نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
انسان در سايه پيشرفتهاى حيرتانگيز علمى، براى پيشبرد در ميدان مبارزه با موانع حيات و بدست آوردن زندگى بهتر، عوامل زيادى را در استخدام گرفته، و بوسيله آنها با خطرات و موانع در جنگ و مبارزه است، و البته بخاطر داشتن نيرو اميدوار به پيروزيست و ما هر روز شاهد پيروزيهاى انسان در برابر بسيارى از مشكلات هستيم.
در اينجا بايد بداند، همانطور كه خداوند براى فتح و غلبه انسان بر دشمنانش در مرز مسائل مادى، ابزار و وسيله جنگ فراهم نموده، براى مبارزه با دشمنان روح و فكرش نيز وسائل و برنامههاى زيادى قرار داده، كه با مسلح گشتن بآن وسائل ميتواند در ميدان جنگ با مخالفان سرسخت معنويت پيروز گشته و سلامت نفس و عقلش را كه مساوى با سعادت دنيا و آ رت است تأمين كند
بالاترين وسيله در اين زمينه تقوا و بعبارت فارسى نيروى خودنگهدارى در برابر فساد است، كه بايد از آن بعنوان نيروى برتر ياد كرد. با اين نيروست كه انسان ميتواند بمبارزه با دشمنان درونيش كه عبارت از هواى نفس و رذائل اخلاقى است، و با دشمنان برونيش كه عبارت از طاغوت و بتهاى بيجان و جاندار است برخاسته و خويش را از آنچه برايش زيانآور است نجات دهد.
در صورت نبود تقوا و نيروى خودنگهدارى دنياى آباد و با امنيت نخواهيم داشت، گرچه آن دنيا از هر نوع وسايل مادى مستغنى باشد، و از آخرت سعادتآفرين هم بىبهره خواهيم بود.
مبدء حركت ما من اللّه است و بايد پايان حركت هم اللّه باشد، و اين حركت و سير در مسير إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ جز با نيروى تقوا ميسر نيست.
آنانكه اين نيرو را براى خود فراهم نياوردهاند گو اينكه مبدء حركتشان من اللّه است، ولى بايد بدانند پايان جاده زندگيشان جهنم است، زيرا در مسير حركت و ادامه حيات، با دشمنان برونى و درونى بناچار روبرو خواهند بود و وقتى توان مبارزه با موانع راه تكامل را نداشته باشند، هر دشمنى باندازه نيرويش از اينگونه انسانهاى بىتقوا سلب فضيلت و شخصيت خواهد كرد، و با چنين صحنههاى خطرناكى آدمى و لخت و عور از انسانيت با فرشته مرگ روبرو خواهد شد آنجاست كه فرياد ميزند، آه ميكشد ولى فايده ندارد چنانچه قرآن در سوره المؤمنون آيات 99- 100 ميفرمايد:
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ:
چون هريك از اينان با مرگ روبرو شوند فرياد ميكنند: بار خداوندان مرا برگردان، و يكبار ديگر فرصتى در اختيارم بگذار تا سرمايههاى از كف داده را فراهم آرم و بجبران برنامههاى از دست رفته برخيزم، باو خواهيم گفت، امكان بازگشت نيست، آنچه را بخاطر حسرت و اندوه ميگوئى فايده ندارد بدنبال مرگ عالم برزخ است و در پى آن روز قيامت، روز رسيدگى بپروندههاى مردم.
بدون ترديد نيروى تقوا تمام اعضاء و جوارح و غرائز وتمايلات و شهوات و احساسات را باستخدام خود آورده و ستاره وجود را در مدار حق بگردش خواهد انداخت «آنزمان است كه انسان تبديل بمنبع خير و بركت براى خويش و ديگران خواهد شد و اصول آدميت باجرا خواهد آمد».
