پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه بیست و پنجم – (متن کامل + عناوین)

ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه بیست و پنجم – (متن کامل + عناوین)

استعدادهاى انسان

تهران، مسجد جامع بازار دهه اول محرم 1363

 الحمدلله رب العالمين و صلّى اللّه على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

به خاطر استعدادها و نيروهاى فراوانى كه خداوند تبارك و تعالى از باب لطف و محبت به انسان عنايت فرموده، در بين تمام موجودات براى انسان موقعيت خاصى را انتخاب كرده تا جايى كه پيغمبر گرامى اسلام  صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهمى‏فرمايد: براى ملائكه مقرب هم چنين موقعيّتى را لحاظ نكرده است، تا جايى كه فرشتگان در مقابل انسان اينقدر احساس كوچكى كردند كه بعد از آفريده شدن وجود مقدس اميرالمؤمنين  عليه‏السلام به پروردگار عزيز عالم عرض كردند: چرا بايد زمينيان از يك چنين موجود با عظمتى بهره‏مند باشند و ما از اين منبع كرامت محروم بمانيم كه خداوند بزرگ همانندى از اميرالمؤمنين  عليه‏السلام در عالم نور، خلق كرده و به ملائكه فرمودند: شما هم از تماشاى وجود مقدس او و فيوضاتى كه به او دادم بهره‏مند شويد.[1]

  اين چهره بود تا زمانى كه فرشتگان الهى ديدند رنگ اين چهره نورى عوض شد و فرق اين چهره شكافت، به پروردگار عرض كردند: چه شده است؟ پروردگار داستان شهادت اميرالمؤمنين  عليه‏السلام را براى ملائكه بيان كرد.

عظمت انسان در برابر ديگر مخلوقات

كار انسان به جايى مى‏رسد كه فرشتگان الهى، حتى مقربان از آنها، نسبت به جنس بشر احساس فقر و نياز و احتياج و گدايى كردند كه جبرئيل در مسأله جمع شدن پيغمبر و اميرالمؤمنين و حضرت حسن و حضرت حسين و حضرت زهرا  عليهاالسلام در كنار كساء، وقتى كه عظمت اينها را از حضرت حق شنيد؛ از پروردگار ملتمسانه خواهش كرد، خدايا! عدد اين پنج نفر را شش نفر كن و اجازه بده من هم كه خدمت گذار اين خانواده هستم، در پيشگاه مقدستان جزء اينها باشم و پروردگار به او اجازه داد، كه تو هم در آن مجلس شركت كن و جزء آنها قرار بگير.[2]

  در روايت است كه: سلمان دوان دوان به محضر پيغمبر عزيز اسلام آمد عرض كرد: من رفتم در خانه حضرت زهرا  عليهاالسلام كار داشتم، ظاهراً دختر بزرگوارتان خواب بود، دستاسى كه گندم را براى بچه‏هايش آرد مى‏كند، خودش مى‏گشت و گهواره حسين هم حركت مى‏كرد. چه چيزى بود.

پيغمبر اكرم  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: بار منزل زهرا  عليهاالسلام زياد است، تمام خانه را بايد بگرداند، على  عليه‏السلام هم كه بايد برود بيرون كار كند، وقتى فاطمه خوابش مى‏برد و حسين گريه مى‏كند، ملائكه طاقت ديدن گريه حسين من را ندارند، به جبرئيل خطاب مى‏رسد: برو گهواره حسين را بگردان و ملائكه افتخار مى‏كردند كه به انسان خدمت كنند.[3]

عزيزا هر دو عالم سايه توست

 بهشت و دوزخ از پيرايه توست[4]

هيچ موجودى عظمت انسان را ندارد كه علامه طباطبائى در كتاب الميزان در باب داستان حضرت آدم نقل مى‏كند: «اين عظمت و بزرگى كه خداوند متعال براى انسان قرار داده است خاص يك انسان‏هاى مخصوصى نيست كه بگوييم: آنچه را سر اين سفره قرار داده، فقط و فقط وقف حريم مقدس انبيا و اولياى الهى شده باشد، بلكه هر كسى مى‏تواند با توفيق پروردگار سر اين سفره قرار بگيرد و در حد ظرفيت و روحيه و گستردگى قلب خودش، از اين سفره با  عظمت و پر بركت پروردگار بهره‏مند شود.

در حقيقت مسأله انسان در عالم خلقت مسأله نوعى است و فردى نمى‏باشد. مايه‏هاى اين عظمت در تمام فرزندان آدم قرار داده شده و عام است.[5]

وجود مقدس پروردگار بزرگ عالم كه كريم و جواد است، در كرم و لطف و جودش محدود نيست و عنايتش عام است. البته بايد مردم هم بيدار و از اين نسيم عام الهى بهره ببرند و نبايد در زندان هواى نفس و زندان گناه برود، چون همه درهاى الهى بسته شده و اين نسيم لطف و عنايت به او نخواهد رسيد.

وقتى آدم ابوالبشر از بهشت بيرون آمد، خيلى متأثر و ناراحت بود، خطاب رسيد: چرا ناراحتى؟ گفت: تو خودت مى‏دانى، من كجا بودم و كجا آمدم. خطاب رسيد: آدم در بهشت هم مى‏توانستم تو را ببخشم. با اينكه سفارش كرده بودم كه به اين درخت نزديك نشو و شيطان، دشمن من و دشمن تو و همسرت هست. اگر به لباس نصيحت و به لباس خير خواهى آمد منافق است و دروغ مى‏گويد.

با همه اين برنامه‏هايى كه براى تو ريخته بودم، خيلى راحت مى‏توانستم از تو بگذرم، اما چرا تو را بيرون آوردم و اينجا از تو گذشتم. چون دوست دارم رحمتم همه دنيا را بگيرد، تو را بيرون آوردم كه در دنيا زاد و ولد كنى كه اگر من مى‏خواهم بيامرزم، دريا دريا آدم بيامرزم. اگر بخواهم گناهكار ببخشم دريا دريا گناهكار ببخشم.[6]

    عنايت خاص خداوند نسبت به بشر عام مى‏باشد و مخصوص به افراد معينى نيست، اين عنايت خاصى كه نسبت به انسان دارد، در خرج كردنش حالت عام دارد، اصل عنايت عنايت خاص است، چون چنين عنايتى به ملائك مقرب هم ندارد، ولى در خرج كردنش عام است يعنى:

فيض او عام است و فضل او عميم

 جود او بى‏انتها لطفش قديم[7]

فرشتگان در خدمت انسان

ما مى‏توانيم خودمان را به جايى برسانيم كه ملائكه براى ما احترام شديدى قائل شوند و در برزخ و قيامت در خدمت ما باشند.

حضرت پيامبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايد: مؤمن مورد قبول خدا وقتى مى‏ميرد، جنازه‏اش را درون قبر مى‏گذارند و قبر را مى‏بندند، جمعيت بر مى‏گردد، بلافاصله به جمعى از ملائكه خطاب مى‏رسد: در برزخ بنده من حاضر شويد و تا روز قيامت برايش تسبيح بگوييد، استغفار كنيد و ثوابش را پاى او بنويسيد.[8]

  به ملائكه خطاب مى‏رسد: نگذاريد عبد من تنها وارد محشر شود، برويد و زير بغلش را بگيريد، مركب نور برايش ببريد، خودتان زمام مركب نور را بگيريد، بنده من را با عظمت وارد محشر كنيد. امروز بايد عظمت بنده خودم را ببينم، در دنيا كه كفار نگذاشتند بنده من آن جورى كه هست نمايش پيدا كند،  حالا مى‏خواهم با بنده‏ام در مقابل دشمنانم نمايش بدهم. بنده‏ام را بخندانم، دشمنانم را بگريانم.

