براى به كار گرفتن عقل، بايد وقت از دست رفته خود را از بسيارى چيزها و بسيارى از افراد پس بگيريم؛ بايد رابطهمان را با خيلى از اشخاص قطع كنيم؛ نبايد خيلى جاها برويم؛ نبايد سر بسيارى از چهارراهها بايستيم؛ نبايد به خيلى از مغازهها برويم؛ و حداكثر هفتهاى یک یا دو بار پای تلویزیون بنشینیم؛ چون اگر بخواهيم سفر فكرى داشته باشيم و درباره آفرينش آگاهى به دست آوريم، باید بسيارى از كتابها را مطالعه کنیم كه در رأس آنها قرآن قرار دارد.
در قرآن مجيد، قریب به هفتصد آيه درباره آفرينش وجود دارد كه هر كدامش هفتاد معنا دارد و هر معنايش هفتاد معنای دیگر.[2] این اعداد را در هم ضرب كنيد تا معلوم شود از تامل در قرآن چه درهاى باعظمتى از عالم به روى ما باز مىشود.
ما براى رسيدن به بالاترين حقيقت عالم، كه توحيد است، بايد كتابهاى فراوانى بخوانيم و مطالعات گستردهاى داشته باشیم؛ باید از مطالعات خود يادداشت برداریم و مطالبى را كه از لابه لاى قرآن و كتابها استخراج کردهایم براى ديگران تعريف كنيم تا در ذهنمان استوار گردد و پایدار بماند. زیرا:
«التفكر على خمسة أوجه فكرة في آيات اللَّه يتولد منه التوحيد واليقين».
ما بايد با شنيدن اين جمله امير المؤمنين، عليهالسلام، دلمان براى خودمان بسوزد كه در بستر مرگ به امام حسنو امام حسينو ديگر فرزندانشان، عليهمالسلام، مىفرمايند:
«والله الله في القرآن لا يسبقكم بالعمل به غيركم».[3]
یعنی عزيزانم مبادا وضعى پيش بيايد كه دیگران از شما در عمل به قرآن جلو بيفتند.
خداوند در این آيه قرآن میفرماید:
«ثم استوى إلى السماء وهي دخان فقال لها وللأرض ائتيا طوعا أو كرها قالتا أتينا طائعين».[4]
آن گاه آهنگ آفرينش آسمان كرد، در حالى كه به صورت دود بود، پس به آن و به زمين گفت: خواه يا ناخواه بياييد. آن دو گفتند: فرمانبردار آمديم.
اسرار این آیه را از زبان لاپلاسفرانسوى بشنويم كه در عميقترين مطالعات خود كار را به جايى رساند كه رصدخانههايى درست کرد و ستارگانى را با آن رصد كرد كه فاصلهشان با زمين بيست ميليون سال نورى بود.[5] در آيات خدا، این موضوع به صورت جملهای خبری مطرح شده است و ما تنها آيهای را در صفحه كاغذی مىبينيم، اما دیگران از پشت دستگاه رصد، واقعيت بيرونى آيه را در صفحه باعظمت آفرينش مىبينند.
امامان ما بدون چشم باطن و با همين چشم ظاهر بر عالم مشرف بودند، پس سخن اميرالمؤمنين، عليهالسلام، خطاب به آنان نیست و ایشان ما را در آن سخن مخاطب قرار دادهاند. چرا باید دیگران در عمل به فرامین قرآن و معصومان از ما پیشی بگیرند؟ مگر ما نيروى فكر نداريم. چه كسى گفته نژاد ژرمن عقلش از همه بیشتر است؟ چه كسى گفته انگليسىها قدرت عقلشان از همه ما قوىتر است؟ چه كسى گفته عقل آمريكايىها عقل مافوق است؟ چه كسى گفته كسانى كه در اروپاو در غرب زندگى مىكنند، انديشه قوىترى دارند؟ مسلماً، ما و آنان در قدرت عقل تفاوتی نداریم، ضمن اینکه ما افزون بر نيروى عقل، قدرت ايمان هم داريم. منتهی مساله این است كه سرمايههاى ما هنوز در انبارهاست. آنها دو قرن است با سرمايه عقل خود كار مىكنند و از اواخر قرن هفده، سرمايههاى مختلف علم و عقل و مطالعه و كتاب را به كار گرفتهاند و با تمام وجود كار میكنند، ولی ما همچنان در جای خود ایستادهایم و نگاه میکنیم.