كمال انسان و عبوديت او
تهران، حسينيه هدايت رمضان 1374
الحمدلله رب العالمين و صلّى اللّه على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.
آنچه در خانه خلقت است در راه مصالح و منافع و كمال انسان قرار داده شده است:
« وَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِى السَّمَـوَ تِ وَ مَا فِى الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَـتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ »[1]
اين آيات شريفه نشان مىدهد كه انسان مافوق همه موجودات عالم خلقت و مادون پروردگار عالم است، مقام بالاتر از انسان خداست و هر مقام ديگرى در اين عالم هستى وجود دارد، مقام مادون انسان است! البته همه اين واقعيت به صورت استعداد و قوه و نيرو است كه حالت سرمايه اوليه را دارد. حالا با اين سرمايه انسان بايد كاسب شود به اين صورت كه از اين سفره آسمانها و زمين خرج كند، براى اينكه به لقا و وصال حق و رضاى حق و به رنگ حق برسد.
ياد منعم
در برخورد با اين سفره گسترده حق يعنى مادون را خرج خود كردن براى رسيدن به مافوق كه خداست. ما بايد سه مسأله را ملاحظه كنيم: در مسأله اول ديدن منعم است، ديدن او كه اين سفره را پهن كرده است! و اين ديدن به عبارت ديگر ياد منعم و توجه به منعم است، يك توجه عميق قلبى، يعنى خدا را كنار اين نعمتى كه مىخواهم خرج كنم، متوجه و متذكر باشم! اين يك مسأله.
ديدن نعمت
مسأله دوم: ديدن خود نعمت است كه اين نعمتى كه الان در اختيار من قرار گرفته، فرض كنيد كه نعمت چشم است، تا بيدار هستم مىخواهم ببينم، نعمت گوش است، تابيدار هستم مىخواهم بشنوم! نعمت زبان است مىخواهم حرف بزنم! نعمت معده است مىخواهم بخورم! نعمت شهوت است مىخواهم لذت ببرم! نان و حبوبات و سبزيجات و ميوه جات است، هوايى است كه تنفس مىكنم.
خود نعمت را ببينم، كه چند ميليارد چرخ در اين عالم گشته تا اين نعمت در اختيار من قرار گرفته است! البته خود خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد: اگر بخواهيد بشماريد نمىشود!
« وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَآ »[2]
يك سانتيمتر مكعب خاك، چه فعل و انفعالاتى در آن صورت مىگيرد تا گندم درست شود، اين يك كتاب مىخواهد! بعد مسأله گردش زمين به دور خودش است كه شب و روز پيدا شود كه دانه يخ نزند يا نسوزد! گردش زمين به دور خورشيد است و پيدايش چهار فصل براى به وجود آمدن اين دانه! مقدار انرژى است كه براى دانه مصرف مىشود، اتمهاى اكسيژن و هيدروژن است كه براى ساخته شدن يك گندم سر از تليارد در تليارد مىزند! كه اگر تمام انسانها با كارخانهها كنار هم قرار بگيرند يك دانه گندم نمىتوانند بسازند!
« فَلْيَنظُرِ الاْءِنسَـنُ إِلَى طَعَامِهِ »[3]
هدف در نعمتها
مسأله سوم: هدف از عنايت كردن اين نعمت چه بوده است؟ هيچ كسى در دنيا كار بيهوده نمىكند! بى سوادها هم كار بيهوده نمىكنند تا چه رسد به وجود مقدس پروردگار كه عليم و حكيم و عزيز و غفور و رحيم و عادل است! آنجا كه اصلا كار بىاساس محال است، هر چه انجام داده بر اساس حكمت است! بايد ببينيم خداوند متعال از در اختيار گذاشتن اين نعمت چه مقصودى داشته است؟ سه تا مسأله است: خدا ديدن در كنار نعمت تا از خودبينى رها شود.