در بهشت هر كسى به هر كسى پيغام دارد، يك نفر در بهشت مى‏خواهد ديدن پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله برود، به ملائكه دستور مى‏دهد: زود برسيد خدمت پيغمبر و بگوييد كه فلان كس مى‏خواهد بيايد خدمت شما.

اين عنايت عام است گرچه كه خاص اين موجود است.

چهار برنامه اختصاصى براى انسان

1ـ علم انسان

اما اين چهار برنامه‏اى كه از طريق قرآن مجيد استفاده كرده‏اند كه بشر به آنها، مخصوص شده است. يكى مسأله علم است، علمى كه آن علم را موجودات ندارند و حتى ملائكه هم آن علم را قبل از عنايت به آدم نداشتند؛ در صريح آيات سوره بقره است كه خدا به ملائكه فرمود: گوش بدهيد، تا علم مخصوص به آدم را براى شما بيان كنم:

« أَنبِئْهُم »[9]

آدم! خبرشان بده كه بدانند چه كسى هستيد و در همين جا صاحب الميزان مى‏فرمايد: اين عنايت چه در خلافتش و چه در علمش، براى همه انسان‏ها در نظر گرفته شده است، خلافت خلافتِ خاص نيست، عام است و علم هم علمِ خاص نيست عام است.[10]

  « وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسْمَآءَ كُلَّهَا »[11]

بو بعد از اين كه تعليم اسماء شد،

« وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئِكَة اسْجُدُواْ لِأَدَمَ فَسَجَدُواْ »[12]

آن علم وقتى آمد، به ملائكه ملكوت خطاب رسيد: سجده كنيد. سجده بر بدن نبود، سجده بر پوست و گوشت استخوان نبود، اينها همه ظرف بود براى آن عنايت خاص خدا، آن وقت چه اسمايى را خدا ياد انسان و ياد آدم داد.

اسماى حسناى خداوند

اين اسماء دو قسمت بود: يك قسمت اسماى ظواهر عالم بود و يك قسمت هم اسماى باطنى بود. كه در اين قسمت اسماى باطنى هم يك قسمت اسماى حسنى بود كه در قرآن مجيد دارد:

« وَلِلَّهِ الأَسْمَآءُ الْحُسْنَى »[13]

من داراى اسماى حسنى هستم، اگر بنا باشد كه من را بخوانيد با آن اسماى حسنى من را بخوانيد، آن وقت اين اسماى حسنى سه نوع شد. اسماى اشياى ظاهر، اسماى معنوى و اسماى حسنى.

امام صادق  عليه‏السلام مى‏فرمايد: اسماى حسنى در اين اسماى خاص، نام ما چهارده نفر بود.[14] و در اين چهارده نام، وقتى به آدم تعليم شد، شيرين‏ترين نام و   زيباترين نامى كه به آدم تعليم شد نام حسين  عليه‏السلام بود.

هر كس حسين  عليه‏السلام را بشناسد عالم و فقيه است و هر كس او را نشناسد جاهل و نادان است.

پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايد: شما هر چه از دين من و از برنامه‏هاى من مى‏خواهيد، با حسينم ارتباط بگيريد:

«حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً، حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاط»[15]

  اين يك عنايت خاص. همين درى كه از عالم حسينى به روى انسان باز شده، باعث ارزش انسان شده است.

2ـ هدايت انسان

و اما مسأله دوم مسأله هدايت است:

« قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّى هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَاىَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ »[16]

نتيجه هدايتى كه من براى شما خواهم فرستاد رفع ترس است، آن وقت شما به كلمه هدايت در روايات بنگريد.

پيامبر اكرم  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايد:

«إِنَّ الْحُسَيْنَ مِصْبَاحُ الهُدًى وَ سَفِينَةُ النَجَاةٍ»[17]

  حسين من چراغ هدايت است، هر كس به هدايت حسين هدايت بشود، خوف و حزنى براى او نمى‏ماند.

به حالات شهداى كربلا نگاه كنيد، با آن صحنه‏هاى وحشت آورى كه دشمن در كربلا ايجاد كرده بود. اما آنها چون با حسين بودند. تمام آن صحنه‏ها خنديدند، بچه‏هاى ايشان هم خنديدند.

طفل شش ماهه تبسم نكند پس چه كند

 آن كه بر مرگ زند خنده على اصغر توست[18]

« فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ »

براى كسانى كه با حسين بودند و با حسين محشور مى‏شوند؛ خوف و غصه‏اى نيست.

كسانى كه كربلا بودند زن و بچه داشتند، شهر و ديار داشتند، قوم و قبيله داشتند.

شب عاشورا به هر كدامشان فرمود: برو، گفت: هر چه در اين عالم مى‏خواهى به ما بگويى بگو، اما ما را از در اين خانه بيرون نكن.

امام بعد از اينكه كلامش تمام شد، فرمود: حالا از خيمه بيرون برويد و عالم را يك نگاهى بكنيد. وقتى آمدند بيرون؛ ديدند تمام درها باز است و حورالعين‏هاى بهشت و خازنان بهشت التماس مى‏كنند كه حبيب، زهير، اكبر، عباس، چرا نمى‏آييد، كار به جايى مى‏رسد كه بهشت دنبال ايشان مى‏دود.[19]

  « فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ »

اهميت روضه خوانى بر امام حسين  عليه‏السلام

امام صادق  عليه‏السلام مى‏فرمايد: چشمى كه بر حسين  عليه‏السلام گريه كند پرقيمت‏ترين چشم پيش پروردگار است و چشمى كه بر حسين بگريد در قيامت با دو برنامه برخورد مى‏كند.

يكى: به محض ورود به محشر مادرم زهرا به يارى او و براى دستگيرى او خواهد آمد. هر چشمى كه بر حسين بگريد به محض ورود به محشر دوان دوان پيغمبر اكرم مى‏آيد و مى‏گويد: به گردن من حق پيدا كردى و من آمده ام حقت را ادا كنم.

راوى بهت زده مى‏شود.

برنامه دوّم، مى‏فرمايد: قبرها كه شكافته مى‏شود، تمام محشر را صداى گريه مى‏گيرد؛ تنها كسانى كه بين اين همه گريه كننده مى‏خندند و سرور دارند، كسانى هستند كه به حسين ما گريه كرده‏اند. خدا نمى‏گذارد كه آنجا گريه كنند.

شما در اين جلسات روضه امام حسين  عليه‏السلام تنها نيستيد؛ به علت اينكه در روايت دارد: يك تعدادى از ملائكه بر مى‏گردند سر جايشان، وضع و شكلشان عوض شده است. ملائكه ديگر مى‏گويند: كجا بوديد؟ مى‏گويند: در روى زمين به نام حسين  عليه‏السلام مجلسى برپا شده بود، در آنجا شركت داشتيم، به پروردگار  مى‏گويند: سهم ما چه مى‏شود؟ خطاب مى‏رسد: جلسه تمام شده است، ولى شما برويد روى زمين و پرو بالتان را به در و ديوار آن مجلس بماليد، من به شما از حسينم سهم خواهم داد.

