نقل کردهاند که طبیبی در مدینهحضور داشت، اما کسی برای مداوا به حضورش نمیرفت. روزی نزد پیامبررفت و به ایشان عرض کرد: چرا در این شهر کسی مریض نمیشود؟ آب و هوایتان خوب است؟ غذایتان با کشورهای دیگر فرق میکند؟ یا منطقهتان منطقه ویژهای است؟
حضرت فرمودند: یکی از دستورات دین ما این است که تا گرسنه نشدید سر سفره ننشینید و تا کاملا سیر نشدید دست از غذا بردارید![18]
طبیب گفت: شما طب را در همین دستور جای دادهاید. این مردم حق دارند مریض نشوند.
*
روزی، به عیادت مریضی رفته بودم و دکتر متخصصی معالجه او را بر عهده داشت که در اروپاتحصیل کرده بود. او همان طور که مریض را معاینه میکرد به او گفت: لااقل یک حرف مرا گوش بدهید تا دوایتان را نصف کنم و کمتر مرا بیاورند بالای سرتان: «دیگر از کوره در نرو و عصبانی نشو!»
به او گفتم: آقای دکتر، حاضرید یک جمله از مکتب اهل بیت بنویسید. گفت: بفرمایید! گفتم: پیامبرو پیرو ایشان ائمه فرمودهاند:
عصبانیت دری است به روی تمام بیماریها.
معده منشأ همه بیماریهاست.
او میخواست بگوید: باورم نمیشود! اما رویش نشد. گفتم: این روایات در کتابهایی نوشته شدهاند که لااقل100 سال از تاریخ نگارششان گذشته است.
این را هم اضافه کنم که این گروه از فرمایشات پیامبرو ائمه غیر از دستورات بهداشتی جزئی دیگر از قبیل مسواک زدن و شانه کردن مو و استفاده از حوله و شرایط آب حمام و... است که در کتابهایی چون مکارم الاخلاق طبرسیو حلیة المتقین مجلسیو... آمده است؛ و غیر از مطالبی است که معصومین، علیهم السلام، در مقام تربیت معنوی و به منظور ملکوتی شدن انسان و برای کنترل زبان و چشم و دست و شکم و شهوت و قدم او بیان کردهاند. حال سوال این است: آیا انسانی که انحراف فکری و روحی دارد این گونه حکیمانه سخن میگوید و 1500 سال پیش اعلام میکند که معده منشأ همه بیماریهاست؟ مگر جز این است که متخصصان علم پزشکی امروزه ثابت کردهاند که حق با ایشان بوده و انواع بیماریها (بیماری قند، کلسترول، سردرد، زخم اثنی عشر، بیماریهای روده و ...) از معده سرچشمه میگیرند؟
آری، حق بودن پیامبررا از تفکر در احوال و آثار ایشان میتوان به دست آورد.