بر عكس اگر آدمى از اين نيروى خداداد بىبهره بماند تمام نيروهايش باستخدام دشمنان برونى و درونى خواهد آمد، و آدمى چون يك بمب آتشزا در اختيار ابليس و نيروهايش درآمده، تا كى و كجا شياطين باطنى و ظاهرى اراده كنند انسان را در ميان قومى و ملتى و جامعههاى رها كرده و از اين راه چون فرعون و نمرود و بو سفيان و بو جهل و نيز مانند زمامداران فعلى دنيا ملت و جامعه و جهانى را بپرتگاه سقوط كشانده و تمام حسنات و فضائل را بدينوسيله نابود كنند!! ميتوان گفت مردم بىتقوا شريرترين جنبنده روى زميناند چنانچه قرآن مجيد در سوره الانفال آيه 22 دلالت دارد: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ: آرى پرزيانترين جنبندگان نزد خدا آن مردمى هستند كه از شنيدن حق كر و از بازگو كردن معارف لالند و در برنامههاى خدا انديشه نميكنند.
آنان كه در استخدام نيروهاى ضد حقّند، شبانهروزشان خرج گناه و شقاوت شده، و عاقبت بذت و پستى گرفتار خواهند آمد. كسى كه علاقه بفضيلت دارد، و خواهان سعادت در همه شئون زندگيست بايد براى توان دادن باراده و كسب نيروى خودنگهدارى بميدان تمرين قدم نهد، و هر روز با برخورد به عوامل فساد كه پيش پاى زندگى قرار گرفته، بخود رنج دورى از گناه دهد تا در اين ميدان و با بركت اينگونه تمرين به كرسى پيروزى بنشيند راستى اين نوع تمرين است كه توان انسان را در برابر نيروهاى باطل زياد كرده و آدمى را بجائى ميرساند كه بنا بقول رسول اكرم شيطان از دست نيروى خودنگهداريش بفرياد و خشم خواهد آمد.
توان روحى و تقوا سپرى است كه انسان را از زيان شعلههاى گناه سالم نگاهداشته و نميگذارد آدمى سرمايههاى معنوى را از دست بدهد.
چنانچه پيامبر بزرگ روزه را سپر از آتش جهنم ميدانند، تقوا را سپر حافظ سلامت دين و دنيا و آخرت از آتش آلودگيها قلمداد ميكنند. انسان در ميدان تمرين، براى بدست آوردن تقوا منبدل بابراهيمى خواهد شد كه آتش نمرودهاى قرون و اعصار او را نخواهد سوخت. انسان دارنده تقوا در خطرناكترين زمان و در ميان بدترين ملت سلامتش برجا مانه و ديگران را هم با نيروى خدادادش بوادى سلامت رهنمون خواهد گشت.
مگر انبياء خدا در بدترين جوامع متولد نشدند، در عينحال از جو زندگى پرفساد جامعه پاكترين انسان بيرون ميآمدند چرا؟ بخاطر اينكه راه تقوا را با كمكگيرى از حق، يا از طريق اجراى دين پيامبر قبل ازخ ود، يا ازمسير الهام قلبى و عقلى مىپيمودند، و با قرار گرفتن در سنگر تقوا خويشتن را از آلودگيهاى جامعه زمان خود حفظ كرده و پس از برانگيخته شدن بدستگيرى ديگران اقدام ميكردند.
البته تمرين و رياضت و طلب نيرو همراه با زحمت و رنج است و اين زحمت و رنج را بايد بخاطر تحصيل سعادت تحمل كرد، در اينجا لازم است نظر پيشواى موحدين را در مسئله تحمل زحمت براى فراهم آوردن اصول آدميت و زندگى افتخارآفرين در روز قيامت از نظر بگذرانيد.
سه گفتار از امام على بن ابيطالب:
1- جامعه زمان على عليه السلام بخاطر پيروى از برنامههاى باطل، دچار مشكلات فراوانى بود، زمينه دچار شدن آنان را به بدبختى زمامداران قبل از آنحضرت بخصوص عثمان و حزب كثيف اموى فراهم آورده بود.
