پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

استعدادهاى ذاتى انسان

استعدادهاى ذاتى انسان

كلام در مقام ذاتى انسان بود كه مجموعه‏اى از استعدادهاى عظيم الهى است، استعدادهايى كه خداوند متعال مخصوص به اين موجود قرار داده و ساير موجودات ديگر عالم، به اين صورت بهره و نصيبى ندارند. به همين خاطر در قرآن مجيد در سوره مباركه جاثيه فرمود: آنچه كه در همه آسمانها و زمين است مسخر انسان هستند يعنى در راه منافع و مصالح او قرار دارد.

سخن ديگر هم در اين مسأله بود كه با قدرت اين مقام ذاتى و با نيروى اين استعدادهاى الهى، انسان مى‏تواند مقاماتى را تحصيل كند و از خداوند متعال فيوضاتى را دريافت كند.

كتاب خدا در سوره مباركه فاطر آيه نوزدهم، مردم را دو گروه معرفى مى‏كند:

گروهى كه استعدادهاى داده شده حق را فقط در راه امور مادى مصرف مى‏كنند، و به تعبير اهل حال، گرفتار گردش وضعى هستند. اين تعبير از وجود مبارك اميرالمؤمنين  عليه‏السلام نقل شده كه مى‏فرمايد: اين گروه فقط دور خودشان  مى‏چرخند و در اين چرخ مجبور هستند.

از اين حركتش در طول هفتاد سال، استعدادهايش را بكار بگيرد چيزى به دست نمى‏آورد؛ چون راهى را طى نكرده است. در يك نقطه هفتاد سال گشته، كهنه شده، پوك شده، پوچ شده مى‏افتد و مى‏ميرد و دست خالى از رحمت خدا وارد عالم بعد مى‏شود! چنين آدمى با اين گردش عين گوشت در چرخ گوشت مى‏ماند، يك تعبيرى قرآن در سوره انعام دارد:

 « وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ »

 اين آدم، تكه تكه شده و هيچ چيز از او نمى‏ماند كه بتواند در بازار قيامت به مشترى آن يعنى خدا تحويل دهد و در مقابل آن عوض بگيرد: چرا كه در سوره توبه مى‏فرمايد:

 « إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ »

  امام صادق  عليه‏السلام مى‏فرمايد:

فقط يك مقدار پوست و گوشت و خون باقى مى‏ماند، چون رشدى كه نكرده و حركت الى اللّه نداشته است! و اين مقدار گوشت و پوست و استخوان را هم حيوانات دارند و خدا هم با حيوانات طرف معامله نيست. خدا در هيچ كجاى قرآن مجيد نفرموده كه من با حيوان هم معامله مى‏كنم! طرف معامله انسان است. جنسى كه اين انسان مى‏تواند به پروردگار عالم ارائه دهد نفس تزكيه شده است كه هدف بعثت انبياء مى‏باشد:

 « هُوَ الَّذِى بَعَثَ فِى الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُواْ عَلَيْهِمْ ءَايَـتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ »

 حالا اگر كسى نفس را تزكيه و تصفيه نكند، جنس قابل فروش در بازار قيامت نخواهد داشت. يعنى بايد نبوت انبياء و امامت امامان و آيات قرآن در اين نفس تجلى بكند. و نفس از پيغمبران و از ائمه و از قرآن شكل بگيرد، البته با رعايت:

 « لاَ يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا »

 حالا هيچ كس به ما نمى‏گويد كه مطابق با ابراهيم بايد شكل بگيرى، نه، ولى به ابراهيم اقتدا كن، حالا صف اول نمى‏توانى بايستى امام شوى، مأموم كه مى‏توانى باشى! ابراهيم توانست امام شود:

 « إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا »

  حالا من كه نمى‏توانم امام شوم، مأموم كه مى‏توانم بشوم، تا قابل خريد خدا شوم.

منبع
  • پایگاه عرفان