پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

اوج جوانمردى‏

اوج جوانمردى‏

محمد بن ابى عمير از چهره‏هاى معروف شيعه و از ياران حضرت موسى بن جعفر عليه السلام بود.

وى به جرم اين كه نام شيعيان را مى‏دانست و در اختيار حاكم بنى عباس قرار نداد، مورد خشم قرار گرفت تا آنجا كه تمام دارايى‏اش را مصادره و خودش را به چهار سال زندان محكوم نمودند!!

زمانى كه دوران محكوميتش به پايان رسيد، او را احضار كردند و دوباره اسامى شيعيان و آدرس هر يك را از وى خواستند. محمد بن ابى عمير اين بار نيز از فاش كردن نام شيعيان و آدرس آنان خوددارى كرد.

به دستور حاكم بنى عباس به اندازه‏اى با چوب و تازيانه بر بدنش زدند كه خون از هر طرفش جارى شد و به صورت نيمه جان بر زمين افتاد و بعد از آن تا مدتى طولانى بدنش مجروح و زخم‏آلود بود و از آن بدتر كمترين سرمايه و مايه‏اى نداشت كه با آن به كسب مشغول شود و گشايشى براى زن و فرزندش در امر معاش ايجاد نمايد.

روزى شنيد درِ خانه‏اش را مى‏زنند، هنگامى كه در را باز كرد با مردى روبرو شد كه كيسه‏اى محتوى ده هزار درهم در دست داشت و به محمد گفت: اين كيسه را از من بستان. آورنده پول يكى از تجار ورشكسته‏اى بود كه از گذشته با وى آشنايى داشت و طرف داد و ستد او بود و معادل اين مبلغ به ابن ابى عمير بدهى داشت. به او گفت: تو كه ورشكسته بودى، اين پول‏ها را از كجا آوردى؟

آيا ارثى نصيب تو شده؟ بدهكار گفت: نه، محمد گفت: آيا كسى به تو بخشيده؟ گفت: نه، گفت: آيا ملك و باغى داشته‏اى كه از راه فروش آنها اين پول‏ها را به دست آورده‏اى؟ گفت: نه، پرسيد پس از كجا آورده‏اى؟

گفت: با اين كه خود ورشكسته و تهيدست بودم، فكر كردم تو سال‏ها گرفتار زندان و شكنجه بوده‏اى و همه سرمايه‏ات از دست رفته و اكنون كه آزاد شده‏اى نه سرمايه كسب دارى و نه توانايى كار و تهيه معاش، به اين خاطر دلم به حالت به رقت آمد و خانه‏اى كه محل زندگى خود و عائله‏ام بود فروختم و اينك پول خانه است كه آورده‏ام تا قرض خود را به تو بپردازم.

محمد گفت: وضعم همين گونه است كه تو فكر كرده‏اى و هم اكنون هم نيازمند به يك درهم از اين پول‏ها هستم ولى به خدا سوگند يك درهم آن را نمى‏پذيرم زيرا از امام صادق عليه السلام برايم روايت شده كه آن حضرت فرمود: قرض موجب آن نمى‏شود كه انسان خانه و زادگاهش را از دست بدهد و به خاطر آن بى‏خانه شود، الآن برگرد و پول‏ها را به صاحبش برگردان و خانه‏ات را پس بگير

منبع
  • پایگاه عرفان