اميرالمؤمنين عليه السلام برابر با نقشههاى اصولى قرآن براى پاكسازى جامعه و برقرار كردن عدالت اجتماعى برنامههائى داشتند كه از جمله جنگ با دشمنان خطرناك انسانيت بود كه در سه چهره ناكثين و قاسطين و مارقين جلوه داشتند.
اينان براى حكومت خدائى على عليه السلام توليد زحمت ميكردند، و چارهاى جز جنگ با آنان نبود.
ترديدى نيست كه فراهم آوردن و سائل جنگ، آماده شدن براى ورود بميدان مبارزه، دست برداشتن از كسب و كار، محروم ماندن از ديدار عزيزان، بيرون رفتن از حوزه كوفه، تحمل رنج سفر، كشتن و كشته شدن و زحمت فراوان داشت، در اين زمينه مردم كوفه سخت نيازمند به صبر و پايدار يو استقامت بودند، و طبيعى بود كه بدنبال آنهمه رنج راحت قرار داشت فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً.
بخاطر منافع بيشمارى كه در مسئله جنگ بود امير المؤمنين عليه السلام در ضمن سخنرانيهايش مردم را تشويق بجهاد ميكرد، و از آنان ميخواست بحكم قرآن صبر پيشه كنند و از دشمن نهراسيده دست كثيف و خائنانه او را از تمام برنامههاى اسلام و مسلمين كوتاه كنند.
خطبه 121 نهج البلاغه گوياى يكى از سخنرانيهاى جالب على عليه السلام است، از مجموع آن خطبه بعنوان شاهد مثال يك جمله فوقالعاده نقل ميشود.
اما درحاليكه با هيجان هرچه تمامتر در مسير رضاى الهى مشغول سخن بود و جمعيت انبوهى كلام حضرت را مىشنيد فرمود:
الجنة تحت اطراف العوالى: آرى اى مردم بهشت جلوى پاى شما نيست، كه با يك قدم ساده و آسان بآن برسيد، آنجا كه جايگاه راحت ابديست و نعمتهاى الهى در آنجا بطور كامل وجود دارد در سايه پرمشقت سرنيزههاست، و بهشت در پايان جاده جهاد است، و در انتهاى راه كوشش و فعاليت، بهشت بعد از راندن شيطان و ديو سيرتان از زواياى حيات است، بهشت پس از جنگ با دشمنان درونى و برونى است، و البته اين جنگ داراى مشقت و رنج زياد است، و منهاى تحمل شدائد و صبر و حوصله در صحنه كارزار جنّت ميسّر نخواهد شد.
2- امير المؤمنين عليه السلام باز در خطبه 176 باين مسئله كه راحتى از پس سختى است اشاره ميفرمايد، و از مردم دعوت ميكند در اين چند روزه كوتاه عمر رنج بندگى را بخود خريده و از لذت شهوترانى بپرهيزند، تا در سايه اين دو برنامه بتوان به خودنگهدارى افزوده، و نيروى خويش را در برابر دشمن تقويت كنند و هم پس از تحمل رنج در راه بندگى و كنارهگيرى از لذات غير قانونى ببهشت الهى دست يابند.
فرازهائى از آن خطبه بدين قرار است:
انتفعوا ببيان اللّه، و اتّعظوا بمواعظ اللّه، و اقبلوا نصيحة اللّه، فان اللّه قد اعذر اليكم بالجلّية، و اتخذ عليكم الحجّة و بيّن لكم محابّه من الاعمال و مكارهه منها لتتبعوا هذه و تجتنبوا هذه، فان رسول اللّه (ص) كان يقول: انّ الجنّة حفّت بالمكاره، و ان النّار حفّت بالشّهوات و اعلموا انّه ما من طاعة اللّه شيئى الّا يأتى فى كره و ما من معصية اللّه شيىء الّا يأتى فى شهوة فرحم اللّه امراء نزع عن شهوته و قمع هوا نفسه فانّ هذا النفس ابعد شيىء منزعا و انّها لا تزال تتزع الى معصية فى هوى.
