علماى يهود به فكر افتادند كه در مقابل انجيل بايستند. براي همين يكى از علماى بزرگ يهود به نام «پولس»[15] كه از خطرناكترين چهرههاى كثيف تاريخ عالم است، به تدريج انجيل عيسى بن مريم عليه السلام را تحريف كرد، و بعد از او، دزدى در كتاب قانون عيسى فراوان شد، و به تدريج اين كتاب از اصل خود برگردانده شد، و اين انجيل تحريف شده با سوءاستفاده از عقيدۀ مردم به خدا و به وسيله كليسا و مراكزى كه در قسطنطنية فوقالعاده از آن حمايت مىكرد، و مخصوصاً سلاطين رومى كه پول بىحسابي براى آن خرج مينمودند، به عنوان كتاب مذهبى مسيحيان رواج پيدا كرد.
در ساية تحريف انجيل، ملتى به عنوان عيسى پديد آمدند كه هر چند معتقد به خدا بودند، در تمام زواياى زندگى اجتماعى، اخلاقى و اقتصادى، در بند اسارت كليسا رفتند. در حقيقت، كليسا مركز تمام برنامهها و كارگردانان زندگى آنان شد. دانشمندان مسيحى و علماى مسيحى، علمايى شدند كه ساخته شدۀ افكار «پولس» يهودى بودند، و عقايدشان جز خطوط شرك، كفر، زندقه، فساد، افساد، خيانت، شكمپرستى و شهوتپرستى، چيز ديگرى نداشت.اين گونه، مسأله اعتقاد به كليسا، شكلگيرى از كليسا، سرسپردن به خاك كليسا، در اسارت بودن در قواعد كليسا، و ارباب بودن علما و روحانيون مذهب مسيح تا عصر رنسانس؛ يعنى انقلاب فرهنگى و علمى در مغرب زمين، ادامه پيدا كرد. در حقيقت، جاهليت يا شرك ساختة يهود، به عنوان آيين عيسى عليه السلام، ميليونها نفر انسان را در غرب و شرق به اسارت كليسا در آورد.