عذاب قارون
درد قارون چه بوده كه قرآن مجيد او را رد كرده و در قرآن مجيد مىگويد: به زمين گفتم دهان باز كن خودش و هر چه جمع كرده پايين ببر[4] كه بيداران راه خدا مىگويند: هنوز قارون با ثروتش دارد پايين مىرود! كجا مىرود ما نمىدانيم! جبرئيل به پيامبر گفت: از وقتى خدا مرا خلق كرده ما يك دانه سنگ رها كردهايم براى اينكه بخورد به آخر جهنم، تا حالا هنوز صداى اين سنگ را نشنيدهايم![5] اينكه قرآن مىگويد:
« ثُمَّ رَدَدْنَـهُ أَسْفَلَ سَـفِلِينَ »[6]
اين ديگر نهايت پستى است. چرا قارون به اين عذاب مبتلا شد؟ چون خدا را كنار نعمت نديد! موسى و مردم متدين فقط يك كلمه به قارون گفتند:
« وَ أَحْسِن كَمَآ أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ »[7]
اين ثروتى كه خدا به تو داده احسان خدا به تو بوده، تو هم به ديگران مقدارى احسان كن! همهاش را لازم نيست احسان كنى! خدا چه كسى را دعوت كرده كل ثروتت را بده؟ خدا به پيغمبرش مىفرمايد:
« وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ »[8]
فرشهاى زير پاى زن و بچه ات را در راه من نده!
وجوب پرداخت خمس
« أَحْسِن »
حالا همين را خدا به ما هم مىگويد: پول به تو دادم خوب هم خرج كردى، حالا هم سر سالت است، هزار تومان اضافه آمده، دويست تومانش را در راه خدا بده.
من گاهى روى خمس پافشارى مىكنم؛ چون خودم خمس بده هستم! راحت هستم كه دارم اين معروف خدا را مىگويم: چون پروردگار به مسيح فرمود: چيزى كه خودت ندارى مردم را به آن موعظه نكن، اول خودت را موعظه كن، بعد مردم را! به مسيح فرمود:
اول در خودت به وجود بياور بعد به مردم بگو! خودت اول خمس بده بعد به مردم بگو خمس بدهند!
اما قارون جواب موسى را چه داد؟ او هم يك كلمه فقط گفت، همين يك كلمه هم باعث عذاب ابد او شد! گفت:
« أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِى »[10]
خودم زحمت كشيده و اين مال را به دست آوردم، ارتباطى به خدا ندارد.
سجده نكردن شيطان
خدا به ملائكه گفت به آدم سجده كنيد:
« فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَ اسْتَكْبَرَ »[11]
به ابليس گفتم:
« مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ »[12]
چه شد كه سجده نكردى؟ گفت:
« خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ »[13]
اين ايراد كار ابليس بود، اين ايراد كار قارون بود، حالا خدا به شما مىگويد: خمس بده، نگو خودم عرق ريختم، به دست آوردم، به خدا ربطى ندارد؟! همان معامله را هم پايان كار خدا با تو مىكند! خدا با اسم دعوا ندارد، با اخلاق قارون دعوا دارد! با اخلاق ابليس دعوا دارد.
گناه و عقوبت لواط
يك وقتى اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: كسانى كه به گناه خطرناك همجنس بازى دچار باشند، مرگشان مانند مرگ قوم لوط است! فرمود: دم مرگ از سنگهاى جهنم چنانچه در قرآن هست به آنها مىبارند و آنها بلافاصله بعد از مرگ به جهنم برده مىشوند![14] يكى هم اين برنامه را داشت، اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: قبرش را بشكافيد، شكافتند نبود، فرمود: اللّه اكبر كه اين مُرد و او را داخل آن قوم بردند![15] قوم لوط خصوصيتى ندارند، عملشان مطرود است! خود قارون و ابليس خصوصيتى ندارند، عملشان مطرود است.