امام صادق  عليه‏السلام در ادامه مى‏فرمايد: در زير عرش جايى را براى امام حسين  عليه‏السلام و اصحابش قرار داده‏اند. بعد خطاب مى‏رسد: هر مؤمنى كه در دنيا براى حسين من گريه كرده است، هر جا هست بيايد كنار حسين من قرار بگيرد، همه گريه كننده‏گان مؤمن مى‏روند، آنهايى كه اشك پاك ريختند، آنهايى كه با دل پاك آمدند، آنهايى كه اگر ناپاك بودند و آمدند و خودشان را پاك كردند و رفتند، همه كنار سيدالشهداء قرار مى‏گيرند.

بعد امام صادق  عليه‏السلام مى‏فرمايد: حوريهاى بهشت كه براى اين گريه كنندگان است، از محشر ملائكه را صدا مى‏زنند، به ملائكه مى‏گويند: برويد كنار اين گريه كنندگان و به آنها بگوييد: ما آماده پذيرايى از شما هستيم، چرا نمى‏آييد.

به ملائكه مى‏گويند: ما با بودن حسين ديگر نيازى به چيزى نداريم،[20]   مى‏مانند تا وقتى كه ابى عبداللّه حركت كند، آن وقت دنبال او حركت مى‏كنند.

خود مسأله حركت ابى عبداللّه از آنجايى كه ايستاده تا بهشت معركه‏اى است كه در روايات ما بيان شده است كه اهل جهنم سؤال مى‏كنند چه خبر است؟ مى‏گويند: ابى عبداللّه از روى صراط مى‏خواهد عبور كند، همه آنها به همديگر نويد مى‏دهند، مى‏گويند: الان آتش خاموش مى‏شود، الان عذاب خدا جمع  مى‏شود.[21]

والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته


[1] ـ المناقب: 2/234؛ بحار الأنوار: 39/98، باب 76، حديث 10؛ «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ: لَمَّا عُرِجَ بِالنَّبِيِّ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله إِلَى السَّمَاءِ رَأَى مَلَكاً عَلَى صُورَةِ عَلِيٍّ حَتَّى لاَ يُفَاوِتُ مِنْهُ شَيْئاً فَظَنَّهُ عَلِيّاً فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ سَبَقْتَنِي إِلَى هَذَا الْمَكَانِ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ  عليه‏السلام لَيْسَ هَذَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ هَذَا مَلَكٌ عَلَى صُورَتِهِ وَ إِنَّ الْمَلاَئِكَةَ اشْتَاقُوا إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ  عليه‏السلام فَسَأَلُوا رَبَّهُمْ أَنْ يَكُونَ مَنْ عَلَى صُورَتِهِ فَيَرَوْنَهُ.»

بحار الأنوار: 18/353، باب 3، حديث 65؛ «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ  عليه‏السلام قَالَ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله يَقُولُ لَيْلَةَ أَسْرَى بِي رَبِّي  عز و جل رَأَيْتُ فِي بُطْنَانِ الْعَرْشِ مَلَكاً بِيَدِهِ سَيْفٌ مِنْ نُورٍ يَلْعَبُ بِهِ كَمَا يَلْعَبُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ  عليه‏السلام بِذِي الْفَقَارِ وَ أَنَّ الْمَلاَئِكَةَ إِذَا اشْتَاقُوا إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ نَظَرُوا إِلَى وَجْهِ ذَلِكَ الْمَلَكِ فَقُلْتُ يَا رَبِّ هَذَا أَخِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ ابْنُ عَمِّي فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ هَذَا مَلَكٌ خَلَقْتُهُ عَلَى صُورَةِ عَلِيٍّ يَعْبُدُنِي فِي بُطْنَانِ عَرْشِي تُكْتَبُ حَسَنَاتُهُ وَ تَسْبِيحُهُ وَ تَقْدِيسُهُ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.»

[2] ـ المناقب: 3/359؛ بحار الأنوار: 43/48، باب 3؛ «... وَ قَالَ النَّبِيُّ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ يَرْضَى لِرِضَاكِ وَ قِيلَ لَهَا فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا وَ فَاطِمَةُ  عليهاالسلام خَامِسَةُ أَهْلِ الْعَبَاءِ وَ افْتِخَارُ جَبْرَئِيلَ بِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ قَوْلُهُ مَنْ مِثْلِي وَ أَنَا سَادِسُ خَمْسَة... .»

[3] ـ بحار الأنوار: 44/187، باب 25، معجزاته صلوات الله عليه ...؛ «إِنَّ جَبْرَئِيلَ  عليه‏السلام نَزَلَ يَوْماً فَوَجَدَ الزَّهْرَاءَ  عليهاالسلام نَائِمَةً وَ الْحُسَيْنَ فِي مَهْدِهِ يَبْكِي فَجَعَلَ يُنَاغِيهِ وَ يُسَلِّيهِ حَتَّى اسْتَيْقَظَتْ فَسَمِعَتْ صَوْتَ مَنْ يُنَاغِيهِ فَالْتَفَتَتْ فَلَمْ تَرَ أَحَداً فَأَخْبَرَهَا النَّبِيُّ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله أَنَّهُ كَانَ جَبْرَئِيلَ  عليه‏السلام.»

[4] ـ عطار نيشابورى.

[5] ـ تفسير الميزان: 1/114 ـ 118.

