منبع پنجم هم فکرهای خوبی است که به ذهنتان میرسد که آنها نیز از رحمت خداست. مثلاً به مسجد مشرف شدهاید و همانطور که نشستهاید به یکباره به فکرتان میآید که چهار عدد از فرشهای مسجد که پوسیده شده را نو کنید: این الان به ذهنتان خورده و آن را رد نکنید. یا مثلاً الان شما پنج بزرگوار کاسب که آدمهای خوبی هستید و با هم به مسجد آمدهاید به یکباره به ذهنتان میرسد که این ماه رمضان مخارج ازدواج چند نفر از جوانان را بدهید، یا برای مؤمن فقیری خانه بخرید یا به بیمارستانها سری بزنید و ببینید که آیا کسی هست که زن و بچهاش در شهرستان باشد و اینجا کسی را نداشته باشد، یا برای دخترهای دم بخت که جهیزیه ندارند کمک بکنید. اینها فکرهای خدایی و از مصادیق قانون و مقررات رحمت است که نباید بیتوجهی به آنها بکنید.
جوانی نزد حضرت مجتبی (ع) آمد و گفت: من یک دختری را دیدهام و او را میخواهم، اما پدر و مادر من و پدر و مادر دختر مخالفت میکنند. پدر و مادرم من میگویند اگر بروی و او را بگیری تو را از خانه بیرون میکنیم. با اینکه مسافت آن حضرت تا خانه دختر سی و پنج فرسخ بود ایشان سوار بر مرکب شد و همراه با پسر حرکت کرد تا به منزل پدر دختر رسید. حضرت مجتبی (ع) ابتدا برای آن پسر از پدر دختر خواستگاری کرد و سپس عقد را جاری نمود و بعد هم عروسی را برگزار کرد و برگشت.
بنابراین، خیلی اوقات چیزهای عالی به ذهنمان میرسد اما اقدام نمیکنیم و نمیدانیم که چقدر حیف شده که این تجارتهایی را که میتوانستهایم با این قوانین رحمت انجام دهیم، از دست دادهایم. اینگونه فکرها از الهامات الهی است.