ملا طاهر قزوينى، در شهر قزوين، كتابى از ملا محسن فيض به دستش رسيد و اين علم پيچيده فيض را متوجه نشد. گفت: نويسنده اين كتاب، كافر است. فيض انسان كوچكى نبود. چهارصد سال است كه مردم و علما سر سفره فيض كاشانى هستند. سه ماه بعد دريافت كه اشتباه كرده است. با پاى برهنه، حدود صد و چند كيلومتر، از قزوين و بويين زهرا و جاده ساوه به قم آمد و نود كيلومتر هم تا كاشان آمد و درِ خانه فيض را زد. فيض گفت: كيست؟ با گريه گفت :
«يا محسن قد أتاك المسىء»
گفت من در حق تو اشتباه كردم. اين هم پاهاى تاول زدهام. آمدهام بگويم: اشتباه كردهام. من طاقت عذاب خدا را ندارم.
آتش عشق از من ديوانه پرس
كوكبه شمع ز پروانه پرس
ما كه در اين آتش سوزندهايم
كشته عشقيم و به او زندهايم
آرى عنوان مرجعيت و رئيس جمهور و استاد و استاديار كارساز نيست، بلكه تنها عشق، كارساز است.