مسلم است كه در همه جوامع و همه دورانها، مخصوصاً در آن جمعيتهايى كه پيامبران و خداشناسان وجود داشتهاند، جايگاه مخصوصى براى عبادت و تفكرات معنوى ساخته شده است.
اين معابد در حقيقت رصدگاههايى براى نظاره به بىنهايت و ايجاد رابطه ميان بىنهايت بزرگ «خدا» و بىنهايت كوچك «انسان» مىباشند.
در اين رصدگاههاست كه آدميان بدون واسطه با خويشتن روبرو مىشوند و با امواج مقدس وجدان خويش، با خدا به راز و نياز مىپردازند.
در هيچ يك از جايگاهها و مسكنهايى كه بشر با دست خود مىسازد مصالح ساختمانى از آنچه كه هستند، تغييرى پيدا نمىكنند، مگر مصالح ساختمان معابد كه با آجر بالا مىرود و مبدل به روح و جان شفاف مىشود و انوار الهى را در دلها منعكس مىسازد.
اين معابد مانند چشمهسارهايى زلال، در ميان سنگلاخها و دشتهاى سوزان زندگى حيوانى آدميان قرار گرفته است، انسانها با شستشو در اين چشمهسارها طراوت و شادابى روح را در مىيابند.
بيت اللّه الحرام كه كعبه و مكه نيز ناميده شده است، اولين معبد جهانى است كه براى همه مردم با دست ابراهيم خليل عليه السلام ساخته شده است.
دومين خانه جهانى كه به عنوان معبد عمومى بنا شده است، مسجد الأقصى است كه به وسيله حضرت سليمان در سال 1005 پيش از ميلاد پس از قرنها از تاريخ بناى كعبه ساخته شده است.
البته پيش از كعبه و مسجد الأقصى معابد زيادى وجود داشته است؛ زيرا به گفته بعضى از انسانشناسان:
تاريخ معابد مساوى تاريخ انسانهاست، خصوصيت اين دو معبد به جهت عمومى بودن و خالى بودن از رنگ و شكل محلى و خصوصيات نژادى و غيره است.
روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام درباره اين كه كعبه اولين معبد الهى است آمده است كه:
مردى از اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيد: آيا اولين خانه خدا كعبه بوده است؟ آن حضرت فرمودند: نه، پيش از كعبه خانههايى براى عبادت ساخته شده است ولى كعبه اولين خانه مبارك و وسيله هدايت و رحمت و بركت است و اولين كسى كه آن را بنا نموده است ابراهيم خليل بوده، سپس جرهم از قبيله عرب آن را تجديد بنا كرد و بار ديگر منهدم شد و عمالقه آن را تجديد كردند.