منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد دهم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
هدف از آفرينش هستى، پرستش و عبوديّت است. خداوند متعال همه مقدّرات و اسباب امور را براى رسيدن انسان به مقام عبوديّت فراهم ساخته است.
آفريدگار هستى فرمود:
وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» «1»
و جن و انس را جز براى اينكه مرا بپرستند نيافريديم.
انديشه در آفرينش و آفريدگار آن و تدبّر در نقش اراده الهى در همه كائنات هستى سبب بيدارى دل و روشن بينى در اطاعت خداوند مىشود. به گونهاى كه حق تعالى اين توجّه را زمينه پاكسازى نفس قرار مىدهد و مىفرمايد:
يأَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِى خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» «2»
اى مردم! پروردگارتان را كه شما و پيشينيان شما را آفريده است، بپرستيد تا [با پرستيدن او] پروا پيشه شويد.
بنابراين كسى كه در طاعت و عبادت و بندگى خداوند سرگرم است، نعمتها و بركات زيادى نصيب او مىشود كه قسمت اندكى از آن را در دنيا دريافت مىكند و سهم بيشتر از آن كه به گوش و چشم و فكر آدمى نيامده است؛ در آخرت به او داده مىشود.
عبادت و بندگى در روايات
امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
قالَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى: يا عِبادِىَ الصِّدِّيقينَ تَنَعَّمُوا بِعِبادَتى فِى الدُّنْيا فَإِنَّكُمْ تَتَنَعَّمُونَ بِها فِى الْآخِرَةِ. «3»
خداى پاك و بلند مرتبه فرموده است: اى بندگان راستين من! در دنيا به عبادت من شادمان شويد؛ زيرا كه در آخرت به وسيله آن بهرهمند مىشويد.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود:
أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ فَعانَقَها، وَ أَحَبَّها بِقَلْبِهِ وَ باشَرَها بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَها، فَهُوَ لايُبالى عَلى ما أصْبَحَ مِنَ الدُّنْيا عَلى عُسْرٍ أَمْ عَلى يُسْرٍ. «4»
برترين مردم كسى است كه عاشق عبادت شود پس دست در گردن آن آويزد و از سويداى دل دوستش بدارد و با پيكر خود با آن در آميزد و خويش را وقف آن گرداند. و او را باكى نباشد كه دنيايش به سختى و تلخى يا به آسانى و گوارايى بگذرد.
امام على عليه السلام مىفرمايد:
التَّفَكُّرُ فى مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ عِبادَةُ الْمُخْلَصينَ. «5»
انديشيدن در پادشاهى آسمانها و زمين، پرستش بندگان با اخلاص است.
و نيز فرمود:
التَّفَكُّرُ فى آلاءِ اللَّهِ نِعْمَ العِبادَةِ. «6»
فكر كردن در نعمتهاى خداوند، نيكو عبادتى است.
زيرا كه به وسيله معرفت حق، اداى شكر و افزونى نعمتها مىگردد.
بر پايه آنچه از آيات درباره هدف خلقت انسان و موجودات استفاده مىشود، بيهوده نبودن آفرينش و ارزشهايى كه براى عبوديّت و بندگى در برنامه زندگى بشر بيان شده، بسيار مورد تأكيد معصومان و اولياى الهى قرار گرفته است.
حضرت سجّاد عليه السلام در وصاياى خود مىفرمايد:
فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبادَ اللَّهِ وَ تَفَكَّرُوا وَ اعْمَلُوا لِما خُلِقْتُم لَهُ فَانَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثًا وَ لَمْ يَتْرُكْكُم سُدىً قَدْ عَرَّفَكُمْ نَفْسَهُ وَ بَعَثَ إِلَيْكُمْ رَسُولَهُ وَ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ كِتابَهُ فِيهِ حَلالُهُ وَ حَرامُهُ وَ حُجَجُهُ وَ أَمْثالُهُ. «7»
بندگان خدا! از خدا بپرهيزيد و بيانديشيد و براى هدف آفرينش خود كار كنيد؛ زيرا خداوند شما را بيهوده نيافريده و رهايتان ننموده است. خود را به شما معرفى كرده است، كتاب خويش را نازل نموده و در آن حلال و حرام را بيان فرموده و دلايل و نمونههايى را توضيح داده است.
امام على عليه السلام در جوامع كلم خود مىفرمايد:
سَكِّنُوا فِى أَنْفُسِكُمْ مَعْرِفَةَ مَا تَعْبُدُونَ حَتّى يَنْفَعَكُمْ مَا تُحَرِّكُونَ مِنَ الْجَوَارِحِ بِعِبادَةِ مَنْ تَعْرِفُونَ. «8»
شناخت خدايى را كه مىپرستيد در جانهاى خود جاى دهيد تا خم و راست شدنهايتان براى عبادت كسى را كه مىشناسيد، سودمند باشد.
