انسانها از گذشته به دوگروه تقسیم شده اند:
گروه اول: گروهی که نیاز عنصر بدنی، مکتب و روش زندگی، خوراک، پوشاک، مسکن و شهوات برآنان پیروز شد و به فرموده قرآن مجید از عنصر روح که میل به عالم عالی دارد غافل ماندند، جنبه وجودی خود را فراموش کردند. درآیه: «يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ »، خداوند بیان می کند: دانش آنان نسبت به همه امور مادی و افکار ظاهر بینی پیشرفته است. با تقویت علم، تمدن را به وجود آوردند اما تمدنی که تمام توجه آن به بدن است.
قدرتمندترین ابزار نقل و انتقال را اختراع کردند اما فقط بدن انسان را جابجا می کند و توجهی به روح ندارد، بهترین ماشینهای بافندگی را اختراع کردند، اما درجهت خدمت به بدن بشراست. انواع محصولات مواد غذایی وکارخانهها را برای تبدیل به محصول بهتر درمسیر پذیرایی از بدن به وجود آوردند، اما حقیقت دیگر که جنبه الهی انسان که ذاتا میل به عالم الهی دارد را فراموش کردند.
خداوند در سوره مبارکه حشر میفرماید: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ » گرفتار بدترین بیماری در دنیا شدند که بیماری خود فراموشی است.چون به نیمی از وجود با دقت رسیدگی می کنند واز هر چه که بدن لذت میبرد، استفاده می کنند وحلال وحرام برای آنان اصلا مهم نیست.انسان را به یک حیوان وحشی تبدیل کرده، فقط دنبال لذت است و براساس این روش باطل، منشأ فساد مردم کره زمین شده اند.
گروه دوم به دنبال پرورش وتأمین سعادت روح رفتند، از لذت ها و ازدواج وزندگی لذت بخش مادی دست برداشتند، دچار ریاضتهای خیلی سخت هندی و بودایی و کلیسایی شدند و از ناحیه عنصری و بدنی غافل ماندند. این گروه نصیبی ندارند، چون با خودداری از خوراک و پوشاک، مسکن، ازدواج، لذت های طبیعی تا حالا که به جایی نرسیده اند ولی باز هم افرادی- مثل بودایی ها وهندوها- هستندکه میگویند برای کسب سعادت باید تمام خواستههای بدن را تعطیل کرد و فقط به روح پرداخت.