پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

در مدار عقل نه شهوت‏

در مدار عقل نه شهوت‏

در آثار اسلامى، از پنج نوع فكر سخن به میان آمده است و هر انسانى مى‏تواند در فضاى اين پنج نوع فكر پرواز كند:

«التفكر على خمسة اوجه».

فكر آدمی بر پنج نوع است.

بى‏ارزش‏ترين انسان‏ها، با قرار گرفتن در مدار انديشه، به انسان‏هایى ارزشمند تبديل مى‏شوند. وقتی انسان از مادر زاده مى‏شود، از نظر وجودى، بسيار كم ارزش است. اما با قرار دادن برنامه‏هايش در راه انديشه، مى‏تواند خود را به ارزش‌های بى‏نهايت برساند. قدرت فكر، وجود انسان را پرواز مى‏دهد و به مرحله لقاى پروردگار مى‏رساند؛ به‏ جایی كه كسى قدرت محاسبه ارزش او را ندارد.

اى برادر تو همه انديشه‏اى

مابقى خود استخوان و ريشه‏اى.]

 ما بايد خود را خرج مقام عالى وجودمان - كه عقل است- بنماییم، نه خرج مقام پايين آن كه شهوت است. اگر بخواهیم يك پارچه خرج شهوت شویم، در كوره پُر حرارت شهوت آب مى‏شویم و ديگر از انسانيتمان هيچ چيز باقى نمى‏ماند. اما اگر خرج مقام عالى وجودمان كه انديشه و عقل است شویم، به طور دائمی عظمت پيدا مى‏كنیم.

اميرالمؤمنين، عليه‌السلام، سخن زيبايى دارند كه بسيار باارزش است. ايشان مى‏فرمايند:

«أصل الإنسان لُبّه وعقله ودينه ومروته».[8]

واقعيت، حقيقت، و ريشه انسان مغز اوست و عقل او پايبند دين و مردانگى اوست.

در ادامه حديث آمده است:

«حيث يجعل نفسه».

البته، اگر بفهمد و اين ريشه و پايبندی را براى خود انتخاب کند.

عقل در اين جمله به معناى «پاي‌بند» است.[9] هنگامى‏كه شتر را در سفرها براى استراحت مى‏خوابانند، به زانویش زانوبند مى‏بندند تا نتواند بلند شود و بار صاحبش را بردارد و در دل كوير ناپديد گردد. عقل مورد نظر روايت به معناى همين زانوبند است. بدین ترتیب، معنی عبارت ريشه هر انسانى مغز اوست فهمیده می‌شود. انسان بايد به ريشه خود توجه کند، زیرا اگر به ريشه برسد، شاخ و برگ‌هایش زنده مى‏مانند و ميوه‏هايش شيرين خواهند شد. اما اگر بخواهد فداى فرع شود - كه همان شهوت و شكم است- بر شاخ و برگ‌هایش ميوه تلخ و غیر مفیدی خواهد رویید. نگاه به نامحرم، به دست آوردن و خوردن هر چيزى، قدم نهادن به هرجا كه انسان دلش بخواهد و گوش دادن به هر صدايى، ميوه‏هاى شيرينى برای وجود آدمی نيستند.

منبع
  • پایگاه عرفان