جعفربنابیطالب، برادر امیرمؤمنان در محل مهاجرت خود در جلسهای که تشکیل شده بود و کفار مکه آمده بودند تا آنها را برگردانند، به امیر حبشه گفت: ما به کجا برگردیم؟! ما جایی بودیم که غرق درتمام مفاسد بود. این شخص که در میان ما ظهورکرد و به رسالت مبعوث شد غرق در تمام خوبیهاست و میخواهد با خوبیهایش تمام این بدیها را جمع کند و تا آن بدیها جمع نشود جای ما آنجا نیست و ما به محل فساد باز نمیگردیم.
میفرماید: )إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً(
یعنی تو را فرستادیم تا مردم با چشم سرشان و با گوششان و با هرحسی که دارند تمام خوبیهای عالم را درک کنند، چون آنچه خوبی در عالم است در وجود پیامبر گرامی اسلام جمع است.
پیامبر خدا یک سیر نزولی و یک سیر صعودی داشتهاند. ایشان قبل از قرارگرفتن در ظرف این دنیا در ملکوت عالم به صورت روح اعظم به سر میبردند؛ روح اعظم یعنی تابلوی تجلی تمام اسماء و صفات حسنای الهی. با بودن این روح اعظم، پروردگار بزرگ عالم اراده کرد که انسانها از این سفره با عظمت یا به تعبیر روایات، از این سفره اعظم] بهره ببرند، چرا که برای عالم ملکوت قابل تحمل نبود که انسان، خاکی، حیوانی، زنده بیفضیلت و بدون رنگ خدا بماند. دستور صادرشد که ای روح اعظم! از ملکوت عالم به زمین سفر کن و بندگانم را نجات بده. بیداران راه خدا از این مسافرت به «سَفَرٍ مِنَ الْحـَق اِلَی الْخـَلْق» تعبیر میکنند.
بنابراین، سیر نزولی پیامبر انجام شد تا مردم با تمام احساساتشان همه خوبیها را لمس کنند. خود حضرت میفرماید:
«مَنْ رآنی فَقَد رَأَی الحَقَّ»هرکس مرا ببیند خدا را دیده است.
آن حضرت بیست و سه سال به عنوان شاهد بین مردم بود و سپس سیر صعودیاش را انجام داد و به ملکوت اعلی رفت. البته با ازدنیا رفتن آن حضرت، پروندهشان بسته نشد:
)إِنَّ اللهَ وَ مَلائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِی...(؛ یعنی من و تمام ملائکه درب ظرف تمام خیرهایی را که نزدمان است باز میکنیم و این روح اعظم، ازل را به ابد وصل میکند. این معنای شاهد بودن آن حضرت است.
)وَ مُبَشِّـرا( یعنی ای پیامبر دربین مردم برو و به مردم، محبت و رضایت و بهشت و مقاماتی را که برای آنان قراردادهام، بشارت بده.
)وَ نَذِيراً( یعنی مردم را بترسان از این که آنچه را از خیرات برایشان قرار دادند قبول نکنند و یا اگر دارند از دست بدهند.