ترجمه: بهترين بهره را از گفتار الهى تحصيل كنيد، و از پندهاى خداوند درس گرفته و بكار بنديد، اندرز خدا را قبول كنيد تا از عذاب قيامت برهيد، خداوند آنچنان شما را ببرنامههاى سعادتآفرين راهنمائى فرموده كه جاى عذرى باقى نيست.
پروردگار با فرستادن پيامبر راستين و ارائه قرآن مجيد حجت را بر شما تمام كرده و در ضمن اتمام حجت آنچه را محبوب خود دانسته اجرايش را از شما خواسته و از آنچه نفرت داشته و براى شما زيانآور بوده شما را از آن نهى كرده است.
اين شما هستيد كه بايد به نسخه الهى عمل كنيد، محبوب خدا را پياده كرده و از مبغوض الهى بگريزيد.
پيامبر بزرگ بارها يمفرمود: بهشت از پس سختىها و دشواريهاست جهنم و عذاب از پس شهوترانىها و لذتخواهىهاى غلط است، آرى هيچيك از برنامههاى مثبت و با نتيجه نيست مگر اينكه اجرايش بر انسان گران و سختميآيد، و هيچ گناه و تخلفى نيست مگر اينكه انسان از اجرايش لذت ميبرد، راستى خداوند رحم آرد بر آن كسيكه سختى دور كردن شهوت را از خويش تحمل ميكند، و با هواى نفس بمبارزه برميخيزد بازداشتن نفس لذتخواه از گناه فوقالعاده مشگل است، نفس بهر گناه و معصيتى بخاطر لذتى كه در آنست هميشه شوق دارد.
در اين فرازها على عليه السلام بهشت را از پس پيچوخمهاى راه بندگى آدرس ميدهد و جهنم را در يك قدمى لذت و شهوت، در اينجا انسان والائى ميخواهد كه تمام موانع و منشكلات را از سر راه خود دور كرده، و خويش را از لابلاى رنجهاى بندگى بحيات پاك در دنيا و بهشت خداوند در آخرت برساند.
3- امام على بن ابيطالب عليه السلام باز در يك جمله بجامعه هشدار ميدهد، ه زندگى صحيح، و حيات اصولى، حياتى كه در جو آن حقوق همه طبقات محفوظ باشد، و از پس آن در دنياى ديگر بهشت نصيب گردد در پس رنج وز حمت بندگى و عبادت است البته عبادت بمفهوم وسيع كلمه كه شامل كليه برنامههاى مثبت در تمام زواياى زندگى ميگردد.
مولاى متقيان در ضمن خطبه 167 ميفرمايند: الفرائض الفرائض ادّوها الى اللّه تودّكم الى الجنّة: هان اى جامعه واجبات واجبات: نماز، روزه، حج، زكات، خمس، امر بمعروف، نهى از منكر، جهاد در هر سه بعد قلم، زبان، جنگ و تولا و تبرى، اجراى عدل و داد، احجسان بخلق، رعايت حق، و ... بدانيد كه بدون اجراى اين فرامين بهشت ميسر نخواهد شد، اصولا تنها راهى كه خداوند آن را به بهشت منتهى فرموده همين راه است و اين راهى است كه انسان در آن دچار رنج و زحمت ميگردد و خود تحمل رنج جهاديست مهم و پيكارى است عليه موانع راه حق، استقامت در اين مسير پيروزى حتمى را نصيب انسان خواهد كرد.
با دقت در اين جملات كه از پيشواى پرهيزگاران شنيديد، روشن ميشود كه راحت دنيا و آخرت تنها در سايه مبارزه با هوا و هوس و جنگ با عواملى است كه از خارج بآتش غرائز و شهوات دامن ميزند عواملى كه انسان را از راه خدا دور كرده و بدامن پليدى مياندازد. انسانى كه بخاطر گرما يا سرما، يا بخاطر رنج گرسنگى، نميخواهد روزه رمضان را تحمل كند، چه چشمداشتى ميتواند به نعمت ابد حق و دور ماندن از عذاب جهنم داشته باشد.
