منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد دهم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
امير المؤمنين عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مىفرمايد:
فَوْقَ كُلِّ بِرٍّ بِرٌّ حَتّى يُقْتَلَ الرَّجُلُ فِى سَبيلِ اللَّهِ. «1»
بالاى هر نيكوكارى، نيكوكارى ديگرى هست، تا آنگاه كه مرد در راه خدا كشته شود. (كه بالاتر از او نيكوكارى نيست).
رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
فَوَ الَّذى نَفْسِى بِيَدِهِ لَوْ كانَ الاْنْبِياءُ عَلى طَريقِهِمْ لَتَرَجَّلُوا لَهُمْ مِمّا يَرَوْنَ مِنْ بَهائِهِمْ حَتّى يَأْتُوا عَلى مَوائِدَ مِنَ الْجَوْهَرِ فَيَقْعُدُونَ عَلَيْها. «2»
قسم به آن كسى كه جانم به دست اوست، اگر پيامبران در سر راه شهيدان باشند، از جاى خويش به احترام آنها، به خاطر آنچه از عظمتشان مىبينند، برمىخيزند تا بر مائدههائى از گوهر مىآيند و بر آن مىنشينند.
حضرت صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مىكند:
اشْرَفُ الْمَوْتِ قَتْلُ الشَّهادَةِ. «3»
با شرافتترين مرگ، مرگ شهادت است.
امير المؤمنين عليه السلام فرمود:
وَ طيبُوا عَنْ انْفُسِكُمْ نَفْساً، وَ امْشُوا الَى الْمَوْتِ مَشْياً سُجُحاً. «4»
و خوشحال باشيد كه روحتان از بدن جدا گردد، و به آسانى به سوى مرگ برويد.
ارزش شهيد و شهادت در قرآن
قرآن مجيد درباره شهيد مىفرمايد:
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فِى سَبيلِ اللَّهِ امْواتاً بَلْ احْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» «5»
و هرگز گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شدند مردهاند، بلكه زندهاند و نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند.
وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِى سَبيلِ اللَّهِ امْواتٌ بَلْ احْياءٌ وَلكِنْ لاتَشْعُرُونَ» «6»
و به آنان كه در راه خدا كشته مىشوند مرده نگوييد، بلكه [در عالم برزخ] داراى حياتاند، ولى شما [كيفيت آن حيات را] درك نمىكنيد.
وَالَّذينَ قُتِلُوا فِى سَبيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضَلَّ اعْمالَهُمْ* سَيَهْدِيهِمْ وَ يُصْلِحُ بالَهُمْ* وَيُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ» «7»
و كسانى كه در راه خدا به شهادت رسيدهاند، خدا هرگز اعمالشان را باطل و تباه نمىكند.* [خدا] آنان را به زودى [به سرمنزل خوشبختى و كرامت] هدايت مىكند و حالشان را اصلاح مىنمايد؛* و آنان را در بهشتى كه در دنيا به آنان شناسانده در مىآورد.
ارزش شهيد و شهادت در روايات
رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
فَتَكُونُ الطَّعْنَةُ وَ الضَّرْبَةُ اهْوَنَ عَلَى الشَّهيدِ مِنْ شُرْبِ الْماءِ الْبارِدِ فِى الْيَوْمِ الصّائِفِ. «8»
زخم ناشى از اسلحه و ضربت بر شهيد برايش از نوشيدن آب خنك در روز تابستان آسانتر است.
و نيز آن حضرت فرمود:
وَ اذا زالَ الشَّهيدُ مِنْ فَرَسِهِ بِطَعْنَةٍ اوْ بِضَرْبَةٍ لَمْ يَصِلْ الَى الاْرْضِ حَتّى يَبْعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ زَوْجَتَهُ مِنَ الْحُورِ الْعينِ فَتُبَشِّرُهُ بِما اعَدَّ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ مِنَ الْكَرامَةِ. «9»
وقتى كه شهيد به سبب زخم و جراحت نيزه و يا به واسطه ضربتى به زمين بيفتد، هنوز به زمين نرسيده كه خداوند زوجه او را از حورالعين نزد او مىفرستد، پس او را به آنچه خداوند از كرامت و بزرگى خويش براى او آماده كرده است بشارت مىدهد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
لِلشَّهيدِ سَبْعُ خِصالٍ مِنَ اللَّهِ:
اوَّلُ قَطْرَةٍ مِنْ دَمِهِ مَغْفُورٌ لَهُ كُلُّ ذَنْبٍ.
