پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

روايات و مسئله يقين

روايات و مسئله يقين

عَنْ جابِر قالَ لى أَبُو عَبْدِاللّهِ  عليه‏السلام : يا أَخا جُعْفٍ إِنَّ الإيمانَ أَفْضَلُ مِنَ الاْءِسْلامَ وَإِنَّ الْيَقينَ أَفْضَلُ مِنَ الإِيمانِ ، وَما مِنْ شَىْ‏ءٍ أَعَزَّ مِنَ الْيَقينَ  . « جابر جعفى مى‏گويد: حضرت صادق عليه‏السلام به من گفت: اى برادر جعفى ايمان از اسلام برتر است، ويقين از ايمان بالاتر است، وچيزى گرانبهاتر از يقين نيست.
مجلسى بزرگ  رحمه‏الله در توضيح اين روايت مى‏فرمايد :  يقين در وجود هركه تجلى كند ، از او معصيت صادر نمى‏شود ، امّا در ايمان اين‏طور نيست ، به خصوص كه ايمان اكثر مردم تقليدى و ظنى است و با كمترين وسوسه نفس يا شيطان از بين مى‏رود . نمى‏بينيد وقتى طبيب مى‏گويد : فلان غذا براى فلان مرض ضرر دارد ، يا باعث فزونى مرض يا دير خوب شدن است و مردم قول طبيب را سخت عمل مى‏كنند ؛ امّا با اين همه آيات خدا و اخبارى كه از انبيا و ائمه  عليهم‏السلام درباره خطرات و آثار شوم معاصى رسيده تصريح شده است كه گناهان باعث هلاكت و عذاب شديد است ، مردم كمتر توجه مى‏كنند و اين نيست مگر از
ضعف ايمان و نبود يقين . عَنْ أَبى الْحَسَنِ  عليه‏السلام قالَ : سَمِعْتُهُ يَقُولُ : الإيمانُ فَوْقَ الإسْلامِ بِدَرَجَةٍ ، وَالتَّقْوى فَوْقَ الإيمانِ بِدَرَجَةٍ ، وَالْيَقينُ فَوْقَ التَّقْوى بِدَرَجَة ، وَما قُسِّمَ فى النّاسِ شَىْ‏ءٌ أَقَلَّ
مِنَ الْيَقينِ  . از امام رضا  عليه‏السلام روايت شده است كه فرمود : ايمان درجه‏اى از اسلام بالاتر
  است و تقوا درجه‏اى برتر از ايمان است و يقين به درجه‏اى فوق تقواست و چيزى در ميان مردم كمتر از يقين تقسيم نشده . آرى ، يقين پس از عبور از تمام مراحل اسلام و ايمان و تقوا به دست مى‏آيد . كسى كه اين مراحل عالى را به دست آورد و به عرصه يقين قدم بگذارد البته شاهد عنايات مهمى از خداى بزرگ خواهد شد .عَنْ يُونُس قالَ : سَأَلْتُ أَبى الْحَسَنِ الرِّضا  عليه‏السلام عَنِ الإِيمانِ وَالاْءِسْلامِ فَقالَ : قالَ أَبُوجَعْفرٍ  عليه‏السلام : إِنّما هُوَ الاْءِسْلامُ ، وَالإِيمانُ فَوْقَهُ بِدَرَجَةٍ ، وَالتَّقْوى فَوْقَ الاْءِيمانِ بِدَرَجَةٍ وَالْيَقينُ فَوْقَ التَّقْوى بِدَرَجَةٍ ، وَلَمْ يُقَسِّمْ بَيْنَ النَّاسِ شَىْ‏ءٌ أَقَلَّ مِنَ الْيَقينِ قالَ : قُلْتُ : فَأَىُّ شَىْ‏ءٍ الْيَقينُ قالَ : التَّوَكُّلُ عَلَى اللّهِ ، وَالتَّسْليمُ للّهِ ، وَالرِّضا بِقَضاءِ
اللّهِ ، وَالتَّفْويضُ إِلَى اللّهِ قُلْتُ : فَما تَفْسيرُ ذلِكَ ، قالَ هكذا قالَ أَبُوجَعْفَرٍ  عليه‏السلام  . يونس مى‏گويد : از حضرت رضا  عليه‏السلام درباره ايمان و اسلام پرسيدم ، فرمود : امام باقر  عليه‏السلام فرموده : اسلام است و ايمان به درجه‏اى فوق آن و تقوا فوق ايمان و يقين بالاتر از تقواست و چيزى كمتر از يقين بين مردم قسمت نشده است ، عرضه داشتم : يقين چيست ؟ فرمود : تكيه بر خدا ، تسليم به خدا ، رضايت به قضاى الهى ، واگذاردن برنامه به او ، عرض كردم تفسير اينها چيست ؟ فرمود : اين طور امام باقر  عليه‏السلام فرمود .