شهوترانى كه نميتواند از ناموس مردم، و دختران ملت اسلام يا ساير گناهان مربوط بشهوت بگذرد چه اميدى بزندگى پاك و مثبت دارد؟ شايد بگويد من بحداقلّ گناه قانعم و از افتادن در تخلفات بزرگ خوددارى ميكنم، ولى بايد گفت همين برنامههاى حداقل است كه بكمك وسوسه نفس و كششهاى شيطانى ببرنامههاى كوبنده و هلاككننده منجر ميشود.
كاسبى كه بخاطر زيادهطلبى و عشق به مال از تقلب و غش و حيله و كمفروشى نمىهراسد، چرا داراى وجدان آرام باشد و بچه خاطر به بهشت الهى راه يابد؟
صاحب مقامى كه بخاطر حفظ مقام از هيچ برنامه خلافى اعم از رشوه، زورگوئى، خيانت، وطنفروشى، كشتار مردم بيگناه نمىپرهيزد، چرا از عكسالعمل ملت در امان بماند، و چرا خطر انقلاب همه جانبه او را تهديد نكند، و بچه ملاك عذاب و سخط الهى در دنياى بعد دامنگير او نگردد؟
آدمى كه با هوا و هوس مبارزه ندارد، و همچون پر كاه در برابر سيل غرائز و شهوات تسليم است بچه خاطر سلامت بدن و روحش تأمين باشد و چرا عذاب جهنم براى ديدارش روزشمارى نكند؟
محصّلى كه بخود رنج مطالعه و نوشتن، حفظ كردن و خواندن نميدهد چرا بانتظار پيروزى در امتحان باشد؟
جنگجوئى كه از ميدان جنگ بهراسد، و هرگز تن بتمرينهاى برنامههاى جنگى عليه بيدادگران و متجاوزان ندهد، براى چه غلبه بر دشمن را آرزو كند، و روى چه حساب آب و خاك و دينش محفوظ بماند؟
آرى بنا بفرموده على عليه السلام: الجنّة تحت اطراف العوالى و بنا بگفته رسول راستين انّ الجنّة حقّت بالمكاره.
راستى وضع گروهى از مردم براى هر خردمندى رقّتبار است، نيروهائيكه بايد اقمار دين و انسانيت و مبارزه با آلودگيها و دشمنان حق باشند، منابعى كه بايد توليد تمام فضائل و حسنات بدست آنان انجام گيرد، در درجه اول عمر گرانبها و در قسمت بعد تمام اعضاء و جوارح خود را در معرض آسيب هولناك قرار داده و بخاطر نداشتن نيروى خودنگهدارى پيرو خطوط شيطاناند.
چه نيكوست، انسان گذشته از عمر را بياد آورد، و لحظهاى بينديشد، و بر سرمايههاى از دست رفته تأسف بخورد، شايد قوت فكر آدمى را به مرز پشيمانى كشيده و اين پشيمانى باعث شود آدمى همچون حرّ بن يزيد مسيرش را عوض كرده و در آينده بعنوان يك نيروى حق در مدار حقيقت بگردد و خويش را از شر ابليس و طاغوت برهاند، و از ضربههاى جبرانناپذير هوا و هوس در امان بماند.
بو ذر و برنامههاى تربيت
ابو ذر مرديست كه نيروى تقوا و خودنگهدارى سراسر زواياى حياتش را پر كرده، و با كمك همان نيرو بر تمام مشكلات فائق آمد.
او در تمام مبارزات اعم از مبارزه با طاغوت يا هواى نفس و تمايلات غلط شركت كرد، و در هر صحنهاى به بهترين صورت پيروز آمد. او تا آخرين نفس كه در بيابان خشك و بىآب و علف ربذه جان بجانان تسليم كرد حاضر بآشتى با هوا و هوس و ستمگران دوران و طاغوت زمان و چهرههاى ضد حق نشد.