وَ الثَّانِيَةُ: يَقَعُ رَأْسُهُ فِى حِجْرِ زَوْجَتَيْهِ مِنَ الْحُورِ الْعينِ، وَ تَمْسَحانِ الْغُبارَ عَنْ وَجْهِهِ وَ تَقُولانِ: مَرْحَباً بِكَ، وَ يَقُولُ هُوَ مِثْلَ ذلِكَ لَهُما.
وَ الثّالِثَةُ: يُكْسى مِنْ كِسْوَةِ الْجَنَّةِ.
وَالرَّابِعَةُ: تَبْتَدِرُهُ خَزَنَةُ الْجَنَّةِ بِكُلِّ ريحٍ طَيِّبَةٍ ايُّهُمْ يَأْخُذُهُ مَعَهُ.
وَ الْخامِسَةُ: انْ يَرى مَنْزِلَهُ.
وَ السّادِسَةُ: يُقالُ لِرُوحِهِ: اسْرَحْ فِى الْجَنَّةِ حَيْثُ شِئْتَ.
وَ السّابِعَةُ: انْ يَنْظُرَ فِى وَجْهِ اللَّهِ وَ انَّها لَراحَةٌ لِكُلِّ نَبِىٍّ وَ شَهيدٍ. «10»
براى شهيد هفت خصلت از جانب خداست:
اوّل: اولين قطرهاى كه از خونش ريخته شود، تمامى گناهانش بخشيده مىشود.
دوّم: سرش بر دامان دو زوجهاش كه حورالعين هستند واقع مىشود و آنها غبار را از صورتش پاك مىكنند و به او مىگويند: به جاى خوب و وسيعى درآمدى، خوش آمدى، او نيز همان را در پاسخ آن دو مىگويد.
سوّم: از لباسهاى بهشتى بر او مىپوشانند.
چهارم: نگهبانان بهشت با بوى بسيار خوش به سوى او پيشى مىگيرند و هر كدام مىخواهند او را با خود ببرند.
پنجم: منزل يا منزلت خود را در بهشت مىبيند.
ششم: به روح او گفته مىشود: در هر جاى بهشت كه مىخواهى به گردش درآى.
هفتم: نظر مىكند به «وجهاللَّه» كه مايه راحتى براى هر پيامبر و شهيد است.
|
فتادگان سر خود را به خاكِ پا بخشند |
بجان خرند شهادت كه خونبها بخشند |
|
|
خداگواست كه گر جرم ما همين عشق است |
گناه گبر و مسلمان به جرم ما بخشند |
|
|
مريض عشق به زنجير بند نتوان كرد |
در آن ديار كه بيمار را شفا بخشند |
|
|
به گاه عفو گناه از پى رعايت عدل |
جزاى خويش دهندت ز شرم تا بخشند |
|
|
دعاى بى اثرى دارم و هزاران جرم |
مگر مرا به تهيدستى دعا بخشند |
|
|
اميد هست كه بيگانگى عرفى را |
به دوستى سخنهاى آشنا بخشند |
|
(عرفى شيرازى)
[ «19» اللَّهُمَّ وَ أَيُّمَا مُسْلِمٍ خَلَفَ غَازِياً أَوْ مُرَابِطاً فِي دَارِهِ أَوْ تَعَهَّدَ خَالِفِيهِ فِي غَيْبَتِهِ أَوْ أَعَانَهُ بِطَائِفَةٍ مِنْ مَالِهِ اوْ امَدَّهُ بعِتادٍ اوْ شَحَذَهُ عَلى جِهادٍ اوْ اتْبَعَهُ فى وَجْهِهِ دَعْوَةً اوْ رَعى لَهُ مِنْ وَرآئِهِ حُرْمَةً فَاجْرِ لَهُ مِثْلَ اجْرِهِ «20» وَزْناً بِوَزْنٍ وَ مِثْلًا بِمِثْلٍ وَ عَوِّضْهُ مِنْ فِعلِهِ عِوَضاً حاضِراً يَتَعَجَّلُ بِهِ نَفْعَ ما قَدَّمَ وَ سُرُورَ ما اتى بِهِ إِلَى أَنْ يَنْتَهِيَ بِهِ الْوَقْتُ إِلَى مَا أَجْرَيْتَ لَهُ مِنْ فَضْلِكَ وَ أَعْدَدْتَ لَهُ مِنْ كَرَامَتِكَ]