[6] ـ الكافى: 4/195، باب علة الحرم، حديث2؛ بحار الأنوار: 11/208، باب 4، حديث 11؛ «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ  عليه‏السلام أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَى جَبْرَئِيلَ  عليه‏السلام أَنَا اللَّهُ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ وَ أَنِّي قَدْ رَحِمْتُ آدَمَ وَ حَوَّاءَ لَمَّا شَكَيَا إِلَيَّ مَا شَكَيَا فَاهْبِطْ عَلَيْهِمَا بِخَيْمَةٍ مِنْ خِيَمِ الْجَنَّةِ وَ عَزِّهِمَا عَنِّي بِفِرَاقِ الْجَنَّةِ وَ اجْمَعْ بَيْنَهُمَا فِي الْخَيْمَةِ فَإِنِّي قَدْ رَحِمْتُهُمَا لِبُكَائِهِمَا وَ وَحْشَتِهِمَا فِي وَحْدَتِهِمَا وَ انْصِبِ الْخَيْمَةَ عَلَى التُّرْعَةِ الَّتِي بَيْنَ جِبَالِ مَكَّةَ قَالَ وَ التُّرْعَةُ مَكَانُ الْبَيْتِ وَ قَوَاعِدِهِ الَّتِي رَفَعَتْهَا الْمَلاَئِكَةُ قَبْلَ آدَمَ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ  عليه‏السلام عَلَى آدَمَ بِالْخَيْمَةِ عَلَى مِقْدَارِ أَرْكَانِ الْبَيْتِ وَ قَوَاعِدِهِ فَنَصَبَهَا قَالَ وَ أَنْزَلَ جَبْرَئِيلُ آدَمَ مِنَ الصَّفَا وَ أَنْزَلَ حَوَّاءَ مِنَ الْمَرْوَةِ وَ جَمَعَ بَيْنَهُمَا فِي الْخَيْمَةِ قَالَ وَ كَانَ عَمُودُ الْخَيْمَةِ قَضِيبَ يَاقُوتٍ أَحْمَرَ فَأَضَاءَ نُورُهُ وَ ضَوْؤهُ جِبَالَ مَكَّةَ وَ مَا حَوْلَهَا قَالَ وَ امْتَدَّ ضَوْءُ الْعَمُودِ قَالَ فَهُوَ مَوَاضِعُ الْحَرَمِ الْيَوْمَ مِنْ كُلِّ نَاحِيَةٍ مِنْ حَيْثُ بَلَغَ ضَوْءُ الْعَمُودِ قَالَ فَجَعَلَهُ اللَّهُ حَرَماً لِحُرْمَةِ الْخَيْمَةِ وَ الْعَمُودِ لِأَنَّهُمَا مِنَ الْجَنَّةِ قَالَ وَ لِذَلِكَ جَعَلَ اللَّهُ  عز و جل الْحَسَنَاتِ فِي الْحَرَمِ مُضَاعَفَةً وَ السَّيِّئَاتِ مُضَاعَفَةً قَالَ وَ مُدَّتْ أَطْنَابُ الْخَيْمَةِ حَوْلَهَا فَمُنْتَهَى أَوْتَادِهَا مَا حَوْلَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ قَالَ وَ كَانَتْ أَوْتَادُهَا مِنْ عِقْيَانِ الْجَنَّةِ وَ أَطْنَابُهَا مِنْ ضَفَائِرِ الْأُرْجُوَانِ قَالَ وَ أَوْحَى اللَّهُ  عز و جل إِلَى جَبْرَئِيلَ  عليه‏السلاماهْبِطْ عَلَى الْخَيْمَةِ بِسَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ يَحْرُسُونَهَا مِنْ مَرَدَةِ الشَّيَاطِينِ وَ يُؤنِسُونَ آدَمَ وَ يَطُوفُونَ حَوْلَ الْخَيْمَةِ تَعْظِيماً لِلْبَيْتِ وَ الْخَيْمَةِ قَالَ فَهَبَطَ بِالْمَلاَئِكَةِ فَكَانُوا بِحَضْرَةِ الْخَيْمَةِ يَحْرُسُونَهَا مِنْ مَرَدَةِ الشَّيَاطِينِ الْعُتَاةِ وَ يَطُوفُونَ حَوْلَ أَرْكَانِ الْبَيْتِ وَ الْخَيْمَةِ كُلَّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ كَمَا كَانُوا يَطُوفُونَ فِي السَّمَاءِ حَوْلَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ قَالَ وَ أَرْكَانُ الْبَيْتِ الْحَرَامِ فِي الْأَرْضِ حِيَالَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ الَّذِي فِي السَّمَاءِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ  عز و جل أَوْحَى إِلَى جَبْرَئِيلَ بَعْدَ ذَلِكَ أَنِ اهْبِطْ إِلَى آدَمَ وَ حَوَّاءَ فَنَحِّهِمَا عَنْ مَوَاضِعِ قَوَاعِدِ بَيْتِي وَ ارْفَعْ قَوَاعِدَ بَيْتِي لِمَلاَئِكَتِي ثُمَّ وُلْدِ آدَمَ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ عَلَى آدَمَ وَ حَوَّاءَ فَأَخْرَجَهُمَا مِنَ الْخَيْمَةِ وَ نَحَّاهُمَا عَنْ تُرْعَةِ الْبَيْتِ وَ نَحَّى الْخَيْمَةَ عَنْ مَوْضِعِ التُّرْعَةِ قَالَ وَ وَضَعَ آدَمَ عَلَى الصَّفَا وَ حَوَّاءَ عَلَى الْمَرْوَةِ فَقَالَ آدَمُ يَا جَبْرَئِيلُ أَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ  عز و جلحَوَّلْتَنَا وَ فَرَّقْتَ بَيْنَنَا أَمْ بِرِضاً وَ تَقْدِيرٍ عَلَيْنَا فَقَالَ لَهُمَا لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ عَلَيْكُمَا وَ لَكِنَّ اللَّهَ لاَ يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ يَا آدَمُ إِنَّ السَّبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ الَّذِينَ أَنْزَلَهُمُ اللَّهُ إِلَى الْأَرْضِ لِيُؤنِسُوكَ وَ يَطُوفُوا حَوْلَ أَرْكَانِ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ وَ الْخَيْمَةِ سَأَلُوا اللَّهَ أَنْ يَبْنِيَ لَهُمْ مَكَانَ الْخَيْمَةِ بَيْتاً عَلَى مَوْضِعِ التُّرْعَةِ الْمُبَارَكَةِ حِيَالَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ فَيَطُوفُونَ حَوْلَهُ كَمَا كَانُوا يَطُوفُونَ فِي السَّمَاءِ حَوْلَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ فَأَوْحَى اللَّهُ  عز و جل إِلَيَّ أَنْ أُنَحِّيَكَ وَ أَرْفَعَ الْخَيْمَةَ فَقَالَ آدَمُ قَدْ رَضِينَا بِتَقْدِيرِ اللَّهِ وَ نَافِذِ أَمْرِهِ فِينَا فَرَفَعَ قَوَاعِدَ الْبَيْتِ الْحَرَامِ بِحَجَرٍ مِنَ الصَّفَا وَ حَجَرٍ مِنَ الْمَرْوَةِ وَ حَجَرٍ مِنْ طُورِ سَيْنَاءَ وَ حَجَرٍ مِنْ جَبَلِ السَّلاَمِ وَ هُوَ ظَهْرَ الْكُوفَةِ وَ أَوْحَى اللَّهُ  عز و جل إِلَى جَبْرَئِيلَ أَنِ ابْنِهِ وَ أَتِمَّهُ فَاقْتَلَعَ جَبْرَئِيلُ الْأَحْجَارَ الْأَرْبَعَةَ بِأَمْرِ اللَّهِ  عز و جل مِنْ مَوَاضِعِهِنَّ بِجَنَاحِهِ فَوَضَعَهَا حَيْثُ أَمَرَ اللَّهُ  عز و جل فِي أَرْكَانِ الْبَيْتِ عَلَى قَوَاعِدِهِ الَّتِي قَدَّرَهَا الْجَبَّارُ وَ نَصَبَ أَعْلاَمَهَا ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ  عز و جل إِلَى جَبْرَئِيلَ عليه‏السلام أَنِ ابْنِهِ وَ أَتِمَّهُ بِحِجَارَةٍ مِنْ أَبِي قُبَيْسٍ وَ اجْعَلْ لَهُ بَابَيْنِ بَاباً شَرْقِيّاً وَ بَاباً غَرْبِيّاً قَالَ فَأَتَمَّهُ جَبْرَئِيلُ  عليه‏السلام فَلَمَّا أَنْ فَرَغَ طَافَتْ حَوْلَهُ الْمَلاَئِكَةُ فَلَمَّا نَظَرَ آدَمُ وَ حَوَّاءُ إِلَى الْمَلاَئِكَةِ يَطُوفُونَ حَوْلَ الْبَيْتِ انْطَلَقَا فَطَافَا سَبْعَةَ أَشْوَاطٍ ثُمَّ خَرَجَا يَطْلُبَانِ مَا يَأْكُلاَنِ.»

[7] ـ ملا احمد نراقى.

