پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

اندیشه در اسلام - جلسه دهم - قسمت دوم - (متن کامل + عناوین)

اندیشه در اسلام - جلسه دهم - قسمت دوم - (متن کامل + عناوین)

    حيات حيوانى از نظر قرآن

    انسانى كه بى فكر زندگى مى كند دچار حيات حيوانى مى شود؛ يعنى تمام همّت او بر دو محور قرار مى گيرد: شكم و شهوت. چون حياتى كه با چراغ فكر روشن نشده باشد، بسيار محدود است. قرآن اين نوع حيات را حيات حيوانى نام گذارده است. در آیه 12 از سوره مبارك محمّد، به زندگى كسانى اشاره شده است كه تنها به مسئله شكم اهميت داده و براى مسائل ديگر هيچ گونه حسابى باز نكرده اند:

    «والذين كفروا يتمتعون ويأكلون كما تأكل الأنعام والنار مثوى لهم».[14]

    وكافران همواره سرگرم بهره گيرى از [كالا و لذتهاى زودگذر] دنيايند و مى خورند همان‌گونه كه چهارپايان مى خورند و جايگاهشان آتش است.


    دفع ضرر محتمل

    فلاسفه سخن جالبى درباره دفع ضرر احتمالی دارند كه يكى از بديهيات عقلی است و آن اين است كه عاقل هميشه در انديشه جلوگيرى از ضرر محتمل است. ضرر محتمل يعنى ضررى كه احتمال وقوع آن براى عاقل ضعيف است، ليكن ممكن است واقع شود.


    چند نمونه

    - وقتی انسان عاقل مى خواهد از جايى به جاى ديگر برود که احتمال مى دهد در راه به عقربى برخورد كند، احتياط بيشترى می‌كند وتمام نقاط بدنش را كه پيداست می‌پوشاند و از خودش به طور كامل محافظت می‌كند. اگر هم كسى او را در اين حال ببيند و بپرسد اين احتياط براى چيست؟ در پاسخ می‌گويد: براى محافظت جان و در امان ماندن از شرّ عقرب است. عقلاى عالم نیز حرف او را به جهت جلوگيرى از ضرر محتمل مى پذيرند.

    - وقتی كسى كپسول آتش‌نشانی در خانه خود نصب می‌کند، عقلا نه تنها اين كار را مذمت نمى كنند، تایید هم مى كنند.

    - آمپولى اختراع شده كه براى دفع سرماخوردگى بسيار مفيد است و مردم اول زمستان اين آمپول را مى زنند تا سرما نخورند. این از آن روست كه احتمال مى دهند در زمستان سرما بخورند. لذا اگر شخصی از دكتر تزریق اين آمپول را تقاضا كند، دكتر او را سرزنش نمى كند.

    - جعل طلاق از طرف خداوند به منظور دفع ضرر محتمل بوده است. چون خداوند احتمال می‌داده که ميان زن و شوهرها گاهی اختلافاتی پیدا می‌شود که آشتى‌پذیر نیست و زندگی مشترک آن‌ها دیگر فایده‌ای ندارد.

    - اگر انسان احتمال دهد كه ماشين او در مسافرت پنچر مى شود، خود را به یک سری از امكانات مجهز می‌کند و عقلا هم کار او را تایید مى كنند. از این روست که گفته‌اند:

    گر تو را طفلي بگويد كاي فلان

    عقربي در جامه‌ات ديدم بدان

    بي‌تامل جامه را بيرون كني

    پيروي از قول هر مجنون كني

    گر يكي گويد در اين ره هشت روز

    آب نبود هست ريگ پاي‌سوز

    وآن دگر گويد: دروغ است اين بدان

    كه به هر شب چشمه‌اي بيني روان

    عقل آن باشد كه برگيري تو آب

    تا رهي از كين و باشي در صواب

    گر در آن ره آب بود، آن را بريز

    ور نبود آب، واي بر مرد ستيز!

    پيامد انديشه نكردن در واقعيات

    وجود قيامت، ملائكه، مرگ، برزخ، حساب، كتاب، بهشت، جهنم، انبيا، و

    ... همگی واقعيت‌اند نه احتمال، و كسانى كه به اين واقعيات فكر نكنند و چاره‌ای در برابر آن‌ها نیندیشند زندگانی‌‌شان حيوانى است؛ زیرا خدا، انبيا، ائمه، قرآن، اخلاق و تربيت را كنار گذاشته‌اند و از واقعيات كناره گرفته‌اند. خداوند در قرآن حيات اين گروه از مردم را حيات حيوانى معرفى مى كند و مى فرمايد:

    «والذين كفروا يتمتعون ويأكلون كما تأكل الأنعام والنار مثوى لهم».

    كافران همواره سرگرم بهره گيرى از [كالا و لذت‌هاى زودگذر] دنيايند و مى خورند، همان گونه كه چهارپايان مى خورند و جايگاهشان آتش است.


