قرآن مجيد در اين تصوير خود، از حيات دنيوي مىگويد: جهان؛ يعنى تجارتخانه، و انسان؛ يعنى تاجر، و مواهب عالم، از عمر گرفته تا كوچكترين شيءاي كه آدمى با آن ارتباط دارد، عبارت است از سرمايه. جهانيان در ايام حيات خود در خانة دنيا بر دو دسته هستند، يا تجّارى هستند كه در پايان زندگى و هنگام انتقال به عالم آخرت، در تمام برنامههاى حيات، منفعت كسب كردهاند، و يا گروهى هستند كه با ضرر صد در صد رو به رو شدهاند. آنها خيال مىكردند كه در راه درست دارند حركت مىكنند، ولى خود اين گمان هم از گمراهى و جهل و نادانىشان بود؛ آنها داشتند در همة شؤون حيات، ضرر صد در صد مىدادند، و نمىفهميدند. حالا اين ضرر كردن، در لباس پوشيدن، در غذا خوردن، در خانه ساختن و در ازدواج و معاشرت آنان بود؛ يعني آنان در همة جهات داشتند ضرر مىكردند و مجموع عمرشان آميخته با خسارت، بدبختى، بيچارگى و ذلت بوده است، امّا خود خيال مىكردند كه آنها همه عزت بودند. خداي متعال در آيات سيزده و چهارده سورة كهف دربارة چنين زندگياي ميفرمايد:
«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالاً * الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً»[18]
آيات مزبور همة جهات زندگى را شامل ميشود. اين انسانها خودشان خيال مىكردند كه زندگي خوب و سالمى دارند. قرآن مجيد و روايات در اين جا به طرز شگفتآوري انسان را متذكّر نموده و بيدار مىكنند كه با بريده شدنش از حريم نبوت، چشم، گوش، دست، پا، شكم، فكر و اخلاق، همگي، داراى زواياى انحرافى ميشوند و ترديدي هم در آن نيست.