پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

جهل و غفلت به نفس

جهل و غفلت به نفس

كسانى كه به خاطر جهل و غفلت و بى توجهى به خودشان و به عالم هستى و به صاحب عالم، اسير بدن مى‏شوند و از تغذيه عقل و قلب و نفس و روح الهى خودشان در حد قدرت و توانشان باز مى‏مانند، تبديل به يك موجود ظلمانى و تاريك مى‏شوند، و به تعبير قرآن مجيد كلاف سر در گم و بافندگان پنبه‏اى كه آخر كار، پنبه بافته خودشان را رشته مى‏كنند. چيزى از آنها باقى نمى‏ماند، معشوقشان كه بدن است در قبر مى‏پوسد، روان الهى بدون معشوق در برزخ مى‏ماند و همان جا هم آن ظلمت و تاريكى به شكل وحشتناكى ظهور مى‏كند و تنهايى آنها را در يك عذاب سخت مى‏برد و قيامتشان هم سخت‏تر از برزخشان است!

در سوره مؤمن مى‏فرمايد: در برزخ، روز و شب به آنها آتش دميده مى‏شود:

 « النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ »

  آل فرعون يعنى كسانى كه مثل فرعون هستند، اخلاق فرعون را دارند، كسانى كه روش و راه فرعون را دارند! قرآن مجيد مى‏فرمايد: يك محروميت سنگين از رحمت خدا در قيامت كه فشار آن خيلى سنگين است، زير بار اين فشار هم مرگى براى آنها وجود ندارد. غير از دنياست كه آدم تحت فشار قرار بگيرد، حادثه ناگهانى ببيند، قلبش از كار بايستد، آنجا نظام حيات، نظام منهاى مرگ است:

 « لاَ يَمُوتُ فِيهَا »

 نمى‏ميرند. اين آخرت را با آنهمه فيوضاتش، برزخ را با آن همه شيرينى، دنيا را با اين همه زيبايى، خداوند متعال مى‏فرمايد: ما فقط براى اهل تقوا قرار داديم، انسانى كه اسير بدن نيست! تمام جوانب وجودش را تغذيه مى‏كند، بدن را، با حلال طيب تغذيه مى‏كند.

 « كُلُواْ مِمَّا فِى الْأَرْضِ حَلَـلاً طَيِّبًا »

 حلال يعنى آن غذايى كه از طريق مقررات الهى به دست آمده، طيب هم يعنى آن غذايى كه ظاهرش پاك و پاكيزه و نفس انسان از آن غذا مشمئز نيست! مى‏فرمايد:

 « وَ لاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَ تِ الشَّيْطَـنِ »

 پايتان را جاى پاى شيطان نگذاريد! حالا اين شيطان يا هواى نفس يا شهوت يا رفيق بد يا قوم خويش بد يا يك جامعه بد است. آن كسى كه شما را دعوت به  خلاف مى‏كند، حالا اين دعوت كننده در باطن خودتان باشد يا در ظاهر، اين شيطان است!

بدن را تغذيه مى‏كند با حلال طيب، عقل را تغذيه مى‏كند با معلومات! دنبال فهم است!

روزى نمى‏گذارد بر او بگذرد كه به معلوماتش و به فهمش اضافه نشود! حتى زمانى كه برايشان روشن بود كه پنج دقيقه ديگر مى‏ميرند، همين پنج دقيقه را خرج خواندن يا پرسيدن يا فهميدن كردند و مردند! يا اگر پيغمبر بوده و نيازى نداشته كه بپرسد، خرج تعليم دادن كرده است.

آخرين نفس، هيچ پيغمبرى از بدن و كام و دهانش در نيامد مگر اينكه افراد بالاى سر خود را، دعوت به بندگى خدا كرد!

منبع
  • پایگاه عرفان