    حيات سَبُعى

    اما يك زندگى هم زندگى سبُعى است؛ البته تا كسى حيوان نشود، درنده نمى شود و ممكن است مدتى آرام باشد، ليكن رفته رفته درنده مى شود، از اين رو خداوند مى فرمايد: افرادى كه به جان و مال مردم مى افتند و آبروى مردم را مى برند، درنده اند. خدا نكند انسان صفت درندگى پيدا كند. آنهايى كه بدون تحقيق پشت سر ديگران حرف مى زنند و آبروى آنها را مى برند و پس از روشن شدن حقيقت، براى عذرخواهى التماس مى كنند، قرآن آنها را درنده معرفى مى كند. در سوره اعراف مى فرمايد:

    «ولو شئنا لرفعناه بها ولكنه أخلد إلى الأرض واتبع هواه فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث أو تتركه يلهث».[15]

    و اگر مى خواستيم [درجات و مقاماتش را] به وسيله آن آيات بالا مى برديم، ولى او به امور ناچيز مادى و لذت هاىِ زودگذرِ دنيايى تمايل پيدا كرد واز هواى نفسش پيروى نمود؛ پس داستانش چون داستان سگ است [كه] اگر به او هجوم برى، زبان از كام بيرون مى آورد.


    حيات شيطانى

    زندگى مردم بى فكر زندگى شيطانى است. شيطانكيست؟ مركز خدعه، آزار، زجر و... . همه وجود این مخلوق خدعه و حيله است و اين قدر خوش‌ خط و خال است كه انسان نمى فهمد چه موجود خطرناكى است. تازه پس از سى سال، عده‌ای مى فهمند كه چه كلاهى سرشان رفته است.


    حكايت روباه و گرگ

    نقل کرده‌اند که روزی روباهى به گرگى رسيد كه دنبه‌ای به دندان داشت. گرگ بینوا پس از سه چهار روز گرسنگى کشیدن تازه توانسته بود اين غذا را به دست آورد که روباه به او گفت: جناب گرگ، خدا روزى دهنده است؛ خداوند لطف دارد؛ ببين چه گوسفندهایى به اين منطقه فرستاده تا تو را غرق نعمت کند و...! خلاصه، آن قدر از گرگ تعريف كرد که او را فریب داد. در نهایت هم از او پرسید: اين چيست كه به دست آورده اى؟ گرگ دهانش را باز كرد و گفت: دنبه! بازكردن دهان همان و افتادن دنبه از دهان گرگ و فرار کردن روباه همان. پس از آن، هر كس به روباه مى رسيد و مى گفت: در دهانت چه دارى؟ او دندانش را محكم روى دنبه می‌فشرد و مى گفت: «چربى»!

    اين انسان‌ها از اين دسته حيوانات هستند. یعنی اول دیگران را مغرور مى كنند و بعد كلاه سرشان مى گذارند؛ از مردم تعريف مى كنند و بعد آنها را زمين مى زنند و همه چيزشان را مى گيرند، آن هم به گونه اى كه خودشان احساس نكنند.

    اين كار انسان شيطان صفت است؛ مثلاً، کسی که ماشينش فروش نمى رود، آن را پيش دلال مى برد و او با كلك آن را مى فروشد. اين خیلی بد است كه وقتى مردم خودشان نمى توانند سر کسی كلاه بگذارند، می‌گويند پيش فلانى برويم تا او برايمان بفروشد! هر چند عده‌ای کلاه گذاشتن به سر مردم را زرنگی و کاسبی و اهل معامله بودن می‌دانند.


    پرهيز از حزب شيطان

    خدا نكند انسان جزو حزب و باند شيطانباشد! چون قرآن از دو حزب نام مى برد:

    1. حزب اللَّه:

    «الا ان حزب الله هم المفلحون».[16]

    آگاه باشید كه بى ترديد حزب خدا رستگارانند.

    2. حزب شيطان:

    «ألا إن حزب الشيطان هم الخاسرون».[17]

    آگاه باشید كه حزب شيطان يقيناً همان زيان كارانند.

    حزب شيطان كسانى هستند كه پيوسته نقشه مى كشند تا كلاه سر مردم بگذارند و به هر نحو شده آنان را دچار خسارت و گرفتاری کنند. در حالی که كسانى كه با فكر كار مى كنند داراى حيات الهى اند. شكم و شهوت آنان در اختيار خداست و حالت درندگى و خدعه و حيله و مكر ندارند. حال سوال این است:

    انسانى كه فكر دارد، چرا شيطان وار زندگى كند و چرا درندگی پیش گیرد؟²

    پی‌نوشت

    [14]. محمد، 12: «إن الله يدخل الذين آمنوا وعملوا الصالحات جنات تجري من تحتها الأنهار والذين كفروا يتمتعون ويأكلون كما تأكل الأنعام والنار مثوى لهم».

    [15]. اعراف، 175–176: «واتل عليهم نبأ الذي آتيناه آياتنا فانسلخ منها فأتبعه الشيطان فكان من الغاوين * ولو شئنا لرفعناه بها ولكنه أخلد إلى الأرض واتبع هواه فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث أو تتركه يلهث ذلك مثل القوم الذين كذبوا بآياتنا فاقصص القصص لعلهم يتفكرون».

    [16]. مجادله، 22؛ نيز با عباراتي ديگر در مائده، 56: «ومن يتول الله ورسوله والذين آمنوا فإن حزب الله هم الغالبون».

    [17]. مجادله، 19: « استحوذ عليهم الشيطان فأنساهم ذكر الله أولئك حزب الشيطان ألا إن حزب الشيطان هم الخاسرون».

منبع
  • پایگاه عرفان