او برنامههائى ارزنده از رهبر بزرگ اسلام نقل ميكند كه آن برنامهها سازنده ابو ذرها بود، برنامههائى مؤثر، انسانساز، تربيتى، و مسائلى كه در تقويت نيروى تقوا سخت مؤثر است، و يا تأمينكننده غذاى جان، برنامههائيكه آراسته شدن بآنها آدمى را به كمال رسانده، و راه مبارزه با خطرات را بر انسان آسان ميكند. ابو ذر براى توان گرفتن از رسول اسلام، و يادگيرى راه مبارزه با دشمنان شرفياب محضر آنحضرت شد، پيامبر عاليقدر برنامههاى مفصلى در اختيار او گذاشت و در پايان آن برنامهها ابو ذر را به چنين مسائل انسانسازى رهنمون شد:
اوصيك بتقوى اللّه فانّه رأس الامر كلّه: قلت زدنى قال عليك بتلاوة القرآن و ذكر اللّه كثيرا فانّه ذكر لك فى السّماء و نو رلك فى الارض قلت: زدنى قال: الصّمت فانّه مطردة للشّياطين و عون لك على امر دينك قلت: زدنى قال ايّاك و كثرة الضّحك فانّه يميت القلب و يذهب بنور الوجه قلت: زدنى قال: انظر الى من هو تحتك و لا تنظر الى من هو فوقك فانّه اجدر ان لا تزدرى نعمة اللّه عليك قلت: يا رسول اللّه زدنى قال: صلّ قرابتك و ان قطعوك قلت: زدنى قال احبّ المساكين و مجالستهم قلّت: زدنى قال: قل الحقّ و ان كان مرّا قلت: زدنى قال لا تخف فى اللّه لومة لائم «1» ...
ترجمه و توضيح: من ترا به تقوا و پرهيزكارى و خويشتندارى سفارش ميكنم زيرا خود نگهدارى در راه خدا سرلوحه تمام برنامههاست.
اگر تمام اعضاء و جوارح انسان در سايه مقام والاى فرماندهى تقوا قرار بگيرد، همه وجود بسوى حق بحركت خواهد آمد، در سايه نيروى خودنگهدارى و تقوا فكر از خطا در امان مانده، چشم از ديدن حرام بسته گشته، گوش جز بفرمان الهى ببرنامهاى گوش نداده، و زبان در گفتارش راه صدق و درستى را خواهد پيمود. در كنار تقوا دل جز عشق حق نورى ندارد، و باطن از صفائى خاص برخوردار خواهد شد.
از پيامبر خواستم مرا بيشتر بهرهمند كنيد فرمود: بر تو باد بخواندن قرآن، راستى قرآن را براى چه بايد خواند؟ براى يادگيرى برنامههاى الهى و نقشههائيكه بايد حيات بر آن استوار شود.
قرآن كتابى است كه آينده را براى انسان روشن كرده و تمام اخبار لازم گذشته را در اختيار آدمى ميگذارد، كتابيكه به بىنظمىها خاتمه داده، و جامعهاى بر اساس عدل و عدالت بپا خواهد كرد، و دستورالعملى كه دردها را معالجه كرده، و نسخهاى كه شفاى انسان در آن مقرر شده است. «2»
ابو ذر ز ياد بياد خدا باش، ياد حق عبارت از گرداندن تسبيح در دست نيست، ياد حق تكرار كلمه يا كلماتى بعنوان ذكر نميباشد ذكر حق چنان كه نبى اسلام به على عليه السلام فرمود اين معناست: ذكر خدا تكرار سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر نيست، ياد خدا اينستكه هرگاه انسان ببرنامه ضد الهى برخورد كند، از مقام حق نرسيده از كردار ناپسند بگذرد. «3» آرى ابو ذر اگر اين چنين بياد حق باشى، خداوند هم بياد تو خواهد بود، و از عنايت و لطفش برايت نصيب قرار خواهد داد. ابو ذر به پيامبر گفت باز هم مرا از سرمايههاى معنوى و مسائل تربيتى بهرهمند كن پيامبر فرمود: از نيرومندترين سلاحهائيكه ميتوان با آن شيطان را شكست داد سكوت است البته سكوت از سخنى كه بزيان حق و بضرّر واقعيّت است.