[8] ـ بحار الأنوار: 6/222، باب 8، حديث 22؛ «عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ مُقْبِلٍ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ  عليه‏السلام قَالَ إِذَا مَاتَ الْمُؤمِنُ شَيَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ إِلَى قَبْرِهِ فَإِذَا أُدْخِلَ قَبْرَهُ أَتَاهُ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ فَيُقْعِدَانِهِ وَ يَقُولاَنِ لَهُ مَنْ رَبُّكَ وَ مَا دِينُكَ وَ مَنْ نَبِيُّكَ فَيَقُولُ رَبِّيَ اللَّهُ وَ مُحَمَّدٌ نَبِيِّي وَ الاْءِسْلاَمُ دِينِي فَيَفْسَحَانِ لَهُ فِي قَبْرِهِ مَدَّ بَصَرِهِ وَ يَأْتِيَانِهِ بِالطَّعَامِ مِنَ الْجَنَّةِ وَ يُدْخِلاَنِ عَلَيْهِ الرَّوْحَ وَ الرَّيْحَانَ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ  عز و جل فَأَمّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ يَعْنِي فِي قَبْرِهِ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ يَعْنِي فِي الآْخِرَةِ ... .»

ثواب الأعمال: 111؛ بحار الأنوار: 89/288، باب 57، حديث 1؛ «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ  عليه‏السلام قَالَ إِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ قَلْبٌ وَ قَلْبُ الْقُرْآنِ يس مَنْ قَرَأَهَا فِي نَهَارِهِ قَبْلَ أَنْ يُمْسِيَ كَانَ فِي نَهَارِهِ مِنَ الْمَحْفُوظِينَ وَ الْمَرْزُوقِينَ حَتَّى يُمْسِيَ وَ مَنْ قَرَأَهَا فِي لَيْلَةٍ قَبْلَ أَنْ يَنَامَ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ أَلْفَ مَلَكٍ يَحْفَظُونَهُ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ وَ مِنْ كُلِّ آفَةٍ وَ إِنْ مَاتَ فِي يَوْمِهِ أَوْ فِي لَيْلَتِهِ أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ وَ حَضَرَ غُسْلَهُ ثَلاَثُونَ أَلْفَ مَلَكٍ كُلُّهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ وَ يُشَيِّعُونَهُ إِلَى قَبْرِهِ بِالاِسْتِغْفَارِ لَهُ فَإِذَا أُدْخِلَ فِي لَحْدِهِ كَانُوا فِي جَوْفِ قَبْرِهِ يَعْبُدُونَ اللَّهَ وَ ثَوَابُ عِبَادَتِهِمْ لَهُ وَ فُسِحَ لَهُ فِي قَبْرِهِ مَدَّ بَصَرِهِ وَ أُومِنَ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ وَ لَمْ يَزَلْ لَهُ فِي قَبْرِهِ نُورٌ سَاطِعٌ إِلَى أَعْنَانِ السَّمَاءِ إِلَى أَنْ يُخْرِجَهُ اللَّهُ مِنْ قَبْرِهِ فَإِذَا أَخْرَجَهُ لَمْ يَزَلْ مَلاَئِكَةُ اللَّهِ مَعَهُ يُشَيِّعُونَهُ وَ يُحَدِّثُونَهُ وَ يَضْحَكُونَ فِي وَجْهِهِ وَ يُبَشِّرُونَهُ بِكُلِّ خَيْرٍ حَتَّى يَجُوزُوا بِهِ الصِّرَاطَ وَ الْمِيزَانَ وَ يُوقِفُوهُ مِنَ اللَّهِ مَوْقِفاً لاَ يَكُونُ عِنْدَ اللَّهِ خلقا [ خَلْقٌ ] أَقْرَبَ مِنْهُ إِلاَّ مَلاَئِكَةُ اللَّهِ الْمُقَرَّبُونَ وَ أَنْبِيَاؤهُ الْمُرْسَلُونَ وَ هُوَ مَعَ النَّبِيِّينَ وَاقِفٌ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ لاَ يَحْزَنُ مَعَ مَنْ يَحْزَنُ وَ لاَ يَهْتَمُّ مَعَ مَنْ يَهْتَمُّ وَ لاَ يَجْزَعُ مَعَ مَنْ يَجْزَعُ ثُمَّ يَقُولُ لَهُ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اشْفَعْ عَبْدِي أُشَفِّعْكَ فِي جَمِيعِ مَا تَشْفَعُ وَ سَلْنِي عَبْدِي أُعْطِكَ جَمِيعَ مَا تَسْأَلُ فَيَسْأَلُ فَيُعْطَى وَ يَشْفَعُ فَيُشَفَّعُ وَ لاَ يُحَاسَبُ فِيمَنْ يُحَاسَبُ وَ لاَ يُوقَفُ مَعَ مَنْ يُوقَفُ وَ لاَ يَذِلُّ مَعَ مَنْ يَذِلُّ وَ لاَ يُكْبَتُ بِخَطِيئَةٍ وَ لاَ بِشَيْءٍ مِنْ سُوءِ عَمَلِهِ وَ يُعْطَى كِتَاباً مَنْشُوراً حَتَّى يَهْبِطُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَيَقُولُ النَّاسُ بِأَجْمَعِهِمْ سُبْحَانَ اللَّهِ مَا كَانَ لِهَذَا الْعَبْدِ مِنْ خَطِيئَةٍ وَاحِدَةٍ وَ يَكُونُ مِنْ رُفَقَاءِ مُحَمَّدٍ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله.»

[9] ـ بقره 2 : 33؛ «فرشتگان را از نام‏هاى آنان خبر ده.»

[10] ـ تفسير الميزان: 1/114 ـ 118 بيان.

[11] ـ بقره 2 : 31؛ «و خدا همه نام‏ها [ ىِ موجودات ] را به آدم آموخت.»

[12] ـ بقره 2 : 34؛ «و [ ياد كن ] هنگامى كه به فرشتگان گفتيم : به آدم سجده كنيد.»

[13] ـ اعراف 7 : 180؛ «و نيكوترين نام‏ها [ به لحاظ معانى ] ويژه خداست.»

[14] ـ الكافى: 1/143، باب النوادر، حديث 4؛ «عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ  عليه‏السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ  عز و جل وَ لِلّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها قَالَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِي لاَ يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلاً إِلاَّ بِمَعْرِفَتِنَا.»

بحار الأنوار: 37/62، باب 50، حديث 31؛ «عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ  عليه‏السلامقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَانَ وَ لاَ شَيْءَ فَخَلَقَ خَمْسَةً مِنْ نُورِ جَلاَلِهِ وَ اشْتَقَّ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمُ اسْماً مِنْ أَسْمَائِهِ الْمُنْزَلَةِ فَهُوَ الْحَمِيدُ وَ سَمَّانِي مُحَمَّداً وَ هُوَ الْأَعْلَى وَ سَمَّى أَمِيرَ الْمُؤمِنِينَ عَلِيّاً وَ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَاشْتَقَّ مِنْهَا حَسَناً وَ حُسَيْناً وَ هُوَ فَاطِرٌ فَاشْتَقَّ لِفَاطِمَةَ مِنْ أَسْمَائِهِ اسْماً فَلَمَّا خَلَقَهُمْ جَعَلَهُمْ فِي الْمِيثَاقِ عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ وَ خَلَقَ الْمَلاَئِكَةَ مِنْ نُورٍ فَلَمَّا أَنْ نَظَرُوا إِلَيْهِمْ عَظَّمُوا أَمْرَهُمْ وَ شَأْنَهُمْ وَ لُقِّنُوا التَّسْبِيحَ فَذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى وَ إِنّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى آدَمَ  عليه‏السلامنَظَرَ إِلَيْهِمْ عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ فَقَالَ يَا رَبِّ مَنْ هَؤلاَءِ قَالَ يَا آدَمُ هَؤلاَءِ صَفْوَتِي وَ خَاصَّتِي خَلَقْتُهُمْ مِنْ نُورِ جَلاَلِي وَ شَقَقْتُ لَهُمْ اسْماً مِنْ أَسْمَائِي قَالَ يَا رَبِّ فَبِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ عَلِّمْنِي أَسْمَاءَهُمْ قَالَ يَا آدَمُ فَهُمْ عِنْدَكَ أَمَانَةٌ سِرٌّ مِنْ سِرِّي لاَ يَطَّلِعُ عَلَيْهِ غَيْرُكَ إِلاَّ بِإِذْنِي قَالَ نَعَمْ يَا رَبِّ قَالَ يَا آدَمُ أَعْطِنِي عَلَى ذَلِكَ الْعَهْدَ فَأَخَذَ عَلَيْهِ الْعَهْدَ ثُمَّ عَلَّمَهُ أَسْمَاءَهُمْ ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ وَ لَمْ يَكُنْ عَلَّمَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ وَ أَوْفُوا بِوَلاَيَةِ عَلِيٍّ  عليه‏السلام فَرْضاً مِنَ اللَّهِ أُوفِ لَكُمْ بِالْجَنَّةِ.»

