حضرت استاد انصاریان در پنجمین جلسه از حضور خویش در حرم سید علاء الدین حسین در شیراز در مورد تقوا، اهمیت ترک محرمات باطنی نسبت به گناهان ظاهری، حسادتی تاریخی و سنگینی گناه به نکات ارزنده ای اشاره داشتند.
ایشان با بیان اینکه تقوا به معنای اجتناب از گناهان باطنی و ظاهری است به اهمیت و اولویت ترک گناهان باطنی اشاره داشتند و افزودند گناهان باطنی اگر زود درمان نشوند در دل ریشه دوانیده و به راحتی با توبه کردن پاک نمیشوند.
این اندیشمند فرهیخته در همین راستا با ذکر روایتی شیرین از امام حسن مجتبی علیه السلام به سه گناه باطنی اشاره داشتند که حضرت آنها را به عنوان اصول و ریشه های کفر معرفی میکند که شامل صفت بخل، حسد و کبر است.
وی در تبیین رذیله بخل به عنوان گناهی باطنی آن را متوجه همه ثروتمندان، دانشمندان و هر کسی که چیزی برای عرضه کردن به مردم دارد دانست و افزود به اذعان قرآن کریم هر کس بخل بورزد وعید عذابش حتمی است، زیرا بخل سراسر شر است «بل هو شر لکم» .
ایشان حسد را به عنوان دومین گناه باطنی معرفی نمودند که گریبانگیر بسیاری از افراد در زندگی بشری است که از جمله آن حسادتی تاریخی است که تا به امروز آتش این حسادت متوجه تمام جهانیان شده و آن همانا حسادت دشمنان خلافت امیرمومنان علی علیه السلام است که از روز سقیفه آغاز و تا کنون در قالب فرقه ها و مذاهب ضاله ای چون داعش، وهابیت، النصره، القاعده و ... نمایان شده است و بنا بر روایتی از امام صادق علیه السلام در پاسخ به هشام بن حکم علت همه این دشمنیها حسادت به امیرمومنان علیه السلام دانسته شد.
این استاد حوزه کبر را به عنوان سومین گناه باطنی دانستند که ریشه در شیطان داشته که موجب عدم سجده کردنش در برابر آدم علیه السلام شد و هر کس دچار آن شود همچون شیطان کافر خواهد شد و این کبر در واقع کبر در برابر خداوند و دستوراتش است نه در برابر مردم؛ بدین معنا که اگر شخصی احکام الهی را عمل نکند کم کم از پذیرش احکام و دستورات الهی نیز ابا میورزد و در نهایت با گستاخی تمام به مقابله با این دستورات الهی برمیخیزد و آن را مختص اعراب جاهلی گذشته میداند و چنین شخصی نمیتواند به راحتی از گناهش توبه کند چرا که این صفات در دل و جان او رسوخ کرده است.
معظم له در پایان با بیان حدیثی زیبا از امیرمومنان علی علیه السلام به سنگین بودن ذات گناه اشاره داشتند و عواقب و تبعات منفی یک گناه را بسیار جدی و ماندگار دانستند «الصعبُ المعصیةُ» ولی از دست دادن کار خیر و ثواب را سنگین تر و پشیمانی اش را بیشتر دانستند «و فوت الثواب الأصعب»، و در ادامه این روایت شریف میفرماید: هر چیزی که به سمت ما میاید به ما نزدیک است ولی نزدیکترین چیز به ما مرگ است «والقریب کل ما هو آت اما والأقرب هو الموت ... » و در انتهای این روایت حکیمانه آمده است توبه کردن واجب است اما ترک گناهان از آن واجبتر است «والواجب هو التوبه و ترک الذنوب هو الاوجب» و این اهمیت ترک گناه را به همه انسانها گوشزد میکند.