همينطور اگر جوانان میخواهند محبت و مهرورزی خداوند متعال را ببینند كه چگونه است، همین حالا در خانه دعای عرفۀ حضرت ابیعبدالله الحسین را در مفاتیحالجنان ببینید، آن جایی که جملات این جوری شروع میشوند:
«اَنْتَ الَّذِی سَتَرْتَ»
تویی که آبروی من را نبردی
و الا تو که میدانی كه در پروندة من چه چیزهایی ثبت شده، اما اینقدر تو رفیق خوب و مهربانی هستی که بر روی چهل سال گناهان من پرده کشیدی. تازه ما چند تا گناه کردیم.
حكايت شده كه مردي به نام ابن صمد بيشتر اوقات شب و روز وجود خود را محاسبه ميكرد. تا اين كه روزي ايام گذشتۀ عمرش را حساب كرد، ديد شصت سال از عمرش گذشته است. روزهاي عمرش را كه حساب كرد، ديد بيست و يك هزار و نهصد روز شده است. فرياد زد، واي بر من، اگر من در هر روز تنها يك گناه بيشتر مرتكب نشده باشم، پس خدا را با بيست و يك هزار و نهصد گناه ملاقات ميكنم. اين را گفت و بيهوش بر زمين افتاد، و در همان حالت بيهوشي از دنيا رفت.[14]
در روایاتمان دارد اگر گناه، گناهان سنگین، به نهصد هزارتا برسد، حوصلۀ ملائکه به قول معروف سر میرود، و میگویند: خدایا! باز هم میخواهی آبروداری کنی؛ باز هم میخواهی محبت کنی، دیگر اين بنده را رد کن. خطاب میرسد: مگر اين بنده چند تا گناه دارد؟ ملائكه میگویند: نهصد هزار گناه. خداوند میگوید: من به اين بنده مهلت میدهم تا توبه کند. مگر بارِ اين نهصد هزار گناه بر روی شما سنگینی میکند؟ اين بنده معصیت من را کرده و نه معصيت شما را، پس چرا شما ناراحتید؟ او با من درگیر شده، نه با شما.[15] این مهربانی پروردگار و لطف او است.
آن جملات دعاي عرفه كه مشتمل بر عبارت: «اَنْتَ الَّذِی...» هستند، بسيارند، و در اين مجال اندك، من نمیتوانم همۀ آنها را بيان كنم. نكته اين جا است كه در روايت دارد، امام حسین عليه السلام وقتي كه این جملات را در صحراي عرفات میگوید، از چشم خود حضرت، مانند: مشک آب، اشک میریزد. اين در حالي بود كه امام حسین عليه السلام که من فدایش بشوم، گناهی نکرده بود و در عين حال داشت ميگفت: «اَنْتَ الَّذِی سَتَرْتَ»: تو كسي هستي که بر گناهانم پردهپوشی کردی.