اولياى الهى ما فقط داستان زندگى شان را مىشنويم، ما هم آن پر پرواز را نداريم كه به آنها برسيم. اينقدر از بدن آزادند. گاهى غذاى خوب براى اميرالمؤمنين مىآوردند، خيلى هم خوشش مىآمد و تشكر هم مىكرد و هديه را هم قبول مىكرد و بعد كه شخص مىرفت، امام به يك مستحق مىبخشيدند، عرض مىكردند: آقاجان! ميل مىكرديد، براى شما آورده بودند؟! مىفرمودند: من سى سالى كه با پيغمبر بودم نديدم كه چنين غذايى را پيغمبر در خانه بپزد يا برايش بياورند، چون او نخورده من هم نمىخورم تا از حبيبم عقب نمانم! آزاد! ولى ما پرش را نداريم كه به آنها برسيم. خودشان هم فرمودهاند: شما يك چنين پرى نداريد و از ديگران هم توقع نداشته باشيد كه مثل من زندگى كنند:
«أَلاَ وَ إِنَّكُمْ لاَ تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ»
امام على عليهالسلام فرموده: كسى مثل من نمىتواند زندگى كند! خودش فرموده: مبادا شما به مردم مؤمن بدبين شويد! مىگويد: چنين قدرتى را خدا به ديگران نداده است، ما خاص هستيم، به ماداده، و داريم خرج مىكنيم.