و اما مسأله دوم مسأله هدايت است:
« قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّى هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَاىَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ »[16]
نتيجه هدايتى كه من براى شما خواهم فرستاد رفع ترس است، آن وقت شما به كلمه هدايت در روايات بنگريد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مىفرمايد:
«إِنَّ الْحُسَيْنَ مِصْبَاحُ الهُدًى وَ سَفِينَةُ النَجَاةٍ»[17]
حسين من چراغ هدايت است، هر كس به هدايت حسين هدايت بشود، خوف و حزنى براى او نمىماند.
به حالات شهداى كربلا نگاه كنيد، با آن صحنههاى وحشت آورى كه دشمن در كربلا ايجاد كرده بود. اما آنها چون با حسين بودند. تمام آن صحنهها خنديدند، بچههاى ايشان هم خنديدند.
طفل شش ماهه تبسم نكند پس چه كند
آن كه بر مرگ زند خنده على اصغر توست[18]
« فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ »
براى كسانى كه با حسين بودند و با حسين محشور مىشوند؛ خوف و غصهاى نيست.
كسانى كه كربلا بودند زن و بچه داشتند، شهر و ديار داشتند، قوم و قبيله داشتند.
شب عاشورا به هر كدامشان فرمود: برو، گفت: هر چه در اين عالم مىخواهى به ما بگويى بگو، اما ما را از در اين خانه بيرون نكن.
امام بعد از اينكه كلامش تمام شد، فرمود: حالا از خيمه بيرون برويد و عالم را يك نگاهى بكنيد. وقتى آمدند بيرون؛ ديدند تمام درها باز است و حورالعينهاى بهشت و خازنان بهشت التماس مىكنند كه حبيب، زهير، اكبر، عباس، چرا نمىآييد، كار به جايى مىرسد كه بهشت دنبال ايشان مىدود.[19]
« فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ »