آيت الله جوادى آملى مىفرمودند :
لحظات آخر عمر علامه طباطبايى ـ صاحب كتاب تفسير « الميزان » ـ به ديدن ايشان رفتم ، ديدم نشستهاند و چشم ايشان به گوشهاى خيره شده است و حرف نمىزنند ، فقط وقتى مىخواستند از دنيا بروند ، زير لب گفتند : هشتاد سال به انتظار اين لحظه بودم كه تو را ببينم ، حال ديدم . اين را گفتند و رحلت كردند .
اين مزد هزينه كردن عمر به صورت مثبت است . خيلى غصّه مىخورم براى جوانها در روزى كه مىخواهند بميرند و در آرزوى چند زن و دختر آه بكشند كه كجا هستند ؟ چند دختر آلوده به فرهنگ اسراييل و آمريكا را هنگام مردن مىخواهى چه كار ؟ مىخواهند براى تو چه كار كنند ؟ بيايند آنجا كه باز تحريك شهوت كنند ؟ آنجا كه ديگر جاى تحريك شهوت نيست . اگر راست مىگويند ، بيايند تو را از دست ملك الموت درآورند . با خدايى كه « لايمكن الفرار من حكومتك » چه كار مىخواهند بكنند ؟ يا كسى كه عمرى بر محور اسكناس بوده و هنگام مردن ، به هر چه كه در اين دنيا هست ، بد و بىراه مىگويد كه چرا دارند مرا از پولهايم جدا مىكنند ؟
غسل در اشك زدم كاهل طريقت گويند
پاك شو اول و پس ديده بر آن پاك انداز