نوشته : حضرت استاد حسین انصاریان
هيچ راهى براى تبليغ حسنات اخلاقى بهتر و نافذتر از اين نيست كه خود انسان آراسته به حسنات باشد. مردم از آنجا كه عاشق زيبايىهاى ظاهر و زيبايىهاى معنوى هستند هنگامى كه مكارم اخلاقى را در انسان ببينند و خود را عارى و خالى از آن مشاهده كنند نسبت به خود دچار نهيب وجدان و شرم و حيا مىشوند و خلأ حسنات اخلاقى در وجودشان به آنان سخت و دشوار مىآيد و سبب مىشود كه به سوى زيبايىهاى اخلاقى كه در غير خود مىبينند و منافعش را در برخوردها و روابط ملاحظه مىكنند روى آورند و آراسته به آن را الگو و اسوهى خود قرار دهند.
اگر كسى آراسته به ارزشهاى اخلاقى نباشد، و به تبليغ آن در ميان مردم بكوشد، براى دعوتش ارجى نخواهند نهاد و سخن و كلامش در كسى نفوذ نخواهد كرد. ولى وقتى دعوت كنندهاى را به زيورهاى معنوى مزيّن ببينند سخنش را دلپذير مىيابند و كلامش را نافذ و مؤثّر حس مىكنند و دعوتش را مىپذيرند.
حضرت صادق عليه السلام در اين زمينه روايت بسيار مهمى به اين مضمون دارند:
كُونُوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيْرِ ألْسِنَتِكُم، لِيَرَوْا مِنكُم الوَرَعَ وَالإجتِهادَ وَالصَّلاةَ وَالخَيرَ فَإنَّ ذَلِك داعِيةٌ «1»
. دعوت كنندگان مردم (به حسنات و مكارم به) غير زبانتان باشيد، (با اعمال و اخلاق نيك خود مردم را به حقايق جذب كنيد،) مردم بايد (از شما شيعيان ما) پاك دامنى و كوشش در راه خدا و نماز و هر كار خيرى را مشاهده كنند؛ زيرا اين واقعيات كشانندهى آنان (به عرصهى پاكى و اخلاق و كردار نيك است).
بزرگترين معلم اخلاق
پيامبر اسلام كه مبلغ دين در ميان مردم بود، علاوه بر اين كه عشق شديدى به حسنات و مكارم داشت و از زشتىهاى اخلاق بسيار بسيار متنفّر بود، عملًا به همهى حسنات و مكارم اخلاقى آراسته بود، و آراستگىاش به ارزشهاى اخلاقى سبب دين دار شدن مردم و تا اندازهاى آراسته شدنشان به حسنات اخلاقى و ارزشهاى عملى بود.
او چنان شيفتهى مكارم و ارزشهاى اخلاقى بود كه پيوسته از خداى مهربان مىخواست او را به آداب نيك و محاسن اخلاق آراسته كند، و هميشه اين دعا به زبان مباركش با حال تضرّع و زارى جارى بود:
اللهمّ حَسِّن خُلْقِى وَاللّهمّ جَنّبنى مُنكرات أخلاق «2»
. خدايا! اخلاقم را نيكو گردان، خدايا! مرا از زشتىهاى اخلاق بركنار بدار.
حسنات اخلاقى او و پاكىاش از زشتىهاى اخلاق در حدى بود كه از اخلاق او تعبير شد به اين كه خلق و خويش قرآن است.
كانَ خُلقُ رَسولُ اللَّهِ القُرآن «3»
. اخلاق پيامبر خدا قرآن بود.
خداى بزرگ در قرآن مجيد اجراى عدالت را در همهى امور و احسان به همگان و پرداخت مال به خويشان و صبر در برابر حوادث و استقامتورزى در وظايف و عفو و گذشت و چشمپوشى و مهرورزى و دفع بدى را به نيكى و فرو خوردن خشم و روى گردانى از جاهلان و صلهى رحم و رفق و مدارا و رأفت و رحمت به ديگران را از او خواست؛ و او هم با همهى وجود خواستههاى پروردگارش را عملى كرد تا جايى كه خدا از اخلاقش به عنوان اخلاق عظيم ياد كرد «4».
او با قلب مهربان و زبان نرم و ملكوتى و رفق و نرمى و مدارايش- در حالى كه خود آراسته به همهى مكارم اخلاقى و فضايل معنوى و حسنات نفسى بود- در طول بيست و سه سالى كه در ميان مردم بود بىوقفه و بدون خستگى بلكه در كمال نشاط و رغبت افراد و خانوادهها و جامعه را به آراسته شدن به مكارم اخلاقى سفارش كرد، و حتى زمينهى آراستهشدنشان را نيز در آن محيط فراهم آورد؛ زيرا براى حضرتش روشن و يقينى بود كه امنيّت فرد و خانواده و جامعه و ظهور فضاى اعتماد و صفا و سلامت و كرامت با مزيّن بودن مردم به حسنات اخلاقى ميسّر است، و خلأ حسنات سبب ناامنى و اضطراب و دعوا و نزاع و فساد و تيرهبختى و از هم گسستن روابط انسانها و زن و شوهرها و نهادهاى اجتماعى و موجب نابودى وحدت و يكپارچگى امت اسلامى است.
