پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

حكمت در معرفى انسان كامل‏

حكمت در معرفى انسان كامل‏

پوشيده نماند كه انسان كامل را به اسامى مختلفه مى‏خوانند و از وجهى و مناسبتى مسمى به اسمى مى‏نمايند.

چون از عالم حقايق خبر مى‏رساند جبرئيلش گويند و چون از معارف و مكارم به طالبان رزق‏بخش است ميكائيلش نامند و چون مريدان را از معاد و بازگشت آگاه مى‏كند اسرافيلش خوانند و چون قطع تعلق نفس اماره از شهوات جسمانى نمايد عزرائيلش دانند.

آدمش گويند كه معلم طالبان راه هداست و نوحش گويند كه نجات دهنده از طوفان بلاست، ابراهيمش خوانند چرا كه از نار هستى گذشته و نمرود خويش را كشته و خليل حضرت حق گشته.

او را موسى نيز گفته‏اند كه فرعون هستى را به نيل نيستى غرق نموده و در طور قربت اللّه در مناجات است.

و نيز خضر نام كرده‏اند كه آب حيوان عالم لدنى خورده و به حيات جاودانى پى برده و نيز الياس لقب نهاده‏اند كه غريق بحر ضلالت را به ساحل نجات دلالت مى‏نمايد.

داود زمان نيز مى‏گويند كه جالوت نفس را به قتل رسانيده و خليفة اللّه شده، لقمان نيز گويند زيرا كه حكيم الهى است و او را بر حقيقت اشيا آگاهى است.

افلاطون نيز نامند زيرا كه طبيب نفوس و در تشخيص امراض باطنى مانند جالينوس است.

سليمان‏وار زبان مرغان داند، عيسى كردار مرده را زنده گرداند، امامش نيز گويند زيرا كه پيشواى مقتديان طريقت است و اهل طاعت و عبادت حقيقت، مقلد آن و پيروان اويند.

جام جهان نمايش نيز خوانند، چرا كه اسرار هستى در او پيدا و عالم كون و فساد بر رأى صائبش هديه است.

و اكسير اعظمش گويند، چرا كه اكسيروار وجودش كمياب و نحاس قلب اهل حواس از مساسش زرناب است.

گوگرد احمرش نيز خوانند كه وجدان وجودش مشكل و طالبان كيمياى معرفت را از عدم تحصيلش خون در دل است.

هاديش لقب كرده‏اند كه گم گشته‏گان در بى‏خبرى و غفلت را به شهرستان دانايى و آگاهى هدايت مى‏كند.

مهديش نام نهاده‏اند كه دجّال جهل و شهوت را گردن مى‏زند «1»، اين است موقعيت و مقام انسان كه حكما و عرفا در مقام بيانش برآمده‏اند و چه پر ارزش گوشى كه اين مقامات را بشنود و صاحبش براى آراسته شدن به اين حقايق با تمام وجود بكوشد و در اين راه از سر و جان بگذرد.

جامع علوم عقليه و نقليه اميرحسين بن عالم بن الحسن الحسينى الهروى در بيان مقام با عظمت انسان فرموده:

اى قطره تو غافلى زدريا

 

در جوى تو مى‏رود هويدا

آيينه هر دو عالمى تو

 

بنديش كه با كه همدمى تو

اى صورت خوب و زشت با تو

 

هم دوزخ و هم بهشت با تو

در برج تو ماه و آفتاب است‏

 

ليكن پس پرده سحاب است‏

فانى شو اگر بقات بايد

 

بگذر ز خود ارخدات بايد

     

گر مردن تو زتو تمام است‏

 

حشر تو هم اندرين مقام است‏

مردان كه ره خدا سپردند

 

در عالم زندگى بمردند

مردان همه اصل پاك دارند

 

نسبت نه به آب و خاك دارند

چون آب روند بى‏علايق‏

 

آميخته با همه خلايق‏

اين ره نه به خرقه و گليم است‏

 

اول قدمش دل سليم است‏

     
منبع
  • پایگاه عرفان