«أعمى»، در اصطلاح قرآن، كسى نيست كه چشم او كور باشد، بلكه كسى است كه كانال هاى قلب او رسوب گرفته و به سبب آن چيزى را درك نمى كند. به تعبير قرآن مجيد، چنین شخصی مانند حيوانات است. یعنی همانطور که نمیتوان فقه و تفسير و فلسفه را به حیوانات آموخت، او نیز درکی از كتاب خداوند ندارد.
قرآن كلمات بصير و أعمى را در مقابل هم قرار داده است؛ مانند نور و ظلمت، روز و شب، و حق و باطل. مسئله مهم در قرآن اين است كه پروردگار مى فرمايد:
«وما يستوي الأعمي والبصير».
نابينا و بينا [كافر و مؤمن] يكسان نيستند.
اما سوال این است که این دو در چه چيز مساوى نيستند؟ از آيات ديگر قرآن وروايات و دعاها استفاده مى شود كه بينايان واقعى و كوردلان در هيچ برنامه اى از برنامههای دنيا و آخرت مساوى نيستند. نمونه مساوى نبودن آنان در قيامت، از چند آيه قرآن استفاده میشود كه به آن اشاره مى شود:
خداوند در سوره مباركه هود مى فرمايد:
«يوم يأت لا تكلم نفس إلا بإذنه فمنهم شقي وسعيد»
روزى كه چون فرا رسد، هيچ كس جز به اجازه او سخن نمى گويد؛ پس برخى تيره بخت و برخى نيك بخت اند.
قيامت روزى است كه هيچ انسانى، جز به اجازه خداوند، حق سخن گفتن در آن را ندارد. يعنى از اولين تا آخرين انسان – هیچ یک حق سخن گفتن ندارند و همه زبان ها بسته است. رسول خدا، صلیاللهعلیهوآله، مى فرمايد:
اولين كسى كه در قيامت بر پروردگار وارد مى شود و اجازه سخن گفتن دارد من هستم.