پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

نجات انسان

نجات انسان


اميرمؤمنان عليه السلام مى‏فرمايد: پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم وقتى آمد، جامعة انسانى از فرهنگ الهى جدا شده بود و نبى اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم براى اتصال انسان به فرهنگ الهى آمد. پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم براى نجات بشر عليۀ چه ظلم‏ها و ستم‏هايي قيام كرد و چه ضرباتي را متحمّل شد، «طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْأُمَمِ»: روزى كه پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم وارد جامعه شد، جامعة انساني نه تنها در عربستان، بلكه در جهان، در خواب بود. گاهى انسان بدنش خسته مى‏شود و مى‏خوابد، و گاهى عقل مى‏خوابد، و گاهى بالاتر، جان را خواب مى‏برد. روزى كه روان را خواب ببرد، ظرف روان، از مجموع رذايل اخلاقى پر مى‏شود. روح متكبّر، مغرور، رياكار، متظاهر، بى‏فضيلت، روح بدون غيرت، روح بدون عدالت و روح بدون شرف خواب است، اين روحِ خواب‌ همة كارها را خراب مى‏كند. }اُُولئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ{، چنين روحي نمى‏فهمد و با اين نفهمي خود مى‏رود، مردم را گرفتار كارهايش مى‏كند؛ زن و بچه را بى‏تربيت مى‏كند؛ عصمت و عفت را متلاشى مى‏كند؛ شرف خانوادگى را از بين مى‏برد و خراب مى‏كند؛ همين‌طور هم جلو مى‏رود؛ چون نمى‏فهمد و خواب است. اين روح، خواب هست و پرتوي بيدارى ندارد. عقل هم كه بخوابد، انسان مرتّب در ارزيابي‌هاي خود خطا مى‏كند؛ مثلاً يك خطاى مهم عقل در زمان ما، اين است كه به خودش استقلال داده است. بر اين اساس، انسان‌هاي غربي مى‏گويند با بودن عقل، ما ديگر احتياجي به دين نداريم؛ خودمان فكر مى‏كنيم و بر مبناي آن، زندگى خود را پيش مي‌بريم. شما كه به دين احتياج نداريد و از عصر رنسانس، از اوايل قرن هفدهم، از حريم نبوت قطع رابطه كرديد و جهان را وادار كرديد كه با مذهب و خدا قطع رابطه كند و اكنون سيصد سال است كه انسان‌هاي كرة زمين را تشويق كرديد با حريم فرهنگ الهى قطع رابطه كند، حالا ما از شما مي‌پرسيم، آيا اين سيصد سال فكر كردن براى پياده كردن يك زندگى سالم كافى نيست؟ پس چرا حالا هيچ چيزى سالم نيست؟ براي اين كه سيصد سال است كه در زمين از خدا بريديد، ولي هنوز شما داريد فكر مى‏كنيد كه زندگى سالم چيست؟ يعني هنوز براي شما مفهوم زندگي سالم روشن نشده است. شما كه همه چيزتان خراب شده و روز به روز هم كه دارد خراب‏تر مى‏شود و به مشكلاتان دارد افزوده مى‏گردد، پس اين عقل كذايي چرا براي‌ شما كارى نمى‏كند؟ البته، چنين عقلي نمى‏تواند كارى بكند. وقتى استقلال وجودي عقل با غرور آميخته گردد، آن وقت، اين عقل، علم را به جاى دين مي‌گذارد و زندگى مى‏شود علم، و علم هم كه پر و بال خيلى قوي‌اى ندارد كه انسان را بتواند تا كرانه‌هاي هستي پرواز بدهد، هر چند كه مي‌تواند او را تنها بر روي سطح زمين حركت دهد. روزى پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم آمد كه جهان خواب بود، و اين مرد براى بيدار كردن جهان آمد. به عقيدة حضرت على عليه السلام، جامعة بريده از نبوت خواب است، و هر كارى بكند، نتيجه‏اش تخريب است.
منبع
  • پایگاه عرفان