عيسى بن مريم عليه السلام با ملتى، بلكه با دنيايى رو به رو شد كه در جهات متعدد زندگى، بر آن دنيا شهوات حاكم بود، شهوات حكام، علماى خاين يهود؛ يعني كارگرداني زندگى مردم در اختيار حاكميت شهوات ستمگران تاريخ، امثال: هيروديوس كشندۀ يحيى عليه السلام و شهوات علماى يهود بود كه در قرآن مجيد، پروردگار بزرگ عالم، با اين افراد ستمگر مبارزه كرده است؛ همانطور كه اگر در هر منطقهاى عالم خاين، دانشمند ظالم و انسان كارگردان پست و پليدى بود، با آنان مبارزه مىكرد.
دولتهاى زمانِ عيسى بن مريمعليه السلام، از هيچ جنايتى در حقّ بشر فروگذارى نداشتند، و زير چرخ شهوات حكام، علما و دانشمندانِ با دانش، ولى لامذهب و بىدين و پست، به مانند جماد درآمده بودند؛ يعنى تودۀ مردم در تمام جهات حيات، ابزار و كارگردان شهوات چند گروه از قبيل حكام، علماى يهودى در مشرق زمين، و يا زرداران و زورداران، به قول امروزىها «فئودالها»، شده بودند، و در مقابل اين گروههاى متعدد، اگر انسان انقلابى و الهى بخواهد قيام كند، ما مىتوانيم تصوّر كنيم كه چه موانع سخت و چه سدهايى در مقابل اين مرد انقلابى و الهى به وجود خواهد آمد. اين جا است كه بايد پيغمبر و انساني الهى در دريايى از صبر و استقامت فرورفته باشد تا بتواند در مقابل اين حوادث، موانع، سدها و ستمگرىها بايستد.