مرحوم آخوند ملا عباس يك هفته قبل از مرگش هم اين حرفها را مىزد. فرزندش با قلم خودش نوشته، يك هفته قبل از مرگش به پيغمبر و ائمه اطهار عليهمالسلام رو در رو سلام كرد، يعنى خدا چشمش را باز كرده بود. مىگويند: فلانى چشم برزخى دارد يعنى آنچه ديگران نمىبينند او مىبيند، كه همه هم مىتوانند چشم برزخى پيدا بكنند، البته براى ديدن حقايق نه براى ديدن اسرار مردم! خداوند متعال بزرگوارتر از اين است كه چشمى به افراد بدهد كه اسرار مردم را ببينند، آبروى مردم پيششان برود! خداوند متعال بر هر گنهكارى حرام كرده كه گناهش را براى ديگران تعريف كند! فرموده: به خودم بگو! براى چه آبرويت را پيش ديگران بريزى؟
سلام مىكند به فاطمه زهرا و مىبيند، بعد خطاب به زينب كبرى عليهاالسلام مىكند، مىگويد: خانم! من در دوره عمرم خيلى براى شما گريه كردم! مگر گريه بر زينب كبرى مورد نظر است؟ شخصيت مگر تا كجاست؟
اين را از زبان حضرت زهرا عليهاالسلام بشنويد: دختر پيغمبر مىگويد: زينب تازه راه افتاده بود، من بلند شدم رفتم خانه پيغمبر، گفتم: يكى دو روز است چيزهاى عجيبى از اين دختر مىشنوم! فرمود: فاطمه جان! چه مىگويد؟ گفت: زينب زياد به حسين خيره مىشود! حسين مىخواهد بيرون برود زار زار گريه مىكند! به او مىگويم مادر الان بر مىگردد، ...
اين ارزش را بايد با گناه و معاصى معامله كرد؟ اين ارزش را بايد با شهوات حرام معامله كرد؟ انسان چه جايگاهى در اين عالم خلقت دارى؟
آيا ارزشهايى كه بر اثر خلاف و عصيان كم كردى، مىتوانى دوباره به قيمت برسانى؟ قرآن مىفرمايد: مىشود! چگونه؟
« قُلْ يَـعِبَادِىَ الَّذِينَ أَسْرَفُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ »
وقتى به غفور و رحيم برمىگردى مىتوانى خودت را به ارزش برسانى، چقدر كريم و عظيم هستى!
كسانى كه محكوم به قصاص و اعدام شوند، به امام صادق عليهالسلام مىفرمايد: «قيامت هم خدا اينها را عذاب مىكند؟ مىفرمايد: خداوند كريمتر از آن است كه جرم بندهاش را دو بار جريمه كند! همان يك بارى كه در دنيا جريمه شد پاكش مىكند!»
ولى امام زين العابدين عليهالسلام مىفرمايد: «اينقدر با من مدارا كرد كه من يك عمر است گناه كردم، خيال مىكنم تو از من حيا مىكنى! جورى با من رفتار كردى انگار تو از من حيا مىكنى!»