در احوالات زهير بن قين نوشتهاند: وقتى شنيد معاويه از شام با صد هزار نفر براى خونخواهى عثمان و جنگ با اميرالمؤمنين عليهالسلام حركت كرده است، تمام نيروى خودش را بسيج كرد و به معاويه ملحق شد، بعد از شهادت اميرمؤمنان عليهالسلام، در صف مخالفان امام مجتبى عليهالسلام بود و بعد از امام حسن عليهالسلام هم با امام حسين عليهالسلام ده سال مخالفت داشت و وقتى در سفر مكه شنيده بود كه امام حسين عليهالسلام هم آمده، اصلاً نمىخواست با حضرت روبرو بشود، از اينرو خيلى ديرتر از امام حسين عليهالسلام از مكه خارج شد تا مبادا با هم برخورد كنند، امّا:
«مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الخَير قَذَفَ فِي قَلْبِهِ حُبُّ الْحُسَيْنِ»[8]
خدا اگر بخواهد درِ همه خوبىها را به روى كسى باز كند، محبت امام حسين عليهالسلام را در دل او مىاندازد، و اين محبت، زهير بن قين را از آن انحراف فكرى نجات داد، تا جايى كه از شهداى كربلا لقب گرفت.[9]
« إِلاَّ مَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صَــلِحًا فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّـٔاتِهِمْ حَسَنَـتٍ »[10]
« وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الاْءِنسَـنَ لَفِى خُسْرٍ * إِلاَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبْرِ »[11]
زبانتان را فقط در محور حق به گردش بياوريد، اين مقدمات تحقق ارزشها است. وقتى انسان ارزش پيدا كرد، حيات طيبه پيدا مىكند، همچون زهير بن قين به مقام شهادت در ركاب امام حسين عليهالسلام مىرسد.