پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

عجايب ساختمان بدن انسان

عجايب ساختمان بدن انسان

اين ساختمان را با حكمت خودش ساخته، يعنى عدل در او به كار رفته كه توضيح اين مطلب مجالى خاص را مى‏طلبد، ولى براى فهم بيشتر مى‏توانيد به كتاب «فيزيولوژى انسان» مراجعه كنيد تا معنى عدالت خدا در ساختمان انسان براى شما روشن شود كه اندازه گيريهاى در اين ساختمان گاهى از ده ميليونيم ميليمتر دقيق‏تر است! يعنى كارگاهى در اين عالم به دقت و ظرافت اين كارگاه پيدا نمى‏شود! سرعتها در اين عالم چقدر عجيب است، شما از كنار مغزتان تا كف پايتان، يك متر و هشتاد، يك متر و هفتاد، يك متر و نود، طول مسير است! شما پايتان مى‏رود روى نوك سوزن، دكمه‏هاى عصبى كنار پوست كف پا، بايد رفتن  پا را روى سوزن به وسيله اعصاب به مغز خبر دهند، مغز به اعصاب پا خبر دهد كه خودت را كنار بكش، كف پا رفته روى يك سوزن! كل اين مخابرات، خبردهى، خبرگيرى، يك سى هزارم ثانيه بيشتر زمان نمى‏برد و ما يك چنين دستگاهى در دنيا نداريم! در مدت يك سى هزارم ثانيه تمام اين فعل و انفعالات انجام مى‏گيرد تا رشته‏هاى عصبى پوست به مغز، مركز گيرندگى خبر دهند، مغز فرمان بدهد براى اين كه پا كنار كشيده شود.

گرفتن و فرمان دادن! شعور محض است، عدل محض است و هر چيزى سر جاى خودش، كار خودش را مى‏كند! اشتباه نمى‏كند، عدالت و حكمت موج مى‏زند، مردم در غذا نمك مى‏ريزند، به ميوه‏ها نمك مى‏پاشند، خيلى از غذاهاى مردم خود به خود مزه شورى دارد! شورى براى مردم يك مزه است، ولى وقتى وارد بدن مى‏شود به اندازه‏اى كه چشم، آب شور نياز دارد، مى‏سازد و به چشم مى‏دهد! و الا اگر بيشتر شورى به چشم بدهد، دائم چشم مى‏سوزد، اگر كمتر بدهد، چشم فاسد مى‏شود! ولى كارگاه بدن تا نود سال مقدار شورى را محاسبه كرده، نه كم و نه زياد! نه يك ميليونيم مثقال شورى اضافه مى‏كند و نه كم مى‏كند! همان مقدارى كه چشم بايد در آب شور قرار داشته باشد.

مواد تلخ هم كه هيچ كس نمى‏خورد! تا زبان مى‏زند دور مى‏اندازد! ولى بدن به اندازه لازم به گوش مواد تلخ مى‏رساند، كه وقتى بشر ساعت هشت شب خوابيد، ساعت پنج صبح بيدار شود، در بيابانها، در جنگلها، در خانه‏هاى قديمى، در هواى آزاد، حشرات در حال خواب وارد گوش نشوند و پرده گوش را نخورند تا انسان كر شود. هم بوى بدى دارد و هم خيلى تلخ است! ما نه بوى بدش به دماغمان مى‏خورد و نه اين تلخى از جايى نشت مى‏كند و داخل دهان مى‏آيد، با اينكه نزديك دهان است! چون گوش از داخل با دهان چندان فاصله ندارد، ولى اين ساختمان را يك طورى ساخته كه نه آب شور نشت مى‏كند از آن پشت كه به  دهان بريزد و نه آب تلخ نشت مى‏كند و به دهان بريزد! و اما اين همه آبهاى رنگارنگ، آب سيب، آب نارنگى، آب سيب، آب ميوه‏هاى ديگر، آب هندوانه، تنها يك آب صافى كه ما مى‏خوريم، همين آب لوله كشى است، خود بدن، آب شيرين تصفيه شده مورد نياز دهان را مى‏سازد و تحويل دهان مى‏دهد و يك لحظه هم آب بند نمى‏آيد،چون اگر آب بند بيايد و دهانمان خشك شود، زبان و اطراف آن همه‏اش زخم مى‏شود. زبان، گوشت خشك شده و جمع مى‏شود.

سه جفت چشمه زير زبان است، به كجاى بدن وصل است، به كدام كارخانه آب شيرين كن وصل است، نمى‏دانيم؛ ولى دائم آب شيرين مى‏دهد و كم هم نمى‏كند! نشت هم نمى‏كند، كه حالا زير چانه ما سوراخ شود و قطره قطره بريزد!

يك بنايى را ساخته كه اگر خود مردم با اشتباه در غذا، اشتباه در كار، اشتباه در حرام و گناه، آن را دست نزنند و خرابش نكنند، صد سال بدون ايجاد زحمت ايجاد كردن زندگى مى‏كند. مرض امر عارضى است، آدم مى‏تواند مريض نشود، امام عصر مريض نمى‏شود، وقتى هم بعد از صدها سال ظاهر مى‏شود، همه او را به صورت يك جوان سى و پنج ساله و چهل ساله مى‏بينند؛ چون مى‏داند كه با بدن چكار بكند! اين بناى وجود انسان!

منبع
  • پایگاه عرفان