همّام شخصيتى است كه در مقدمه خطبه متقين « نهج البلاغه » اميرالمؤمنين عليهالسلام آمده است : حضرت به او اصرار كردند كه به همين آيهاى كه خواندم قناعت كن ، گفت : نه . البته او ، فرد نادرستى نبود ، چون وقتى به اميرالمؤمنين عليهالسلام عرض كرد : « صف لى المتقين » عاشقان ، دلدادگان و پاكان در خانه خدا را براى من توصيف كن كه چه اوصافى دارند و كيستند ؟ حضرت فرمود :
« اِتَّقِ اللّه وَ أَحْسِنْ »
اين دو برنامه ؛ تقوا و احسان . بعد اين آيه آخر سوره نحل را خواندند :
«إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّ الَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ»
و بعد سكوت كردند . فرمود : اين وصف عاشقان خداست . زلف زندگى عاشقان خدا ، به گناه گره نمىخورد و از هيچ كار خيرى فرار نمىكنند .
خدا در اين مسير ، اين احساس را به آدم مىدهد . با متصف شدن به آن حقيقتى كه خدا فرمود ، اين احساس در انسان ظهور مىكند .
« فلم يقنع همّام بهذا القول » گفت : آقا ! كم است . بر حضرت خيلى سنگين بود كه ادامه بدهند ، اما او اصرار كرد . حضرت فرمودند : حالا كه مصرّ هستى ، پس گوش بده . آن وقت شروع به گفتن كردند .
كلمه « على » به حروف ابجد ، عددش صد و ده است ، حضرت دقيقا صد و ده ويژگى براى عاشقان خدا ذكر كردند . همّام نعرهاى زد و از دنيا رفت . حق دارند ، چون به قدرى بار عاطفى و درونى اين محبت سنگين است كه گاهى قلب را از كار مىاندازد . بار محبت از هر بارى سنگينتر و گرانتر است .