البته میخواهم در همین جا تذکری بدهم، چون عزیزان باید توجه کنند که از روایت فوق، اشتباه برداشت نکنند و هر ثروتمندی را نکوبند. ما ثروتمندانی را در تهران و شهرستانها میشناسیم که اینها فقط واسطه در خیرات هستند. چند روز پیش یکی از آنها به اینجا آمد و از فرط خستگی از حال نیز رفته بود. اینها فقط واسطه هستند و پولی را که از طرف خدا به سویشان سرازیر شده صرف امور خیر مثل ساختن مدرسه و مسجد و درمانگاه و حسینیه میکنند و یا برای ایتام کار میکنند که من اگر بعضی از کارهایشان را بگویم واقعاً مبهوت میشوید.
یکی از آنها مرحوم جعفری بود که پایین شهریها او را میشناسند. او در خانی آباد زندگی میکرد. پنجاه سال پیش ایشان یک مرتبه دید که خداوند متعال سیل پول را به سوی او سرازیر کرده است، همانگونه که در قرآن میفرماید: «الله یبسط الرزق لمن یشاء من عباده و یقدر له»[4]. ایشان هم اصلاً فریب دنیا را نخورد و پنجاه نوع کار خیر با این پول انجام داد. یکی از آنها ساختن یک منزل بود برای جمع کردن ایتامی که پدر و مادر متدین آنها از دنیا رفته بودند. اینها را جمع میکرد و به آنها صبحانه و ناهار و شام و لباس میداد و معلم میآورد که قرآن و مسائل دینی را تعلیمشان دهند. تمام خرجشان را هم خودش میداد. تا آخر عمرش هم از خانیآباد بیرون نیامد. از یک طرف به وسیله کار و کسب خود پول بدست میآورد و از طرف دیگر در راه خدا خرج میکرد و خودش فقط واسطه در خیر بود. او تا شبی که از دنیا رفت یک زندگی معمولی داشت. همین دو سه ماه پیش پسرش به من گفت که طبق دفترهایی که داریم از پنجاه سال پیش تا حالا نزدیک به دویست هزار متدین واقعی فقط از این دارالایتام پدرمان بیرون آمدهاند که بعضیهایشان الان دو یا سه فرزند دارند و تعدادی از آنها هم مشغول کار هستند و تعدادی نیز شغلهای مهمی دارند.
جناب خدیجه (س) هم یک واسطه در خیر بود و به محض اینکه با وجود مقدس رهبر عظیم الشأن اسلام برخورد کرد تمام اموالش را در راه اسلام خرج نمود. او در شب عروسیاش به پیامبر خدا (ص) گفت که همه اموال من فدای قدم تو و هرکاری که میخواهی با آنها انجام بده! شب مرگش نیز حتی یک کفن برای خودش نداشت و به زهرا (س) گفت که از پدرت پیراهنش را بگیر که کفن بدن من باشد.
شخص دیگری که واسطه در خیر بود مرحوم توسلی بود که او نیز نظیر مرحوم جعفری زندگی کرد. او هم بسیاری از افراد را خانهدار کرد، تعداد بسیاری از دخترها و بیوهها را شوهر داد، ایتامی را سرپرستی نمود و به مساجد و مراکز دینی کمک کرد. در آخر عمرش هم فقط پانصد هزار تومان برایش باقی مانده بود که این را نیز در قم برای یک کار خیر به یکی از مراجع بزرگ تقلید داد. بنابراین، باید حرمت اینگونه پولدارها را نگه داشت و آنان را باید تشویق کرد. اینها در حقیقت محافظ بیچارگان و سنگرنشین دین بودهاند و باید قدرشان را دانست.
خدایا به آبروی امیرمؤمنان (ع) ما و زن و فرزندان ما و دوستان و برادران ما را تا لحظه خروج از دنیا به طور خالص اهل هرخیری که میپسندی قرار بده!
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کائن دم ازوست
نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل
آنچه در سر سویدای بنیآدم ازوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست
زخم خونینم اگر به نشود به باشد
خنک آن زخم که هرلحظه مرا مرهم ازوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادی آن کائن غم ازوست
پادشاهی و گدایی بر ما یکسانست
که برین در همه را پشت عبادت خم ازوست
سعدیا گر بکند سیل فنا خانه دل
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست