امام مجتبی (ع) حرکتشان 47 سال طول کشید و باید با بررسی دقیق، شناخت پیدا کنیم که ایشان چقدر محکم و دقیق و با نفس مطمئن به قضا و قدر الهی حرکت کرد. آثار حرکت آن حضرت نیز منحصر به زمان خودش نبود و بلکه در طول تاریخ بسیار تأثیر گذاشت و الان هم که ما در این مسجد نشستهایم به برکت حرکت درست آن حضرت است. حرکت عاشورا نیز فرع بر حرکت آن حضرت بود. اگر بهخوبی در حرکت حضرت مجتبی (ع) دقت کنید میبینید که اگر ایشان حرکت خود را با کمال رضایت از ذات حق و در عین تحمل همه سختیها ادامه نمیداد و اگر قدمی غیر از آنچه انجام داد، برمیداشت فاتحه دین خدا تا روز قیامت خوانده شده بود و دیگر اصلاً نوبت به حضرت سیدالشهدا و امام زین العابدین و امام باقر و امام صادق (ع) نمیرسید و اصلاً تاریخ به گونه دیگری ورق میخورد و جهان شکل دیگری مییافت. از این رو میبینید که در ده سالی که ابیعبدالله (ع) همعصر با آن حضرت بود، یک قدم برخلاف راه امام محتبی (ع) گام برنداشت.
حضرت مجتبی (ع) در مسیر خود، محکم حرکت کرد و اگر ما به جای او بودیم از همان قدم اول از کوره درمیرفتیم، اما امام مجتبی (ع) با توجه به «مطمئنةً بقدرک راضیةً بقضائک مولعةً لذکرک» میگوید که من یک سربازم و پروردگارم میفرماید که اگر دین من بخواهد بماند تو باید از این مسیر بروی، و او هم میرود. هرچه هم به او تهمت بزنند یا دروغ علیه او درست کنند یا اذیتش کنند و خنجر زهرآلود در نماز به پای او بزنند یا رفیقهای درجه اول مؤمنش بر اثر کشش نداشتن به او ایراد بگیرند باز مسیر حرکتش را ادامه میدهد و اگر او با رضایت، به این حرکت ادامه نمیداد الان ما اینجا نبودیم. عاشورا یک روز بود، ولی حرکت حضرت مجتبی (ع) ده سال طول کشید و اگر ما در یک لحظهاش بودیم جگرمان خون میشد و اصلاً طاقتش را نداشتیم: «الله یعلم حیث یجعل رسالته».