[15] ـ كامل الزيارات: 52، باب 14، حديث 11؛ بحار الأنوار: 43/270، باب 12، حديث 35؛ «عَنْ يَعْلَى بْنِ مُرَّةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاط.»

[16] ـ بقره 2 : 38؛ «گفتيم : همگى از آن [ مرتبه و مقام ] فرود آييد؛ چنانچه از سوى من هدايتى براى شما آمد، پس كسانى كه از هدايتم پيروى كنند نه ترسى بر آنان است و نه اندوهگين شوند.»

[17] ـ مدينة المعاجز: 4/52، حديث 1080؛ عيون أخبار الرضا  عليه‏السلام: 2/62، حديث 29؛ بحار الأنوار: 36/204، باب 40، حديث 8؛ «عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَاصِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى عَنْ آبَائِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ  عليه‏السلام قَالَ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله وَ عِنْدَهُ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ فَقَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مَرْحَباً بِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَا زَيْنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ فَقَالَ لَهُ أُبَيٌّ وَ كَيْفَ يَكُونُ يَا رَسُولَ اللَّهِ زَيْنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَحَدٌ غَيْرُكَ فَقَالَ يَا أُبَيُّ وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً إِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ فِي السَّمَاءِ أَكْبَرُ مِنْهُ فِي الْأَرْضِ فَإِنَّهُ لَمَكْتُوبٌ عَنْ يَمِينِ عَرْشِ اللَّهِ مِصْبَاحُ هُدًى وَ سَفِينَةُ نَجَاةٍ... .»

[18] ـ احمد مهران.

[19] ـ بحار الأنوار: 45/1، بقية الباب 37؛ اللهوف: 95؛ «قَالَ فَلَمَّا كَانَ الْغَدَاةُ أَمَرَ الْحُسَيْنُ  عليه‏السلام بِفُسْطَاطٍ فَضُرِبَ فَأَمَرَ بِجَفْنَةٍ فِيهَا مِسْكٌ كَثِيرٌ وَ جَعَلَ عِنْدَهَا نُورَةً ثُمَّ دَخَلَ لِيَطَّلِيَ فَرُوِيَ أَنَّ بُرَيْرَ بْنَ خُضَيْرٍ الْهَمْدَانِيَّ وَ عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ عَبْدِ رَبِّهِ الْأَنْصَارِيَّ وَقَفَا عَلَى، باب الْفُسْطَاطِ لِيَطَّلِيَا بَعْدَهُ فَجَعَلَ بُرَيْرٌ يُضَاحِكُ عَبْدَ الرَّحْمَنِ فَقَالَ لَهُ عَبْدُ الرَّحْمَنِ يَا بُرَيْرُ أَ تَضْحَكُ مَا هَذِهِ سَاعَةُ ضَحِكٍ وَ لاَ بَاطِلٍ فَقَالَ بُرَيْرٌ لَقَدْ عَلِمَ قُومِي أَنَّنِي مَا أَحْبَبْتُ الْبَاطِلَ كَهْلاً وَ لاَ شَابّاً وَ إنَّمَا أَفْعَلُ ذَلِكَ اسْتِبْشَاراً بِمَا نَصِيرُ إِلَيْهِ-فَوَ اللَّهِ مَا هُوَ إِلاَّ أَنْ نَلْقَى هَؤلاَءِ الْقَوْمَ بِأَسْيَافِنَا نُعَالِجُهُمْ بِهَا سَاعَةً ثُمَّ نُعَانِقُ الْحُورَ الْعِينَ.»

