرخي که در اين عالم ميچرخد، بدون محرک است.
اين يک دليل و قاعده پذيرفته شده از سوي عقل است. يعني پيرزن هم عقلش را به کار گرفت و از دليل حرکت و محرک، دليلي بر اثبات وجود خدا پيدا کرد. خون در بدن ميچرخد؛ چه کسي ميچرخاند؟ قلب، محرک خون است؛ محرک خود قلب کيست؟ قلب در هفتاد سال، سه ميليارد بار، باز و بسته ميشود. در شبانهروز معادل چند هزار ليتر خون را در بدن ميچرخاند و استراحت هم نميکند. چه کسي ميچرخاند؟ خدا با كيست؟
(وَ هُوَ مَعَكُم)
او با شما نيست؟! پس محرک قلب کيست؟
همان محرك قلب، سه جفت چشمۀ آب شيرين زير زبان ما جاري کرده تا صد سال زنده بمانيم. كمي بالاتر، در گوش آب تلخ جاري کرده که هر حشرۀ موذيای قبل از اينکه در گوش فرو رود، از بوي بدش فرار ميکند؛ ولي شما يک بار هم بوي آب تلخ را استشمام نکرديد. او چه کرده که حيوانات و حشرات اين بو را استشمام ميکنند و تو اين بو را استشمام نميکني؟ كمي بالاتر، در چشم هم آب شور جاري ساخته که خشک نشود. سپس لولهکشي آنها را چگونه انجام داده است؟ بعد شما که هر مادۀ تلخي که به زبانتان ميخورد، دور مياندازيد. آب تلخ از کجا درست ميشود؟ خدا کجاست؟ در کنار تمام اين متحرکها، در همه جا خدا هست.
امام حسين (ع) در صحراي عرفات اشک ميريخت و ميگفت:
«عميت عين لاتراک»
کور باد چشمي که تو را نبيند! تو که پيدايي، تو که پيش مني.