كنار نعمت اول بايد صاحب نعمت را ديد كه اين زبان، اين گوش، اين چشم، اين زبان، اين عقل، اين دست، اين پا، اين پوست، اين لب، اين دندان، اين مرى، اين معده، اين روده، اين خون، اين قلب، اين نخود، اين پرتقال، به تمام عالم قسم، نه مولدش من هستم و نه ملك من است، من يك مهمان هستم و كل اينها هم براى خاطر هدفى از جانب او به من داده شده است! من مالك نيستم.
هدف در صرف نعمتها
اين همه نعمت را براى چه به شما دادم؟ هدف اين است:
كه اين نعمت را مصرف بكنيد براى اينكه بعد از مصرف نعمت، خرج من شويد كه در اين خرج شدن براى من، شما سود ابدى به دست مىآوريد! حالا براى من هم كه خرج شويد چيزى نصيب من نمىشود. در خرج شدنتان براى من، سود ابد نصيب شما مىشود.
اين سه مسأله. منعم را كنار نعمت ببينيد. خود نعمت و مسير خرج نعمت را هم ببينيد تا خودتان را ارزان نفروشيد!
والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته
[1] ـ جاثيه 45 : 13؛ «و همه آنچه را در آسمانهاست و آنچه را در زمين است از سوى خود
براى شما مسخّر و رام كرد ؛ بىترديد در اين امور براى مردمى كه مىانديشند، نشانههايى [بر ربوبيت، حكمت و قدرت خدا] ست.»
[2] ـ نحل 16 : 18؛ «و اگر نعمت هاى خدا را شماره كنيد ، هرگز نمىتوانيد آنها را به شمار
آوريد.»
[3] ـ عبس 80 : 24؛ «پس انسان بايد به خوراكش با تأمل بنگرد.»
[4] ـ اشاره به سوره قصص آيات 81 ـ 83؛ « فَخَسَفْنَا بِهِ وَ بِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَ مَا كَانَ مِنَ الْمُنتَصِرِينَ * وَ أَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْاْ مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِوَ يَقْدِرُ لَوْلاَ أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْكَـفِرُونَ * تِلْكَ الدَّارُ الْأَخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لاَ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِى الْأَرْضِ وَلاَ فَسَادًا وَ الْعَـقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ »
[5] ـ بحار الأنوار: 8/291، باب 24، حديث 30؛ تفسير القمى: 2/3؛ «عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنِ
الصَّادِقِ عليهالسلام فِي خَبَرِ الْمِعْرَاجِ قَالَ قَالَ النَّبِيُّ صلىاللهعليهوآله سَمِعْتُ صَوْتاً أَفْزَعَنِي فَقَالَ لِي جَبْرَئِيلُ أَ تَسْمَعُ يَا مُحَمَّدُ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ هَذِهِ صَخْرَةٌ قَذَفْتُهَا عَنْ شَفِيرِ جَهَنَّمَ مُنْذُ سَبْعِينَ عَاماً فَهَذَا حِينَ اسْتَقَرَّتْ قَالُوا فَمَا ضَحِكَ رَسُولُ اللَّهِ صلىاللهعليهوآله حَتَّى قُبِضَ قَالَ فَصَعِدَ جَبْرَئِيلُ وَ صَعِدْتُ حَتَّى دَخَلْتُ سَمَاءَ الدُّنْيَا فَمَا لَقِيَنِي مَلَكٌ إِلاَّ وَ هُوَ ضَاحِكٌ مُسْتَبْشِرٌ حَتَّى لَقِيَنِي مَلَكٌ مِنَ الْمَلاَئِكَةِ لَمْ أَرَ أَعْظَمَ خَلْقاً مِنْهُ كَرِيهُ الْمَنْظَرِ ظَاهِرُ الْغَضَبِ فَقَالَ لِي مِثْلَ مَا قَالُوا مِنَ الدُّعَاءِ إِلاَّ أَنَّهُ لَمْ يَضْحَكْ وَ لَمْ أَرَ فِيهِ مِنَ الاِسْتِبْشَارِ مَا رَأَيْتُ مِمَّنْ ضَحِكَ مِنَ الْمَلاَئِكَةِ فَقُلْتُ مَنْ هَذَا يَا جَبْرَئِيلُ فَإِنِّي قَدْ فَزِعْتُ مِنْهُ فَقَالَ يَجُوزُ أَنْ تَفْزَعَ مِنْهُ فَكُلُّنَا يَفْزَعُ مِنْهُ إِنَّ هَذَا مَالِكٌ خَازِنُ النَّارِ لَمْ يَضْحَكْ قَطُّ وَ لَمْ يَزَلْ مُنْذُ وَلاَّهُ اللَّهُ جَهَنَّمَ يَزْدَادُ كُلَّ يَوْمٍ غَضَباً وَ غَيْظاً عَلَى أَعْدَاءِ اللَّهِ وَ أَهْلِ مَعْصِيَتِهِ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ بِهِ مِنْهُمْ وَ لَوْ ضَحِكَ إِلَى أَحَدٍ كَانَ قَبْلَكَ أَوْ كَانَ ضَاحِكاً إِلَى أَحَدٍ بَعْدَكَ لَضَحِكَ إِلَيْكَ وَ لَكِنَّهُ لاَ يَضْحَكُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَرَدَّ السَّلاَمَ عَلَيَّ وَ بَشَّرَنِي بِالْجَنَّةِ فَقُلْتُ لِجَبْرَئِيلَ وَ جَبْرَئِيلُ بِالْمَكَانِ الَّذِي وَصَفَهُ اللَّهُ مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ أَ لاَ تَأْمُرُهُ أَنْ يُرِيَنِي النَّارَ فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ يَا مَالِكُ أَرِ مُحَمَّداً النَّارَ فَكَشَفَ عَنْهَا غِطَاءَهَا وَ فَتَحَ بَاباً مِنْهَا فَخَرَجَ مِنْهَا لَهَبٌ سَاطِعٌ فِي السَّمَاءِ وَ فَارَتْ وَ ارْتَفَعَتْ حَتَّى ظَنَنْتُ لَيَتَنَاوَلُنِي مِمَّا رَأَيْتُ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ قُلْ لَهُ فَلْيَرُدَّ عَلَيْهَا غِطَاءَهَا فَأَمَرَهَا فَقَالَ لَهَا ارْجِعِي فَرَجَعَتْ إِلَى مَكَانِهَا الَّذِي خَرَجَتْ مِنْهُ الْخَبر.»
[6] ـ تين 95 : 5؛ «آن گاه او را [ به سبب گناهكارى ] به [ مرحله ] پستترينِ پَستان
بازگردانديم .»
[7] ـ قصص 28 : 77؛ «و نيكى كن همان گونه كه خدا به تو نيكى كرده است.»
[8] ـ اسراء 17 : 29؛ «و به طور كامل هم [ در انفاق ] دست و دل باز مباش [ كه چيزى براى
معاش خودت باقى نماند ].»
[9] ـ مجموعة ورام: 1/239؛ «قِيلَ أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى بَعْضِ أَنْبِيَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ عِظْ نَفْسَكَ فَإِنِ
اتَّعَظْتَ فَعِظِ النَّاسَ وَ إِلاَّ فَاسْتَحْيِ مِنِّي.»
[10] ـ قصص 28 : 78؛ «اين [ ثروت و مال انبوه ] را بر پايه دانشى كه نزد من است به من
دادهاند.»
[11] ـ بقره 2 :34؛ «[ پس ] سجده كردند مگر ابليس كه سر پيچيد و تكبّر ورزيد.»