خدايا! هر مسلمانى كه عهدهدار امور خانه رزمنده يا مرزدارى شود، يا در نبود او به كفالت و سرپرستى خانوادهاش اقدام كند، يا به قسمتى از مالش او را يارى دهد، يا او را به ساز و برگ جنگ مدد رساند، يا همّت او را براى رفتن به جهاد تند و تيز گرداند، يا وى را در برابرش به دعاى خير همراهى كند، يا پشت سرش آبروى او را حفظ نمايد، به او نيز اجر همان رزمنده و مرزدار را، وزن به وزن و مثل به مثل عنايت فرما، و عمل او را پاداشى نقد عطا كن، كه بدون درنگ، سود كارى كه پيشاپيش فرستاد، و شادى عملى كه به جا آورد، در همين دنيا به دست آورد، تا عمرش به پايان رسد، و به آن پاداشى برسد كه از احسانت بر او روا داشتهاى، و از كرامتت براى او مهيّا ساختهاى.
كمك به جهادگران
رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره كسى كه در امور جهاد و برنامههاى خانوادگى مجاهد، با نيّت پاك به رزمنده كمك كند و در حقيقت در نبود او جانشين وى در شؤون كارى و خانوادگيش شود فرمود:
پاداش كسى كه براى خدا، مجاهد در راه خدا را تجهيز نمايد و وسايل لازم را در اختيار او بگذارد، مانند پاداش همان مجاهدى است كه در راه خداوند جهاد مىكند، و نيز پاداش كسى كه اداره امور خانواده مجاهد را بر عهده بگيرد مانند پاداش همان مجاهدى است كه در راه خدا به جهاد مىپردازد. «11» و نيز آن حضرت فرمود:
شام و صبحى را براى خداوند سپرى كردن- در پاسدارى در راه خدا- از دنيا و هر چه در آن است بهتر است. «12» و نيز آن جناب فرمود:
كسى كه پيام جهادگر را برساند، مانند كسى است كه بندهاى را آزاد كرده باشد، و در پاداش جهاد با جهادگر شريك مىباشد. «13» از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده:
مَنْ جَهَّزَ غازِياً بِسِلْكٍ اوْ ابْرَةٍ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأَخَّرَ. «14»
هر كس كه رزمندهاى را اگر چه به يك نخ يا سوزنى تجهيز كند، خداوند تمامى گناهان گذشته و آينده او را خواهد آمرزيد.
و نيز آن حضرت فرمود:
الا انَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيُدْخِلُ بِالسَّهْمِ الْواحِدِ الثَّلاثَةَ الْجَنَّةَ، عامِلَ الْخَشَبَةِ، وَ الْمُقَوِّىَ بِهِ فِى سَبيلِ اللَّهِ، وَ الرّامِىَ بِهِ فِى سَبيلِ اللَّهِ. «15»
آگاه باشيد به درستى كه خداوند به يك تير سه نفر را داخل بهشت مىكند:
1- كسى كه چوب كمان را در راه خدا بسازد.
2- كسى كه تيرها را بخرد و به رزمندهاى بدهد تا در راه خدا به طرف دشمن بيندازد.
3- كسى كه تيرها را در راه خدا به طرف دشمن پرتاب كند.
[ «21» اللَّهُمَّ وَ أَيُّمَا مُسْلِمٍ أَهَمَّهُ أَمْرُ الْإِسْلَامِ وَ أَحْزَنَهُ تَحَزُّبُ أَهْلِ الشِّرْكِ عَلَيْهِمْ فَنَوَى غَزْوىً أَوْ هَمَّ بِجِهَادٍ فَقَعَدَ بِهِ ضَعْفٌ أَوْ أَبْطَأَتْ بِهِ فَاقَةٌ أَوْ أَخَّرَهُ عَنْهُ حَادِثٌ أَوْ عَرَضَ لَهُ دُونَ إِرَادَتِهِ مَانِعٌ فَاكْتُبِ اسْمَهُ فِي الْعَابِدِينَ وَ أَوْجِبْ لَهُ ثَوَابَ الْمُجَاهِدِينَ وَ اجْعَلْهُ فِي نِظَامِ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ «22» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَاةً عَالِيَةً عَلَى الصَّلَوَاتِ مُشْرِفَةً فَوْقَ التَّحِيَّاتِ صَلَاةً لَا يَنْتَهِي أَمَدُهَا وَ لَا يَنْقَطِعُ عَدَدُهَا كَأَتَمِّ مَا مَضَى مِنْ صَلَوَاتِكَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ إِنَّكَ الْمَنَّانُ الْحَمِيدُ الْمُبْدِئُ الْمُعِيدُ الْفَعَّالُ لِمَا تُرِيدُ]
خدايا! هر مسلمانى كه كار اسلام او را نگران كند، و گرد آمدن مشركين عليه مسلمين او را به اندوه نشيند، پس قصد جنگ، يا آهنگ جهاد كند، ولى ناتوانى و سستى او را بنشاند، و تنگدستى و حاجت او را وادار به كندى و درنگ كند، يا پيش آمدى او را از رفتن به تأخير اندازد، يا مانعى در برابر ارادهاش قد علم كند، نامش را در زمره عبادت كنندگان ثبت فرما، و ثواب مجاهدان را بر او واجب كن، و وى را در سلك شهيدان و شايستگان قرار ده.
خدايا! بر محمّد بنده و رسولت، و آل محمّد درود فرست؛ درودى برتر از درودها، و از نظر رفعت و مرتبه، بالاى همه درودها، كه مدّتش به پايان نرسد، و شمارهاش قطع نشود؛ درودى كاملتر از درودهايى كه گذشت، از درودهايى كه بر يكى از دوستانت فرستادى. تو عطا بخش ستودهاى، آغاز كننده و بازگردانندهاى، هر چه را بخواهى انجام مىدهى.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- بحار الأنوار: 97/ 50، باب 5، حديث 30؛ الخصال: 1/ 9، حديث 31.
(2)- مستدرك الوسائل: 11/ 12، باب 1، حديث 12289؛ صحيفة الرضا عليه السلام: 92، حديث 27.
(3)- بحار الأنوار: 97/ 8، باب 1، حديث 4؛ الأمالى، شيخ صدوق: 488، حديث 1.
(4)- نهج البلاغه: خطبه 65؛ غرر الحكم: 334، حديث 7707.
(5)- آل عمران (3): 169.
(6)- بقره (2): 154.
(7)- محمّد (47): 4- 6.
(8)- مستدرك الوسائل: 11/ 11، باب 1، حديث 12289؛ بحار الأنوار: 97/ 13، باب 1، حديث 27.
(9)- مستدرك الوسائل: 11/ 11، باب 1، حديث 12289؛ صحيفة الرضا عليه السلام: 92، حديث 27.
(10)- وسائل الشيعة: 15/ 16، باب 1، حديث 19920؛ عوالى اللآلى: 3/ 182، حديث 3. (11)- مستدرك الوسائل: 11/ 24، باب 3، حديث 12335؛ صحيح البخارى: 3/ 214؛ صحيح مسلم: 6/ 42.
(12)- سنن النسائى: 6/ 15، كنز العمال: 10/ 561، حديث 30245.
(13)- الكافى: 5/ 8، حديث 9؛ تهذيب الأحكام: 6/ 123، باب 54، حديث 9؛ از جهاد تا شهادت: 141.
(14)- مستدرك الوسائل: 11/ 24، باب 3، حديث 12333؛ الخلاف، شيخ طوسى: 5/ 517.
(15)- الكافى: 5/ 50، حديث 13؛ وسائل الشيعة: 15/ 140، باب 58، حديث 20168.