پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

داستان عيسى عليه ‏السلام و عذاب الهى

داستان عيسى عليه ‏السلام و عذاب الهى

عيسى بن مريم  عليه‏ا لسلام به منطقه‏ اى گذشت، اهل و چهارپايان و پرندگانش آن جا همه با هم مرده بودند. به حواريون گفت: اين مرگ، مرگ طبيعى نيست، دليلش هم اين است، اگر اين مرگ مرگ طبيعى بود، همه نمى‏مردند، يك عده‏اى مى‏ماندند و بقيه را دفن مى‏كردند، گفت: اينها دچار عذاب شدند.

حواريون به عيسى گفتند: از خدا بخواه با يك نفر اينها حرف بزنيم.

عيسى ابن مريم از پروردگار درخواست كرد. خطاب رسيد: يكى از آنها را صدا بزن. يك نگاهى به يك جنازه كرد و او را صدا زد. عيسى كه قدرت مرده زنده كردن داشت.

وقتى بلند شد، خيلى عيسى رنجيده خاطر شده بود، فرياد زد: بدبخت‏ها، بى‏چاره‏ها، گرفتارها، چه كرده بوديد:

«قَالَ عِبَادَةُ الطَّاغُوتِ وَ حُبُّ الدُّنْيَا مَعَ خَوْفٍ قَلِيلٍ وَ أَمَلٍ بَعِيدٍ وَ غَفْلَةٍ فِي لَهْوٍ وَ لَعِبٍ»

 بندگى طاغوت و كفر را جايگزين بندگى خدا كرده بوديم، از اينرو گرفتار شديم.

  پرسيد: عبادت طاغوتتان چطور بود؟

«قَالَ الطَّاعَةُ لِأَهْلِ الْمَعَاصِي»

 از گناهكارها پيروى مى‏كرديم.

گفت: شب همه ما در كمال سلامت خوابيده بوديم. صبح بلند شديم ديديم همه ما در هاويه هستيم. قرآن مى‏گويد:

 « وَ مَآ أَدْرَيكَ مَاهِيَهْ * نَارٌ حَامِيَةُ »[8]

 عيسى سوال كرد: هاويه كجاست؟ گفت: سجّين، گفت: سجيّن كجاست؟ گفت: كوهى از سنگ است كه فعلاً به ما داده‏اند و ما آنجا ساكن هستيم.

 «تُوقَدُ عَلَيْنَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»

 خداوند به اين كوه گفته است اينها را تا روز قيامت، فقط آتش بزن.

گفت: وقتى شما را روى اين كوه انداختند، به پروردگار التماس نكرديد.

گفت: چرا، به پروردگار گفتيم:

 «رُدَّنَا إِلَى الدُّنْيَا فَنَزْهَدَ فِيهَا» 

برگردان ما را، كارهايمان را درست مى‏كنيم؛ ولى پروردگار با صداى بلند گفت:

 «كَذَبْتُمْ»

  برويد دروغگوها. اگر شما راستگو بوديد و مى‏خواستيد، حرف اين همه پيغمبر و امام و مجلس مذهبى را گوش مى‏كرديد.

گفت: تو چطور شد با من حرف زدى؟ گفت: اولاً در تمام كسانى كه اينجا گرفتار عذاب شده‏اند، فقط به من دهن بند نزدند، بقيه را همه دهن بند زدند. خدا به ملائكه عذاب گفته است نمى‏خواهم يك مرتبه اسمم را ببرند، همه را دهن بند بزنيد.

عيسى برگشت به حواريون گفت: يا اولياء اللّه! خوردن نان خشك با نمك و خوابيدن روى زمين، با سلامت زندگى دنيا و آخرت، خيلى بهتر از اين است كه  در قصرها و ثروت‏ها باشد، بعد از مردن هم دهن بند به دهانش ببندند و اجازه ندهند يك كلمه حرف بزند.

منبع
  • پایگاه عرفان