زبان آلوده به دروغ، غيبت، تهمت، فحش، خدعه، حيله، غل، مكر، مسخره، باطلگوئى، لغو، سهو، حق را ناصحيح جلوه دادن، باطل را حق نشان دادن، امر بمنكر، نهى از معروف، مدح ستمگر، تصديق دروغگو، تكذيب راستگو، نمايانگر اينست كه آدمى مغلوب شيطان است، نگاهدارى زبان از برنامههاى خلاف حق از مسائل ضرورى تربيت توحيدى است و راهى براى راندن شيطان از ميدان زندگى و كمكى براى استحكام بخشيدن به ايمان. ابو ذر در تمام برنامههاى مادى بزيردست خويش بنگر، تا باداى شكر حق توفيق يابى، و از ديده دوخن بمافوق بپرهيز تا حرص و طمع در تو شعلهور نگردد، و به پليدى تجملپرستى آلوده نشوى، زندگى بسيط و روش ساده، و قناعت كردن ببرنامههاى لازم توان مبارزه را در آدمى زياد ميكند، اما تجملپرستى و عادت بعيش و نوش از انسان موجودى پست، بىشخصيت، سست و تنبل ساخته و راه مبارزه با باطل را بر آدمى مىبندد.
اينكه در قرآن مجيد و در روايات از دنيا مذمت شه بىعلت نيست، آنان كه دنيا را بعنوان هدف انتخاب ميكنند، و كليه برنامههاى خود را بر محور همان هدف ميچرخانند آدم نيستند، زندگى ايشان با حيوانات فرقى نداشته، بلكه در پارهاى از امور از چهارپايان بدترند.
ابو ذر باقوام و نزديكان خود رسيدگى كن، گرچه آنان با تو ترك هم زيستى كرده باشند.
امام ششم ميفرمايد: صله رحم اعمال را پاك، اموال را زياد، حساب را آسان، بلا را دفع و عمر را طولانى ميكند. «4»
پيامبر بزرگ ميفرمود: بحاضرين امت و آنان كه غائبند و كسانى كه در صلب پدران و رحم مادرانند تا قيامت، بصله رحم سفارش ميكنم، گرچه فاصله خانه اقوام تا منزل آدمى يكسال راه باشد، زيرا توجه به رحم دليل بر ديندارى است، و نيز فرمود صله رحم كن گرچه بظرفى آب باشد، و بهترين راه توجه به قوم خويش خوددارى از آزار آنان است.
ابو ذر از كارافتادگان را دوست بدار، و از نشست و برخاست با آنان دريغ مدار، از گفتن حق خوددارى مكن گرچه تلخ باشد و در اجراى فرامين الهى از ملامت و سرزنش مردم نهراس.
بنا بگفته پيامبر به ابو ذر: آشنائى با قرآن و برداشت از دستورات آن، ياد خدا، حفظ زبان، نظر بمادون و بىتوجهى بمافوق در مسائل مادى، صلح رحم، عشق بافتادگان و نشست و برخاست با آنان گفتن حق گرچه بضرر انسان باشد، بىتوجّهى بسرزنش بيخبران، حقايقى است كه اجرايش براى هر مسلمانى لازم است و راهى است كه آدمى را بميدان تقوا و فضيلت رهنمون ميشود.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- بحار ج 77 ص 72
(2)- نهج البلاغه خطبه 158
(3)- سفينة البحار ج 1 ص 484- 514- 515
(4)- سفينة البحار ج 2 ص 514- 515
مطالب فوق برگرفته شده از
کتاب : نظام تربيت در اسلام