پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

نشر علم

نشر علم

پيغمبر گرامى اسلام  صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله مى‏فرمايد: روز قيامت اهل جهنم به پروردگار مى‏گويند: اگر ما اعلام كنيم به اين عذاب تو راضى هستيم، نمى خواهيم ما را بيرون بياورى، فقط يك رحمى در حق ما بكن، خطاب مى‏رسد: چه كار كنم؟ مى‏گويند: اين بوى بد را از جهنم بردار. بقيه آن باشد، مار، عقرب، آتش باشد.

بعد به حضرت گفتند: اين بو چه هست؟ فرمود: بوى عالمى كه علمش را حبس كرده است. حالا عذابش چطور است خدا مى‏داند. همين پول‏هايى كه   از پولدارها مانده است، اگر خدا پرده آن را بردارد، اين نعمت حبس شده چه بوى متعفّنى گرفته است، از گوشت خوك مرده و سگ مرده متعفن‏تر است.

مال حبس شده، آبروى حبس شده، قدرت حبس شده، علم حبس شده، جان حبس شده، قدم حبس شده، در قيامت بوى تعفنش بلند مى‏شود.

حالا بايد به زندگى انبيا و ائمه  عليهم‏السلام و اولياى الهى نگاه كنيم و از ايشان درس زندگى بگيريم.

ببينيد: انبيا با مردم چطور حرف مى‏زدند. اميرالمؤمنين  عليه‏السلام و امام حسين  عليه‏السلام چطور حرف مى‏زدند، همانطور با مردم حرف بزنيد. آن وقت است كه مردم براى شنيدن مسائل الهى به ما هجوم مى‏آورند.

اميرالمؤمنين عليه ‏السلام ديدن صعصعة بن صوحان آمد، او مريض بود. كنار بسترش نشست، و دست روى پيشانى صعصعه گذاشت. بعد هم كه حضرت خواست بلند شود، صعصعه را بوسيد و فرمود: صعصعه! اين عمل من را براى رفيق‏ها و قوم و خويش‏هايت تعريف نكنى و خود را بگيرى و بگويى على به پيشانى من دست گذاشت. اينها را براى قيامتتان بگذاريد، اينجا خرج نكنيد.

  جابر جعفى نقل مى‏كند. جابر جعفى چه كسى است؟ جابر شخصيتى است كه امام صادق  عليه‏السلام فرمودند: به عشق چهار نفر در اين زمان زنده هستم، بريد عجلى، زرارة بن اعين و حمران و جابر جعفى، اين چهار نفر چهار ستون دين خدا هستند و كاسب هم بودند. مغازه داشتند، خريد و فروش مى‏كردند، ولى بنده شاكر خدا بودند.

وقتى كه خبر مرگ حمران را به او دادند، بسيار گريه كرد و درباره‏اش فرمود: حمران از دنيا رفت، به محض اينكه قيامت از قبرش بيرون بيايد. يك دست آن را  من مى‏گيرم و يك دست ديگرش را پدرم امام باقر  عليه‏السلام مى‏گيرد و با هم هستيم تا هر جا كه خدا ما را خواست ببرد.[17]

منبع
  • پایگاه عرفان