پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

شناخت بصير و اعمى

شناخت بصير و اعمى

سخن در شناخت بصير و اعمى بود. با اين استعدادهاى گران قيمتى كه خداوند متعال به انسان مرحمت فرموده، انسان مى‏تواند با راهنمايى پروردگار و با صحيح به كار گرفتن نعمت‏ها، تبديل به يك موجود بصير بشود، وصفى كه مربوط به حضرت حق است:

 « إِنَّ اللَّهَ سَمِيعُ بَصِيرٌ »

 و حقيقتى است كه از مشرق وجود پاك انبياى خدا طلوع كرده است! مقام بصيرت و مقام آگاهى يك مقام الهى است. ديد صحيح نسبت به صاحب عالم، ديد صحيح نسبت به خود عالم، و ديد صحيح نسبت به خويشتن! اما اگر اين استعدادها به كار گرفته نشود، و انسان حبس در بدن شود، خادم و خدمتگزار و فداى بدن شود، راهى را خلاف طبيعت خلقت خودش طى مى‏كند، كور مى‏شود و در اين تاريكى خطرناك، ديگر صاحب عالم را نمى‏بيند، عالم را به حقيقتى كه هست مشاهده نمى‏كند و به قول قرآن مجيد خودش را هم از ياد مى‏برد:

  « وَ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ نَسُواْ اللَّهَ فَأَنسَـهُمْ أَنفُسَهُمْ »

 خود فراموشى مادر همه بيماريهاست كه جايگاه خودم را از ياد ببرم. مقامات ذاتى خودم را از ياد ببرم.

آنگاه قرآن مجيد مى‏فرمايد: در تمام معاملاتى كه انجام مى‏دهم، دچار خسارت مى‏شوم. چون با كورى معامله مى‏كنم، هر كسى طرف مقابل من است مى‏تواند بر سر من كلاه بگذارد و مى‏تواند مرا غارت كند.

كتاب خدا آمده و مردم را به دو قسمت تقسيم كرده: يك عده‏اى را مى‏فرمايد: اعمى هستند، نه اينكه چشم سرشان كور باشد، چشم سر دارند، ولى ديدشان ديد حيوانات است، خيلى محدود مى‏بينند. بدن را مى‏بينند و تقاضاهاى بدن را حس مى‏كنند به همين خاطر هم

 «يَحُومُ حَوْمَ نَفْسِهِ»

 دور خودش مى‏چرخد، هيچ چيز به دست نمى‏آورد، چون راه نمى‏رود. اگر حيات را طولى بپيمايد به همه چيز مى‏رسد. يك دايره‏اى به نام بدن براى خودش حس كرده، تمام هويت خودش را بنام جهان و هستى و نعمت‏ها را فقط در بدن مى‏بيند كه اگر بخواهد خودش را تعريف كند، هيچ كدام از اين تعريفهايى كه در حق انسان كرده‏اند را به كار نمى‏گيرد!

منبع
  • پایگاه عرفان