[20] ـ كامل الزيارات: 80، باب 26، حديث 6؛ بحار الأنوار: 45/206، باب 40، حديث 13؛ «عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ  عليه‏السلام يَا زُرَارَةُ إِنَّ السَّمَاءَ بَكَتْ عَلَى الْحُسَيْنِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالدَّمِ وَ إِنَّ الْأَرْضَ بَكَتْ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالسَّوَادِ وَ إِنَّ الشَّمْسَ بَكَتْ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالْكُسُوفِ وَ الْحُمْرَةِ وَ إِنَّ الْجِبَالَ تَقَطَّعَتْ وَ انْتَثَرَتْ وَ إِنَّ الْبِحَارَ تَفَجَّرَتْ وَ إِنَّ الْمَلاَئِكَةَ بَكَتْ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً عَلَى الْحُسَيْنِ وَ مَا اخْتَضَبَتْ مِنَّا امْرَأَةٌ وَ لاَ ادَّهَنَتْ وَ لاَ اكْتَحَلَتْ وَ لاَ رَجَّلَتْ حَتَّى أَتَانَا رَأْسُ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ زِيَادٍ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ مَا زِلْنَا فِي عَبْرَةٍ بَعْدَهُ وَ كَانَ جَدِّي إِذَا ذَكَرَهُ بَكَى حَتَّى تَمْلَأَ عَيْنَاهُ لِحْيَتَهُ وَ حَتَّى يَبْكِيَ لِبُكَائِهِ رَحْمَةً لَهُ مَنْ رَآهُ وَ إِنَّ الْمَلاَئِكَةَ الَّذِينَ عِنْدَ قَبْرِهِ لَيَبْكُونَ فَيَبْكِي لِبُكَائِهِمْ كُلُّ مَنْ فِي الْهَوَاءِ وَ السَّمَاءِ مِنَ الْمَلاَئِكَةِ وَ لَقَدْ خَرَجَتْ نَفْسُهُ  عليه‏السلام فَزَفَرَتْ جَهَنَّمُ زَفْرَةً كَادَتِ الْأَرْضُ تَنْشَقُّ لِزَفْرَتِهَا وَ لَقَدْ خَرَجَتْ نَفْسُ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ زِيَادٍ وَ يَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَشَهِقَتْ جَهَنَّمُ شَهْقَةً لَوْ لاَ أَنَّ اللَّهَ حَبَسَهَا بِخُزَّانِهَا لَأَحْرَقَتْ مَنْ عَلَى ظَهْرِ الْأَرْضِ مِنْ فَوْرِهَا وَ لَوْ يُؤذَنُ لَهَا مَا بَقِيَ شَيْءٌ إِلاَّ ابْتَلَعَتْهُ وَ لَكِنَّهَا مَأْمُورَةٌ مَصْفُودَةٌ وَ لَقَدْ عَتَتْ عَلَى الْخُزَّانِ غَيْرَ مَرَّةٍ حَتَّى أَتَاهَا جَبْرَئِيلُ فَضَرَبَهَا بِجَنَاحِهِ فَسَكَنَتْ وَ إِنَّهَا لَتَبْكِيهِ وَ تَنْدُبُهُ وَ إِنَّهَا لَتَتَلَظَّى عَلَى قَاتِلِهِ وَ لَوْ لاَ مَنْ عَلَى الْأَرْضِ مِنْ حُجَجِ اللَّهِ لَنَقَضَتِ الْأَرْضَ وَ أَكْفَأَتْ مَا عَلَيْهَا وَ مَا تَكْثُرُ الزَّلاَزِلُ إِلاَّ عِنْدَ اقْتِرَابِ السَّاعَةِ وَ مَا عَيْنٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ وَ لاَ عَبْرَةٌ مِنْ عَيْنٍ بَكَتْ وَ دَمَعَتْ عَلَيْهِ وَ مَا مِنْ بَاكٍ يَبْكِيهِ إِلاَّ وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَةَ وَ أَسْعَدَهَا عَلَيْهِ وَ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله وَ أَدَّى حَقَّنَا وَ مَا مِنْ عَبْدٍ يُحْشَرُ إِلاَّ وَ عَيْنَاهُ بَاكِيَةٌ إِلاَّ الْبَاكِينَ عَلَى جَدِّي فَإِنَّهُ يُحْشَرُ وَ عَيْنُهُ قَرِيرَةٌ وَ الْبِشَارَةُ تَلْقَاهُ وَ السُّرُورُ عَلَى وَجْهِهِ وَ الْخَلْقُ فِي الْفَزَعِ وَ هُمْ آمِنُونَ وَ الْخَلْقُ يُعْرَضُونَ وَ هُمْ حُدَّاثُ الْحُسَيْنِ  عليه‏السلام تَحْتَ الْعَرْشِ وَ فِي ظِلِّ الْعَرْشِ لاَ يَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ يُقَالُ لَهُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ فَيَأْبَوْنَ وَ يَخْتَارُونَ مَجْلِسَهُ وَ حَدِيثَهُ وَ إِنَّ الْحُورَ لَتُرْسِلُ إِلَيْهِمْ إِنَّا قَدِ اشْتَقْنَاكُمْ مَعَ الْوِلْدَانِ الْمُخَلَّدِينَ فَمَا يَرْفَعُونَ رُءُوسَهُمْ إِلَيْهِمْ لِمَا يَرَوْنَ فِي مَجْلِسِهِمْ مِنَ السُّرُورِ وَ الْكَرَامَةِ وَ إِنَّ أَعْدَاءَهُمْ مِنْ بَيْنِ مَسْحُوبٍ بِنَاصِيَتِهِ إِلَى النَّارِ وَ مِنْ قَائِلٍ فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ وَ إِنَّهُمْ لَيُرَوْنَ مَنْزِلَهُمْ وَ مَا يَقْدِرُونَ أَنْ يَدْنُوا إِلَيْهِمْ وَ لاَ يَصِلُونَ إِلَيْهِمْ وَ إِنَّ الْمَلاَئِكَةَ لَتَأْتِيهِمْ بِالرِّسَالَةِ مِنْ أَزْوَاجِهِمْ وَ مِنْ خُزَّانِهِمْ عَلَى مَا أُعْطُوا مِنَ الْكَرَامَةِ فَيَقُولُونَ نَأْتِيكُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَيَرْجِعُونَ إِلَى أَزْوَاجِهِمْ بِمَقَالاَتِهِمْ فَيَزْدَادُونَ إِلَيْهِمْ شَوْقاً إِذَا هُمْ خَبَّرُوهُمْ بِمَا هُمْ فِيهِ مِنَ الْكَرَامَةِ وَ قُرْبِهِمْ مِنَ الْحُسَيْنِ  عليه‏السلام فَيَقُولُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَفَانَا الْفَزَعَ الْأَكْبَرَ وَ أَهْوَالَ الْقِيَامَةِ وَ نَجَّانَا مِمَّا كُنَّا نَخَافُ وَ يُؤتَوْنَ بِالْمَرَاكِبِ وَ الرِّحَالِ عَلَى النَّجَائِبِ فَيَسْتَوُونَ عَلَيْهَا وَ هُمْ فِي الثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ وَ الْحَمْدِ لِلَّهِ وَ الصَّلاَةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِهِ حَتَّى يَنْتَهُوا إِلَى مَنَازِلِهِمْ.»