بنابراين شناخت و آگاهى و يقين در سلامت و پذيرش عبادت، نقش محورى دارد؛ و وسيلهاى محكم براى ارتباط بين ربوبيّت و عبوديّت است. و هر كه شرايط بندگى را به جاى آورد و حق مولا را بشناسد، سزاوار آزادى و رهايى از بند وابستگىهاى مادّى و دنيوى مىگردد.
حقيقت بندگى در كلام امام صادق عليه السلام
امام صادق عليه السلام در پاسخ پرسش كسى كه از حقيقت بندگى پرسيد، فرمود:
حقيقت بندگى سه چيز است:
1- اينكه بنده در آنچه خداوند به او عطا فرموده است ملك خود نداند؛ زيرا بندگان خدا مالك نيستند و هر چه دارند از خداست و هر جا خدا امر كند بايد مصرف كنند.
2- اينكه بندهاى هرگز قدرت ندارد تنها با انديشهاش تدبير و چارهانديشى كند.
3- اينكه همه كوشش او در امورى است كه خداوند به آنچه امر كرده انجام دهد و به آنچه نهى نموده است مرتكب نشود ...
سپس فرمود: اين سه ويژگى، نخستين درجه پرهيزگاران است. «9»
«9» اللَّهُمَّ إِنِّي أَتُوبُ إِلَيْكَ فِي مَقَامِي هَذَا مِنْ كَبَائِرِ ذُنُوبِي وَ صَغَائِرِهَا وَ بَوَاطِنِ سَيِّئَاتِي وَ ظَوَاهِرِهَا وَ سَوَالِفِ زَلَّاتِي وَ حَوَادِثِهَا تَوْبَةَ مَنْ لَا يُحَدِّثُ نَفْسَهُ بِمَعْصِيَةٍ وَ لَا يُضْمِرُ أَنْ يَعُودَ فِي خَطِيئَةٍ «10» وَ قَدْ قُلْتَ- يَا إِلَهِي- فِي مُحْكَمِ كِتَابِكَ إِنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِكَ وَ تَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَ تُحِبُّ التَّوَّابِينَ فَاقْبَلْ تَوْبَتِي كَمَا وَعَدْتَ وَ اعْفُ عَنْ سَيِّئَاتِي كَمَا ضَمِنْتَ وَ أَوْجِبْ لِي مَحَبَّتَكَ كَمَا شَرَطْتَ «11» وَ لَكَ- يَا رَبِّ- شَرْطِي أَلَّا أَعُودَ فِي مَكْرُوهِكَ وَ ضَمَانِي أَنْ لَا أَرْجِعَ فِي مَذْمُومِكَ وَ عَهْدِي أَنْ أَهْجُرَ جَمِيعَ مَعَاصِيكَ
خدايا! در اين موقعيّتى كه هستم، از گناهان بزرگ و كوچكم، و پوشيده و آشكارم، و از لغزشهاى گذشته و جديدم به سويت توبه مىكنم؛ توبه كسى كه با خود از گناه سخن نمىگويد، و انديشه بازگشتن در عرصه خطا را به خاطرش راه نمىدهد.
اى خداى من! در كتاب محكم و استوارت فرمودى: «بازگشت و توبه بندگانت را مىپذيرى، و از گناهان گذشت مىكنى، و توبه كنندگان را دوست دارى.» پس چنانكه وعده دادى، توبهام را بپذير و همان گونه كه ضمانت كردى از گناهانم گذشت كن، و چنانكه شرط فرمودى محبّتت را بر من واجب گردان.
من هم اى پروردگارم! در برابر اين همه عنايات تو تعهّد و شرطم اين است كه به آنچه پسند تو نيست برنگردم و ضمانتم اين است كه به آنچه مورد نكوهش توست بازنگردم، و پيمانم اين است كه از تمام گناهانت دورى كنم.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- ذاريات (51): 56.
(2)- بقره (2): 21.
(3)- الكافى: 2/ 83، حديث 2؛ بحار الأنوار: 67/ 253، باب 55، حديث 9.
(4)- الكافى: 2/ 83، حديث 3؛ بحار الأنوار: 67/ 253، باب 55، حديث 10.
(5)- غرر الحكم: 56، حديث 545.
(6)- غرر الحكم: 56، حديث 534.
(7)- بحار الأنوار: 75/ 128، باب 21، حديث 1؛ تحف العقول: 274.
(8)- بحار الأنوار: 75/ 63، باب 16، حديث 151؛ تحف العقول: 223.
(9)- بحار الأنوار: 1/ 224، باب 7، حديث 17؛ مشكاة الأنوار: 326.