 در اين روايت مهم دقّت كنيد ، چگونه ممكن است كسى كه در همه حال تكيه بر خدا دارد و در همه شؤون تسليم حضرت اوست و به تمام داده‏هاى خداوند راضى است و امورش را به حق واگذار كرده و به مرتبه يقين رسيده ( كه اين چهار علامت نشان مى‏دهد كه به حق اليقين رسيده ) گناه از او سر بزند ؟ آنان كه به چنين مرتبه‏اى از يقين دست مى‏يابند همانان‏اند كه حضرت صادق  عليه‏السلام درباره آنان مى‏فرمايد : وَإِذا
أَشْرَقَ نُورُ اليَقينِ فى الْقَلْبِ شاهَدَ الفَضْلَ . عَنْ أَبى عَبْدِاللّهِ  عليه‏السلام قالَ : مِنْ صِحَّةِ يَقينِ الْمَرْءِ الْمُسْلِم أَنْ لا يُرْضِى النّاسَ بِسَخَطِ اللّهِ ، وَلا يَلُومَهُمْ عَلى ما لَمْ يُؤْتِهِ اللّهُ ، فَإِنَّ الرِّزْقَ لا يَسُوقُهُ حِرْصُ حَريصٍ وَلا يَرُدُّهُ كِراهِيَّةُ كارِهٍ ، وَلَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ كَما يَفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لاََدْرَكَهُ رِزْقُهُ ، كَما يُدْرِكُهُ الْمَوْتُ ثُمَّ قالَ : إِنَّ اللّهَ بِعَدْلِهِ وَقِسْطِهِ جَعَلَ الرُّوحَ وَالرَّاحَةَ فى الْيَقينِ وَالرِّضا وَجَعَلَ الْهَمَّ وَالْحُزْنَ فى الشَّكِّ وَالسَّخَطِ  . امام صادق  عليه‏السلام فرمود : يقين در وجود مرد مسلمان علاماتى دارد و آن اين است كه دارنده يقين به خاطر دنيا و شؤون آن خشنودى مردم را با سخط خدا معامله نمى‏كند و مردم را به آنچه خداوند از مال دنيا به آنان نداده سرزنش نمى‏نمايد ؛ زيرا يقين دارد كه خداوند بيش از آنچه در دست اوست روزى او نكرده است . رزق چيزى نيست كه عامل جلبش حرص حريص باشد ، يا عوامل ردّش نگرانى شخص نگران باشد ، اگر يك نفر از شما از رزق چنانچه از مرگ فرار مى‏كند بگريزد بداند كه روزى او به او مى‏رسد چنان كه مرگ به او مى‏رسد سپس فرمود : خداوند به عدل و دادش ، آرامش قلب و راحت بدن را در يقين و رضا قرار داده و غم و غصّه را در شكّ و ترديد و ناخشنودى از داده‏اش قرار داده . امام صادق  عليه‏السلام مى‏فرمايد :
رسول خدا  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نماز بامداد را با مردم گزارد و به جوانى در مسجد نگاه كرد كه چرت مى‏زد و سر به زير داشت ، رنگش زرد شده بود و تنش لاغر و ديده‏هايش به گودى نشسته بود . به او فرمود : چگونه صبح كردى ؟ گفت : يا رسول اللّه در حال يقين . رسول خدا  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از گفته او در شگفت شد و فرمود : براى هر يقينى حقيقت و علامتى است ، حقيقت يقين تو چيست ؟ جواب داد : يقين من آن است كه مرا در غم فرو برده و شبم را به بى‏خوابى كشيده و روز گرمم را به تحمّل تشنگى واداشته ،جانم از دنيا و آنچه در اوست به تنگ آمده و روى‏گردان شده تا جايى كه مى‏بينم عرش خداوندم براى حساب برپاست و همه مردم بر آن محشورند و من در ميان آنانم ، گويا مى‏نگرم به اهل بهشت كه در نعمت‏اند و با يكديگر در تعارف و به پشتى‏ها تكيه زده‏اند و گويا مى‏نگرم دوزخيان را كه زير شكنجهايند و فرياد مى‏كنند ! خيال مى‏كنى من الآن لغزه آتش دوزخ را مى‏شنوم كه در گوشم مى‏گردد و مى‏چرخد . رسول خدا  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به اصحابش فرمود : اين بنده‏اى است كه خدا دلش را به نور ايمان روشن كرده . سپس فرمود : اى جوان ! آنچه دارى از آن با شدت نگهدارى كن .
سپس جوان گفت : يا رسول اللّه ! دعا كن كه به همراه تو شربت شهادت بنوشم ، پيامبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهبرايش دعا كرد ، چيزى نگذشت كه در يكى از جنگ‏ها پس از نه تن
شهيد شد و او نفر دهم بود . مجلسى  رحمه‏الله در ذيل اين روايت مى‏گويد :
 در قلب انسان پرده‏هايى‏ست تاريك و تيره كه نمى‏گذارند نور حقيقت در آن
بتابد و با خموشى و بى‏خوابى و گرسنگى و مراقبت دائم اين پرده‏ها دريده شود
و حقيقت تجلى مى‏كند .  سپس علامه مى‏فرمايد :  در حديث نبوى به برخى از اين پرده‏ها اشاره شده است كه فرمود : اگر شياطين گرد دل آدميزاد نگردند به ملكوت آسمان چشم اندازند  البته براى از بين بردن اين پرده‏ها و غبار كدورتها ، بهترين راه اجراى فرامين حق و دورى از هر گناه صغيره و كبيره است و اگر انسان بتواند چهل روز وجودش را از غير حق پاك كند ، اين نور تجلى خواهد كرد و چشمه‏هاى حكمت از قلب بر زبان
جارى خواهد شد ، چنانچه در روايتى به همين معنا اشاره شده : من أَخْلَصَ للّهِ أَرْبَعينَ صَباحاً ظَهَرَتْ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ يَنابيعُ الْحِكْمَةَ  . هر كس چهل روز را مخلصانه براى خدا صبح كند چشمه‏هاى حكمت از
قلبش بر زبانش آشكار مى‏شود .  و چون آن نور درآيد انسان موفق به مشاهده الطاف خاصّه ربّانى خواهد شد و به فرموده حضرت صادق  عليه‏السلام : وَإِذا أَشْرَقَ نُورُ اليَقينِ فى الْقَلْبِ شاهَدَ الفَضْلَ وَإِذا تَمَكّنَ
مِنْهُ چون يقين در قلب انسان جاى گرفت ، اميد به عنايات الهى و ثواب جزيل خداوندى و از همه مهمتر اميد رسيدن به مطلوب و معشوق حقيقى و رسيدن به مقام قرب پروردگار پديدار خواهد گشت .

منبع
  • بر گرفته از كتاب عرفان اسلامي استاد حسين انصاريان