چه بسا اتفاق افتد كه گاهى بخاطر ناآگاهى و غفلت به سبب دور بودن از تربيت صحيح اسلامى يا علت ديگر زنى نسبت به شوهرش دچار روح ناسازگارى باشد و شوهر را در رنج و مضيقه قرار دهد، و صفا و صميمت خانه را به كدورت و تلخى تبديل نمايد.
در اين زمينه لازم است شوهر به جاى تندى و خشونت و اضافه كردن تلخى و كدورت به دقت عوامل ناسازگارى را بررسى كند، و چنانچه خود قدرت علاج نداشته باشد، به وسيلهى شخصى بيدار و عالمى متعهد، و بزرگى از خانواده به رفع مشكل اقدام نمايد، و براى خشكاندن ريشههاى ناسازگارى همراه با تحمل و بردبارى بكوشد، با چنين برخوردى به يارى خداى توانا نارسائىها و ناسازگارىها از ميان خواهد رفت، و نظام خانواده استحكام خواهد يافت و طلاق روى زشت خود را نشان نخواهد داد.
همهى مردان و زنان به ويژه مردان و زنان جوان بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه هيچ زنى براى هيچ شوهرى، و هيچ شوهرى براى هيچ زنى، عنصر كامل و ايدهآل نيست، زن و شوهر بايد راه سازش و محبت و نوازش و مهر را بر راه ستيز و نزاع و تلخى و تندى و خصومت و اهانت مقدم بردارند.
زنان ناسازگار را مىتوان از راه نصيحت به هنگام لحظات عاطفى و بدور از چشم ديگران به سازگارى واداشت، و با بيان و تشريح زيانهاى ناسازگارى و اشكالات عدم تفاهم وى را قانع ساخت، كه نتيجهى اين گونه ناسازگارىها سرانجام به خود او باز خواهد گشت، و وى را به انواع محروميتهاى عاطفى و غريزى، و بىيار و ياور شدن دچار خواهد ساخت.
از نكاتى كه بايد به ويژه شوهران جوان آن را همواره رعايت كنند، اجتناب از اهانت به همسر و احترام به او و خانوادهى وى و توسعه در زندگى و تأمين نيازهاى جنسى و روحى همسر است، كه هر گونه بهانه را از دست او مىگيرد.
ترغيب همسر به استقلال فكرى و كوتاه كردن دخالتهاى نابجاى ديگران نه خيرخواهى و هدايت دلسوزان، ترسيم آيندهى زندگى مشترك، و در ميان گذاردن مشكلات زندگى بدون ملاحظه و حجب و حيا و استمداد از خود وى براى پيروزى بر مشكلات مزبور يكى از راههاى بسيار مناسب براى ادامهى زندگى مشترك است.
براى مردانى كه با همسرى ناسازگار سر و كار دارند توجه به زندگى انبيا و ائمه و سازگارى آنان با سلاح اخلاق حسنه و عفو و گذشت لازم است، تا از زندگى آن بزرگواران و صبر و تحملشان درسهاى آموزندهاى بگيرند.
امام صادق (ع) مىفرمايد:
«كانت امرءة عند ابى تؤذيه فيغفر لها:»
پدرم زن ناسازگارى داشت كه همواره آن حضرت را رنج و آزار مىداد ولى پدرم با كمال بزرگوارى از او گذشت مىكرد.
حضرت هود (ع) كه از پيامبران خداست و در بسيارى از آيات قرآن از وى سخن به ميان آمده، همسرى داشت كه وى را آزار مىداد، و گاهى دشمن را بر ضد هود مىشورانيد، ولى آن حضرت سلامتى و زنده بودن او را از خدا مىخواست و مىفرمود: مؤمن را كسى آزار و رنج مىدهد و چه بهتر كه اين آزار از جانب زنى باشد كه در اختيار شوهر است.
برخورد با زن ناسازگار با اخلاق حميده و رفتار پسنديده، و گذشت از او نهايتاً او را سر عقل خواهد آورد، و به پشيمانى وادار خواهد ساخت، و در آتش ناسازگارى او را خاموش خواهد نمود، و وى را به تواضع و فروتنى و عذرخواهى از شوهر خواهد كشاند، و چنانچه چنين زنى از راه خطا بازنگشت، و به تلخى و ناسازگارى ادامه داد، آخرين داروى درد را كه طلاق است بايد بكار گرفت.
ولى تا جائى كه ممكن و ميّسر است نبايد از حربهى طلاق استفاده كرد، زيرا اسلام طلاق را مبغوضترين حلال دانسته و از شوهران مىخواهد كه در برابر زنانى كه به طور كامل ايدهآل آنان نيستند صبر و استقامت و حوصله و بردبارى به خرج دهند تا از پاداش عظيم حق به خاطر صبرشان بهرهمند گردند.
سازش با چنين زنانى و ناديده گرفتن خطاهاى جزئى آنان تا حدودى زندگى مشترك را از تبديل شدن به طوفانهاى سهمگين جلوگيرى مىكند، و از غمها و غصهها مىكاهد، زيرا دنبال كردن اختلافات و بزرگ كردن آنها عمر را تباه و بدن را مىگدازد و خانه را به صحنهى جنگ و ميدان نزاع و خصومت تبديل مىكند.
آرى غمها و غصهها كه اغلب از خانواده و اختلاف در اين كانون متوجه انسان مىشود آدمى را به پيرى زودرس و خراب شدن ساختمان بدن دچار مىسازد. در اين زمينه به روايت بسيار مهم كه از اميرمؤمنان روايت شده توجه كنيد:
«الهّم ينحل البدن:»
غم و غصه بدن را گداخته و ساختمان جسم را ويران مىكند.
از امام صادق (ع) روايت شده:
«من حسن بره باهله زاد الله فى عمره:»
هر كس با خانوادهاش معاشرت نيكو داشته باشد، و اهل گذشت و عفو از همسر و اهل خانه باشد و زندگى مشترك خود را با همسرش ادامه دهد خداوند عمرش را افزايش مىدهد.
حسن معاشرت بايد در چهارچوب قوانين اسلام و خواستههاى حق صورت گيرد، بىغيرتى نسبت به زن و آزاد گذاردن وى براى ارتكاب گناه، و اجازه دادن به او براى شركت در هر مجلس خلاف اخلاق و ضد دين و تجويز بىحجابى و عروسك قرار دادن زن در خانه و بيرون مجامع سوء معاشرت و سبب دچار شدن به خشم خدا و عذاب آخرت است.