ابراهیم و موسی و عیسی (ع) هم همگی در همین فضای رحمت حق حرکت کردند. من از کسانی نام میبرم که همه دنیا اعم از ارمنی و یهودی آنان را قبول دارند. اینان در فضای رحمت حق نشو و نما نمودند. بنابراین، کسی نباید با حقایق عالم لجبازی کند و یا اینقدر از حق دور شود که سنائی در دیوان خودش در باره آنها گلایه میکند و میگوید ببینید که برخی چقدر از راه پرت شدهاند! او میگوید: نوح 950 سال بدرستی به مردم گفت: من فقط بنده و پیامبر خدا هستم و ادعای خدایی هم نکرد، ولی آن مردم سخن او را نپذیرفتند، اما الان چند میلیون نفر در هندوستان گاو را به خدایی قبول کردهاند! و این چقدر پرت بودن انسان را میرساند.
خلاصه اگر فضایی بهتر از فضای رحمت الهی بود امیرمؤمنان (ع) در آن فضا زندگی میکرد. البته بسیاری نیز به آن فضای غیررحمت رفتند و زندگی کردند و امثال یزید، شمر، ابن زیاد، قارون، بلعم باعورا و شریح قاضی و ابن ملجم شدند. اما آنهایی که آمدند و در این فضا سرسپردند، ابوذر، مقداد، میثم تمار، حجر ابن عدی، زکریا بن آدم و ابن ابی عمیر شدند. اگر فضایی بهتر از اینجا بود آنها هم در آن فضا میزیستند. شما ببینید که عاقلان واقعی عالم کجا و چگونه زندگی کردند. انسان عاقل که دامن حق و رحمت خدا را رها نمیکند و در برابر، دامن شیاطین و مفسدان را بگیرد. پیامبران خدا و ائمه طاهرین ( ع) و اولیای الهی در این مسئله حجت ما هستند. اگر فضای بهتر و راه بهتری بود هرگز علی ابن ابی طالب (ع) آن را رها نمیکرد. اینها همیشه دنبال احسن برنامهها بودند؛ اگر معلم انتخاب میکردند احسن آن را انتخاب میکردند که پیامبر خدا (ص) بود، اگر کتاب انتخاب میکردند احسن آن را برمیگزیدند که قرآن بود و اگر مرگ را انتخاب میکردند احسن آن را که شهادت بود برمیگزیدند.