[21] ـ تفسير فرات الكوفى: 444، حديث 444، سورة الطور؛ بحار الأنوار: 8/53، باب 21، حديث 62؛ «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤمِنِينَ  عليه‏السلام يَقُولُ دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ذَاتَ يَوْمٍ عَلَى فَاطِمَةَ وَ هِيَ حَزِينَةٌ فَقَالَ لَهَا مَا حَزَنَكِ يَا بُنَيَّةُ قَالَتْ يَا أَبَةِ ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النَّاسِ عُرَاةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَقَالَ يَا بُنَيَّةُ إِنَّهُ لَيَوْمٌ عَظِيمٌ وَ لَكِنْ قَدْ أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ عَنِ اللَّهِ  عز و جل أَنَّهُ قَالَ أَوَّلُ مَنْ يَنْشَقُّ عَنْهُ الْأَرْضُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَنَا ثُمَّ أَبِي إِبْرَاهِيمُ ثُمَّ بَعْلُكِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ  عليه‏السلامثُمَّ يَبْعَثُ اللَّهُ إِلَيْكِ جَبْرَئِيلَ فِي سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ فَيَضْرِبُ عَلَى قَبْرِكِ سَبْعَ قِبَابٍ مِنْ نُورٍ ثُمَّ يَأْتِيكِ إِسْرَافِيلُ بِثَلاَثِ حُلَلٍ مِنْ نُورٍ فَيَقِفُ عِنْدَ رَأْسِكِ فَيُنَادِيكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ مُحَمَّدٍ قُومِي إِلَى مَحْشَرِكِ فَتَقُومِينَ آمِنَةً رَوْعَتُكِ مَسْتُورَةً عَوْرَتُكِ فَيُنَاوِلُكِ إِسْرَافِيلُ الْحُلَلَ فَتَلْبَسِينَهَا وَ يَأْتِيكِ رُوفَائِيلُ بِنَجِيبَةٍ مِنْ نُورٍ زِمَامُهَا مِنْ لُؤلُؤ رَطْبٍ عَلَيْهَا مِحَفَّةٌ مِنْ ذَهَبٍ فَتَرْكَبِينَهَا وَ يَقُودُ رُوفَائِيلُ بِزِمَامِهَا وَ بَيْنَ يَدَيْكِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ بِأَيْدِيهِمْ أَلْوِيَةُ التَّسْبِيحِ فَإِذَا جَدَّ بِكِ السَّيْرُ اسْتَقْبَلَتْكِ سَبْعُونَ أَلْفَ حَوْرَاءَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالنَّظَرِ إِلَيْكِ بِيَدِ كُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ مِجْمَرَةٌ مِنْ نُورٍ يَسْطَعُ مِنْهَا رِيحُ الْعُودِ مِنْ غَيْرِ نَارٍ وَ عَلَيْهِنَّ أَكَالِيلُ الْجَوْهَرِ مُرَصَّعَةٌ بِالزَّبَرْجَدِ الْأَخْضَرِ فَيُسْرِعْنَ عَنْ يَمِينِكِ فَإِذَا سِرْتِ مِنْ قَبْرِكِ اسْتَقْبَلَتْكِ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ فِي مِثْلِ مَنْ مَعَكِ مِنَ الْحُورِ فَتُسَلِّمُ عَلَيْكِ وَ تَسِيرُ هِيَ وَ مَنْ مَعَهَا عَنْ يَسَارِكِ ثُمَّ تَسْتَقْبِلُكِ أُمُّكِ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ أَوَّلُ الْمُؤمِنَاتِ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ مَعَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ بِأَيْدِيهِمْ أَلْوِيَةُ التَّكْبِيرِ فَإِذَا قَرُبْتِ مِنَ الْجَمْعِ اسْتَقْبَلَتْكِ حَوَّاءُ فِي سَبْعِينَ أَلْفَ حَوْرَاءَ وَ مَعَهَا آسِيَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ فَتَسِيرَانِ هُمَا وَ مَنْ مَعَهُمَا مَعَكِ فَإِذَا تَوَسَّطْتِ الْجَمْعَ وَ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ يَجْمَعُ الْخَلاَئِقَ فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ فَتَسْتَوِي بِهِمُ الْأَقْدَامُ ثُمَّ يُنَادِي مُنَادٍ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ يَسْمَعُ الْخَلاَئِقُ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله وَ مَنْ مَعَهَا فَلاَ يَنْظُرُ إِلَيْكِ يَوْمَئِذٍ إِلاَّ إِبْرَاهِيمُ خَلِيلُ الرَّحْمَنِ وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ يَطْلُبُ آدَمُ حَوَّاءَ فَيَرَاهَا مَعَ أُمِّكِ خَدِيجَةَ أَمَامَكِ ثُمَّ يُنْصَبُ لَكِ مِنْبَرٌ مِنَ النُّورِ فِيهِ سَبْعُ مَرَاقٍ بَيْنَ الْمِرْقَاةِ إِلَى الْمِرْقَاةِ صُفُوفُ الْمَلاَئِكَةِ بِأَيْدِيهِمْ أَلْوِيَةُ النُّورِ وَ يَصْطَفُّ الْحُورُ الْعِينُ عَنْ يَمِينِ الْمِنْبَرِ وَ عَنْ يَسَارِهِ وَ أَقْرَبُ النِّسَاءِ مِنْكِ عَنْ يَسَارِكِ حَوَّاءُ وَ آسِيَةُ فَإِذَا صِرْتِ فِي أَعْلَى الْمِنْبَرِ أَتَاكِ جَبْرَئِيلُ فَيَقُولُ لَكِ يَا فَاطِمَةُ سَلِي حَاجَتَكِ فَتَقُولِينَ يَا رَبِّ أَرِنِي الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَيَأْتِيَانِكِ وَ أَوْدَاجُ الْحُسَيْنِ تَشْخُبُ دَماً وَ هُوَ يَقُولُ يَا رَبِّ خُذْ لِيَ الْيَوْمَ حَقِّي مِمَّنْ ظَلَمَنِي فَيَغْضَبُ عِنْدَ ذَلِكَ الْجَلِيلُ وَ يَغْضَبُ لِغَضَبِهِ جَهَنَّمُ وَ الْمَلاَئِكَةُ أَجْمَعُونَ فَتَزْفِرُ جَهَنَّمُ عِنْدَ ذَلِكَ زَفْرَةً ثُمَّ يَخْرُجُ فَوْجٌ مِنَ النَّارِ وَ يَلْتَقِطُ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ وَ أَبْنَاءَهُمْ وَ أَبْنَاءَ أَبْنَائِهِمْ وَ يَقُولُونَ يَا رَبِّ إِنَّا لَمْ نَحْضُرِ الْحُسَيْنَ فَيَقُولُ اللَّهُ لِزَبَانِيَةِ جَهَنَّمَ خُذُوهُمْ بِسِيمَاهُمْ بِزُرْقَةِ الْأَعْيُنِ وَ سَوَادِ الْوُجُوهِ خُذُوا بِنَوَاصِيهِمْ فَأَلْقُوهُمْ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ فَإِنَّهُمْ كَانُوا أَشَدَّ عَلَى أَوْلِيَاءِ الْحُسَيْنِ مِنْ آبَائِهِمُ الَّذِينَ حَارَبُوا الْحُسَيْنَ فَقَتَلُوهُ فَتَسْمَعِينَ أَشْهِقَتَهُمْ فِي جَهَنَّمَ ثُمَّ يَقُولُ جَبْرَئِيلُ يَا فَاطِمَةُ سَلِي حَاجَتَكِ فَتَقُولِينَ يَا رَبِّ شِيعَتِي فَيَقُولُ اللَّهُ قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ فَتَقُولِينَ يَا رَبِّ شِيعَةُ وُلْدِي فَيَقُولُ اللَّهُ قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ فَتَقُولِينَ يَا رَبِّ شِيعَةُ شِيعَتِي فَيَقُولُ اللَّهُ انْطَلِقِي فَمَنِ اعْتَصَمَ بِكِ فَهُوَ مَعَكِ فِي الْجَنَّةِ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَوَدُّ الْخَلاَئِقُ أَنَّهُمْ كَانُوا فَاطِمِيِّينَ فَتَسِيرِينَ وَ مَعَكِ شِيعَتُكِ وَ شِيعَةُ وُلْدِكِ وَ شِيعَةُ أَمِيرِ الْمُؤمِنِينَ آمِنَةً رَوْعَاتُهُمْ مَسْتُورَةً عَوْرَاتُهُمْ قَدْ ذَهَبَتْ عَنْهُمُ الشَّدَائِدُ وَ سَهُلَتْ لَهُمُ الْمَوَارِدُ يَخَافُ النَّاسُ وَ هُمْ لاَ يَخَافُونَ وَ يَظْمَأُ النَّاسُ وَ هُمْ لاَ يَظْمَئُونَ فَإِذَا بَلَغْتِ، باب الْجَنَّةِ تَلَقَّتْكِ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ حَوْرَاءَ لَمْ يَتَلَقَّيْنَ أَحَداً قَبْلَكِ وَ لاَ يَتَلَقَّيْنَ أَحَداً كَانَ بَعْدَكِ بِأَيْدِيهِمْ حِرَابٌ مِنْ نُورٍ عَلَى نَجَائِبَ مِنْ نُورٍ جِلاَلُهَا مِنَ الذَّهَبِ الْأَصْفَرِ وَ الْيَاقُوتِ أَزِمَّتُهَا مِنْ لُؤلُؤ رَطْبٍ عَلَى كُلِّ نَجِيبٍ نُمْرُقَةٌ مِنْ سُنْدُسٍ فَإِذْ [ فَإِذَا ] دَخَلْتِ الْجَنَّةَ تَبَاشَرُ بِكِ أَهْلُهَا وَ وُضِعَ لِشِيعَتِكِ مَوَائِدُ مِنْ جَوْهَرٍ عَلَى عُمُدٍ مِنْ نُورٍ فَيَأْكُلُونَ مِنْهَا وَ النَّاسُ فِي الْحِسَابِ وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ.»

منبع
  • پایگاه عرفان