نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان
لقمان در سخنان حكيمانهاش به فرزندش مىگويد: در اين دنيايى كه دريايى عميق است و خلق بسيارى در آن غرق شدهاند كشتى خود را تقوا قرار داده تا اين كشتى تو را از ميان امواج خطر و طوفانهاى خانمان برانداز هوا و هوس سالم به ساحل نجات برساند.
تقوا از مادهى «وقى» است. وقى يعنى حصار، قلعهى حمايت، حافظ، نگهدار و سپر كه اين حصار محكم الهى با تمرين ترك گناه به وجود مىآيد و انسان را در پناه و حمايت و حفظ خود قرار مىدهد و در نتيجه در دنيا از شرور و فتن و فساد و معصيت و گناه و تجاوز در امان قرار مىگيرد و در آخرت از عذاب دوزخ و آتش ابد مصونيت مىيابد.
از امام صادق عليه السلام از تفسير تقوا پرسيدند: حضرت جوابى معنوى و پاسخى ملكوتى دادند:
أن لَايَفْقِدَك اللَّهُ حَيثُ أمرَك وَلَا يَراك حَيثُ نَهاك «1»
در آنجا و در موقعيت و مكانتى كه فرمانت داده قرار داشته باشى (مانند بودن در همهى عبادات و بودن در عرصهى خدمت به خلق و انجام كار خير جايت را خالى نبيند) و در آنجا كه تو را نهى فرموده نباشى مشاهدهات نكند.
و اين توضيح حضرت در حقيقت بيان عمق تقواست.
قرآن و آثار تقوا
آنان كه علاقه دارند خود را تا آنجا كه قدرت دارند و مىتوانند از دچار شدن به فتنه و فساد و گناه و معصيت و خلاصه گرفتار شدن به عذاب قيامت حفظ كنند و در اين زمينهها تقوا به خرج دهند هدايت قرآن نسبت به آنان مؤثر است.
«ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» «2».
اين است كتابى كه در (حقانيت) آن هيچ ترديدى نيست، (و) مايهى هدايت تقوا پيشگان است.
آنان كه مىخواهند برّ و نيكى از افق وجودشان طلوع كند و به هر خير و خوبى آراسته شوند همهى برّ و خير و خوبى و نيكى در تقواست.
«وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى» «3».
بلكه نيكى آن است كه كسى تقوا پيشه كند.
آنان كه مىخواهند فرداى قيامت علم بىجهل، عزت بىذلّت، ثروت بىفقر، حيات بىمرگ به دست آورند «4» راهى جز پيشه كردن تقوا و پرهيز از همهى معاصى و روى آوردن به همهى واجباتى كه به آنان تعلّق مىگيرد ندارند.
«... وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» «5».
و از خدا بترسيد، باشد كه رستگار گرديد.
آنان كه مشتاق معيت با حق هستند و علاقه دارند هميشه و در همه جا با خدا باشند و از انس با او لذت ببرند و از سرمايهى همراهى با او و همراهى او با خود بهرهمند شوند بايد تقوا پيشه كنند.
«... وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ» «6».
و از خدا پروا بداريد و بدانيد كه خدا با تقوا پيشگان است.
آنان كه از سختى عقاب و جريمهى خدا بيم دارند و نمىخواهند چشم به هم زدنى دچار عذاب قيامت شوند، چارهاى جز تقوا ورزيدن ندارند.
«... وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ» «7».
و از خدا بترسيد و بدانيد كه خدا سخت كيفر است.
آنان كه دوست دارند براى آخرت خود بهترين زاد و توشه را تهيه كنند و كنار آن زاد و توشه تا ابد با آسودگى خاطر بهرهمند گردند و از هر شر و رنج و مشكلى در امان باشند بايد به تهيهى تقوا برخيزند كه به فرمودهى قرآن، تقوا بهترين زاد و توشه براى انسان است.
«... وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى...» «8».
و براى خود توشه برگيريد كه در حقيقت، بهترين توشه، پرهيزگارى است.
آنان كه مىخواهند در همهى شؤون حيات و براى هميشه مورد محبت خدا قرار گيرند و در عرصهى محبوبيت حضرت دوست راه يابند، تنها كارى كه اين محبوبيت را تحقق مىدهد، تقوا است.
«... فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ» «9».
بىترديد خداوند، پرهيزگاران را دوست دارد.
آنان كه علاقه دارند از كيد و مكر دشمنان در امان بمانند و دوست دارند هيچ كيدى از سوى دشمن به آنان زيان نزند بايد در حصار تقوا منزل گزينند و در پناه تقوا بيارامند.
كسانى كه مىخواهند زحماتشان و كار و كوششان چه در مرحلهى عبادت و چه در زمينهى خدمت به خلق خدا و چه در اعمال خير مورد قبول حضرت حق قرار گيرد و به اين خاطر به بهشت ابد راه يابند واجب است تقوا پيشه كنند، يعنى درب همهى گناهان را به روى خود ببندند؛ زيرا باطن گناه آتش است و اين آتش خوبىها را مىسوزاند و نمىگذارد باقى بماند تا به نقطهى قبول حق برسد!
«... إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» «10».
خدا فقط از تقوا پيشگان مىپذيرد.
كسانى كه عاشق رحمت خدايند و اشتياق رسيدن به آن را دارند و مىخواهند هم چون ماهى در دريا غرق رحمت دوست شوند بايد از راه تقوا خود را به آن حقيقت الهيه برسانند و با بال تقوا به آن آسمان بىنهايت پرواز كنند.
«... وَ اتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» «11».
و پرهيزگارى نماييد، باشد كه مورد رحمت قرار گيريد.
جامعه و ملّتى كه دنبال برف و باران به موقع و از پى ارزاق فراوان هستند و علاقه دارند از هر درى بركات الهى به آنان ببارد و همهى مشكلاتشان از بركت آن بركات حل شود بايد به ايمان و تقوا روى آرند و در اين دو زمينه قدم ثابت داشته باشند.
«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ...» «12».
و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مىگشوديم.
آنان كه مىخواهند قدرت تشخيص حق را از باطل در همهى امور پيدا كنند و زشتىهايشان محو شود و مورد آمرزش حضرت حق قرار گيرند و ازفضل و احسان عظيم پروردگار بهرهمند شوند واجب است در همهى امور زندگى خويش تقوا را رعايت نمايند.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ» «13».
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اگر از خدا پروا داريد، براى شما [نيروى] تشخيص [حق از باطل] قرار مىدهد؛ و گناهانتان را از شما مىزدايد؛ و شما را مىآمرزد؛ و خدا داراى بخشش بزرگ است.
روايات و تقوا
يعقوب بن شعيب مىگويد: از حضرت صادق عليه السلام شنيدم مىفرمود:
مَا نَقَلَ اللَّهُ عَزّ وَجلّ عَبداً مِن ذُلِّ المَعَاصِى إلَى عِزِّ التَّقوَى إلّاأغنَاهُ مِن غَيرِ مَالٍ وَأعَزَّهُ مِن غَيرِ عَشِيرَةٍ وَآنَسَهُ مِن غَيرِ بَشَر «1»
. خداى عز و جل بندهاى را از ذلّت گناهان به عزت تقوا منتقل نكرد مگر اين كه او را بدون مال بىنياز كرد و بدون قوم و قبيله عزت بخشيد و بدون يك بشر انس داد.
امام باقر عليه السلام مىفرمايد: اميرالمؤمنين عليه السلام همواره مىفرمود: براى اهل تقوا نشانههايى است كه به آنها شناخته مىشوند: راستى در سخن، اداى امانت، وفاى به پيمان، كمى عجز و بخل، صلهى ارحام، مهرورزى به ناتوانان، كمى موافقت با زنان، بذل نيكى، حسن خلق، گستردگى بردبارى و پيروى دانش در آنچه كه انسان را به خدا نزديك مىكند، خوشا به حال اهل تقوا، و بر آنان باد خوبى عاقبت «2».
مردى به محضر حضرت سجاد عليه السلام آمد و گفت: من گرفتار زنانم، روزى زنا مىكنم و روزى روزه مىگيرم، آيا روزهام كفارهى زنايم مىشود؟ حضرت به او فرمود: چيزى نزد خدا محبوبتر از اين نيست كه اطاعت شود و از معصيت او بپرهيزند، بنابراين نه زنا كن و نه روزه بگير، سپس او را نزديك خود خواند و دستش را گرفت و به او خطاب كرد، عمل اهل دوزخ را انجام مىدهى و اميد به ورود به بهشت را دارى؟ «14»
در وصيت پيامبر به ابوذر است:
عَلَيكَ بِتَقوىَ اللَّه فإنّهُ رأسُ الأمرِ كُلّه «15»
. بر تو باد به تقوا و خداترسى، زيرا تقوا رأس همهى كارهاست.
پی نوشت ها:
.______________________________
(1)- عدة الداعى: 303؛ بحار الانوار: 67/ 285، باب 56، حديث 8.
(2)- بقره (2): 2.
(3)- بقره (2): 189.
(4)- المفردات راغب.
(5)- بقره (2): 189.
(6)- بقره (2): 194.
(7)- بقره (2): 196.
(8)- بقره (2): 197.
(9)- آل عمران (3): 76.
(10)- مائده (5): 27.
(11)- انعام (6): 155.
(12)- اعراف (7): 96.
(13)- انفال (8): 29.
(12)- كافى: 2/ 76، باب الطاعة و التقوى، حديث 8؛ بحار الانوار: 67/ 282، باب 56، حديث 1.
(13)- خصال: 2/ 483، حديث 56؛ تفسير عياشى: 2/ 213.
(14)- كافى: 5/ 541، باب الزانى، حديث 5؛ عدة الداعى: 313؛ بحار الانوار: 67/ 286، باب 56.
(15)- خصال: 2/ 523، حديث 13؛ بحار الانوار: 67/ 289، باب 56، حديث 21.
مطالب فوق برگرفته شده از
کتاب : زيبائى هاى اخلاق