[12] ـ اعراف 7 : 12؛ «چه چيز تو را مانع شد كه سجده نكردى ؟»
[13] ـ اعراف 7 : 12؛ «مرا از آتش پديد آوردهاى و او را از گِل آفريدى .»
[14] ـ بحار الأنوار: 76/71، باب 71، حديث 24؛ المناقب لابن شهرآشوب: 2/364؛ «أَبُو الْقَاسِمِ الْكُوفِيُّ وَ الْقَاضِي النُّعْمَانِيُّ فِي كِتَابَيْهِمَا قَالاَ رُفِعَ إِلَى عُمَرَ أَنَّ عَبْداً قَتَلَ مَوْلاَهُ فَأَمَرَ بِقَتْلِهِ فَدَعَاهُ عَلِيٌّ عليهالسلام فَقَالَ لَهُ أَ قَتَلْتَ مَوْلاَكَ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَلِمَ قَتَلْتَهُ قَالَ غَلَبَنِي عَلَى نَفْسِي وَ أَتَانِي فِي ذَاتِي فَقَالَ عليهالسلام لِأَوْلِيَاءِ الْمَقْتُولِ أَ دَفَنْتُمْ وَلِيَّكُمْ قَالُوا نَعَمْ قَالَ وَ مَتَى دَفَنْتُمُوهُ قَالُوا السَّاعَةَ قَالَ لِعُمَرَ احْبِسْ هَذَا الْغُلاَمَ فَلاَ تُحْدِثْ فِيهِ حَدَثاً حَتَّى تَمُرَّ ثَلاَثَةُ أَيَّامٍ ثُمَّ قُلْ لِأَوْلِيَاءِ الْمَقْتُولِ إِذَا مَضَتْ ثَلاَثَةُ أَيَّامٍ فَاحْضُرُونَا فَلَمَّا مَضَتْ ثَلاَثَةُ أَيَّامٍ حَضَرُوا فَأَخَذَ عَلِيٌّ عليهالسلام بِيَدِ عُمَرَ وَ خَرَجُوا ثُمَّ وَقَفَ عَلَى قَبْرِ الرَّجُلِ الْمَقْتُولِ فَقَالَ لِأَوْلِيَائِهِ هَذَا قَبْرُ صَاحِبِكُمْ قَالُوا نَعَمْ قَالَ عليهالسلام احْضُرُوا فَحَضَرُوا حَتَّى انْتَهَوْا إِلَى اللَّحْدِ فَقَالَ أَخْرِجُوا مَيِّتَكُمْ فَنَظَرُوا إِلَى أَكْفَانِهِ فِي اللَّحْدِ وَ لَمْ يَجِدُوهُ فَأَخْبَرُوهُ بِذَلِكَ فَقَالَ عَلِيٌّ عليهالسلام اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ اللَّهِ مَا كَذَبْتُ وَ لاَ كُذِبْتُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلىاللهعليهوآله يَقُولُ مَنْ يَعْمَلْ مِنْ أُمَّتِي عَمَلَ قَوْمِ لُوطٍ ثُمَّ يَمُوتُ عَلَى ذَلِكَ فَهُوَ مُؤجَّلٌ إِلَى أَنْ يُوضَعَ فِي لَحْدِهِ فَإِذَا وُضِعَ فِيهِ لَمْ يَمْكُثْ أَكْثَرَ مِنْ ثَلاَثٍ حَتَّى تَقْذِفَهُ الْأَرْضُ إِلَى جُمْلَةِ قَوْمِ لُوطٍ الْمُهْلَكِينَ فَيُحْشَرُ مَعَهُمْ.»
بحار الأنوار: 12/160، باب 7، حديث 9؛ تفسير القمى: 1/336؛ «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلام فِي قَوْلِهِ وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ مُسَوَّمَةً قَالَ مَا مِنْ عَبْدٍ يَخْرُجُ مِنَ الدُّنْيَا يَسْتَحِلُّ عَمَلَ قَوْمِ لُوطٍ إِلاَّ رَمَى اللَّهُ كَبِدَهُ مِنْ تِلْكَ الْحِجَارَةِ يَكُونُ مَنِيَّتُهُ فِيهَا وَ لَكِنَّ الْخَلْقَ لاَ يَرَوْنَهُ.»