او با اين كه به عموم مردم در مسجد و در كوچه و بازار و در اجتماعات و حتى در ميدانهاى جنگ و در مسير سفرها آراسته شدن به حسنات اخلاقى را سفارش مىكرد، از اين كه سفارش خود را در هر مكانى يا حتى در جاى خلوتى متوجه يك فرد نمايد امتناع نداشت.
رسيدن به عرفان عملى در پرتو حسنات اخلاقى
انتخاب روش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم چه در عمل و چه در گفتار و چه در اخلاق، در حقيقت انتخاب صراط مستقيم، و اجراى اين حقايق با نيت پاك بندگى خدا و آراسته شدن به عرفان عملى است.
عارف واقعى در اسلام جز انسانى كه پس از روشن بودن قلبش به نور ايمان آراسته به اين حقايق است كسى نيست.
عارفى كه شيخ الرئيس ابن سينا در اشارات مىگويد:
عارف خواستار حق اوّل است و فقط شيفتهى اوست نه چيز ديگر، و او را بر همه چيز ترجيح مىدهد و از اين جهت او را مىپرستد؛ زيرا فقط او را شايستهى پرستش مىداند «5».
چنين انسانى است كه قلبش تسليم خدا و باور دارندهى قيامت و مطيع فرامين خدا و رسول و آراسته به مكارم اخلاقى و فضايل معنوى است.
صدر المتألّهين فيلسوف بزرگ اسلامى و عارف نامدار مىفرمايد:
مراتب قوّهى عمليّه چهار قسم است:
1- تهذيب و پيرايش منش ظاهر، با به كار گرفتن قوانين آسمانى قرآن، مانند قيام به عبادات و كفّ نفس از مشتهيات ممنوعه كه زمينهى سازش روزهدارى است.
2- پاك كردن درون از عادتهاى زشت و بد و خلق و خوى ناپسند و پست.
3- آرايش نفس و روان با صورتهاى قدسى.
4- فنا و نيستى در ذات خود با ملاحظهى جمال و جلال حضرت ربّ العالمين.
اين كه در روايتى از رسول خدا نقل شده:
مَا أخلصَ عَبد للَّهِ أربعينَ صَباحاً إلَّاجَرَت يَنابِيعُ الحِكْمةِ مِن قَلبِه عَلى لِسانهِ «6»
. عبد خود را به مدت چهل روز براى خدا خالص نمىكند، مگر اين كه چشمههاى حكمت از دلش بر زبانش جارى مىشود.
منظور از اين خلوص، يقيناً خلوص نيّت و پاك كردن باطن از همهى رذايل و پاكيزه كردن ظاهر از خبائث اعمال است.
عطار عارف نامدار در اين زمينه مىفرمايد:
|
هر كه باشد اهل ايمان اى عزيز |
پاك دارد چار چيز از چار چيز |
|
|
از ريا اوّل زبان را پاك دار |
خويشتن را بعد از اين مؤمن شمار |
|
|
پاك دار از كذب و از غيبت زبان |
تا كه ايمانت نيفتد در زبان |
|
|
پاك اگر دارى عمل را از ريا |
شمع ايمان تو را باشد ضيا |
|
|
چون شكم را پاك دارى دارى از حرام |
مرد ايمان دار باشى والسلام |
|
|
هر كه دارد اين صفت باشد شريف |
ور ندارد دارد ايمان ضعيف |
|
|
هر كه باطن از حرامش پاك نيست |
روح او را ره سوى افلاك نيست |
|
|
هر كه را اندر عمل اخلاص نيست |
در جهان از بندگان خاص نيست |
|
|
هر كه را كارش براى حق بود |
كار او پيوسته با رونق بود «7» |
|
پی نوشت ها:
|
______________________________ (1)- كافى: 2/ 78، باب الورع، حديث 14؛ بحار الانوار: 67/ 303، باب 57، حديث 13. (2)- محجة البيضاء: 4/ 119. (3)- الدر المنثور: 6/ 250. (4)- «وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ» قلم (68): 4. (5)- اشارات: 3/ 375. (6)- عيون اخبار الرضا: 2/ 69، باب 31، حديث 321؛ بحار الانوار: 67/ 242، باب 54، حديث 10. (7)- پندنامه و بىسرنامه: 6. |
مطالب فوق برگرفته شده از
کتاب : زيبائى هاى اخلاق