[15] ـ مستدرك الوسائل: 14/344، باب 15، حديث 16906؛ «الشَّيْخُ أَبُو الْفُتُوحِ الرَّازِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ، عَنْ أَمِيرِ الْمُؤمِنِينَ عليهالسلام أَنَّهُمْ أَتَوْهُ بِغُلاَمٍ وَ قَالُوا إِنَّهُ قَتَلَ مَوْلاَهُ وَ شَهِدَ الشُّهُودُ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤمِنِينَ مَا تَقُولُ يَا غُلاَمُ قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤمِنِينَ أَنَا قَتَلْتُهُ قَالَ وَ لِمَ قَالَ لِأَنَّهُ كَانَ يُكْرِهُنِي عَلَى الْفَسَادِ يَعْنِي اللِّوَاطَ فَدَافَعْتُهُ فَأَدَّى إِلَى الْقَتْلِ وَ لَمْ أَقْصِدْ قَتْلَهُ وَ قَصَدْتُ دَفْعَهُ فَلَمْ يَنْفَعْ وَ غَلَبَ عَلَيَّ وَ عَمِلَ بِيَ الْفَسَادَ فَقَتَلْتُهُ حَسَداً فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤمِنِينَ عليهالسلام لاَ بُدَّ لَكَ مِنَ الشُّهُودِ فَقَالَ مِنْ أَيْنَ لِيَ الشُّهُودُ رَجُلٌ فِي دَارِهِ فِي اللَّيْلَةِ الْمُظْلِمَةِ وَ أَنَا فِي مِلْكِهِ وَ يَدِهِ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤمِنِينَ عليهالسلاملَمَّا جَرَحْتَهُ هَلْ سَمِعْتَ مِنْهُ تَوْبَةً قَالَ لاَ قَالَ عليهالسلام اللَّهُ أَكْبَرُ السَّاعَةَ يَتَبَيَّنُ أَنَّكَ صَدَقْتَ أَوْ كَذَبْتَ اذْهَبُوا فَانْبُشُوا قَبْرَهُ فَإِنْ كَانَ فِي الْقَبْرِ فَهَذَا الْغُلاَمُ كَاذِبٌ فَاقْتَصُّوا مِنْهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ فَالْغُلاَمُ صَادِقٌ فَأَطْلِقُوا عَنْهُ فَقَالَ قَوْمٌ الْعَجَبُ مِنْ أَمْرِ عَلِيٍّ عليهالسلام كَانَ يَحْكُمُ إِلَى هَذَا الْيَوْمِ فِي الْأَحْيَاءِ وَ الْيَوْمَ يَحْكُمُ فِي الْأَمْوَاتِ فَذَهَبُوا إِلَى قَبْرِهِ وَ نَبَشُوهُ فَلَمْ يَجِدُوهُ فِيهِ فَرَجَعُوا إِلَيْهِ عليهالسلام وَ أَخْبَرُوهُ فَقَالَ أَطْلِقُوا عَنِ الْغُلاَمِ فَإِنَّهُ صَادِقٌ فَقَالُوا يَا أَمِيرَ الْمُؤمِنِينَ مِنْ أَيْنَ قُلْتَ هَذَا فَقَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلىاللهعليهوآله يَقُولُ مَنْ عَمِلَ عَمَلَ قَوْمِ لُوطٍ وَ خَرَجَ مِنَ الدُّنْيَا بِغَيْرِ تَوْبَةٍ ذَهَبَ اللَّهُ بِهِ إِلَى قَوْمِ لُوطٍ حَتَّى يَكُونَ فِيهِمْ وَ يُحْشَرَ مَعَهُمْ.»