پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

خطرات پرخورى‏

خطرات پرخورى‏

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

 [قالَ داودُ عليه السلام: تَرْكُ لُقْمَةٍ مَعَ الضَّرُورَةِ الَيْها أحَبُّ الَىَّ مِنْ قِيامِ عِشْرينَ لَيْلَةً] «1» داود عليه السلام فرمود:

ترك يك لقمه با نيازى كه به آن دارم، نزد من از عبادت بيست شب محبوب‏تر است.

 [قالَ النَّبِىُّ صلى الله عليه و آله: وَيْلٌ لِلنّاسِ مِنَ الْقَبْقَبَيْنِ. فَقيلَ: وَما هُما يا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ: الْبَطْنُ وَالْفَرْجُ‏]

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:

واى بر مردم از قبقبين، عرضه داشتند: آن دو چيست فرمود: شكم و عضو شهوت.

لقمان به فرزندش فرمود:

وقتى معده پر شد سه آفت متوجهت خواهد شد.

1- از تفكّر باز مى‏مانى.

2- زبان حكمت لال مى‏شود.

3- اعضايت از عبادت باز مى‏مانند.

بزرگان فرموده‏اند:

گرسنگى از گوهرهاى خزاين الهى است، عنايت نمى‏كند مگر به كسى كه دوستش دارد!

و نيز فرموده‏اند:

هشياران عالم چيزى را براى دين و دنياى انسان، سودمندتر از گرسنگى‏ نيافته‏اند «2».

در گفتار عرفاى الهى آمده:

پرخور را سه خطر در پيش است:

1- از عبادت كسل مى‏شود.

2- در كسب از آفات حرام سالم نمى‏ماند.

3- و در هنگام مصيبت نسبت به حق انصاف نمى‏دهد.

علت هلاك مردم، حرص بر دنياست و سبب حرص، شكم و شهوت است و سبب شهوت غريزى بدون شك شكم مى‏باشد، كم‏خورى مايه نابودى حرص و شهوت شكم و غريزه جنسى است؛ زيرا حرص و شهوت بطن و فرج از ابواب جهنّم است.

هر كس به اندازه لازمش قناعت ورزد، در ساير شهوت‏ها هم اهل قناعت مى‏گردد، در اين صورت به آزادى مى‏رسد و از مردم بى‏نياز مى‏گردد و از رنج و تعب راحت مى‏شود و براى عبادت آماده مى‏گردد و براى بدست آوردن نعيم آخرت تاجر مى‏شود و مصداق آيه كريمه:

[رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ‏] «3».

مردانى كه تجارت و داد و ستد آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات باز نمى‏دارد.

مى‏شود.

آرى، مردان راه حق با توجه به كم‏خورى و قناعت در امور مادّى، عاشقانه در راه سلوك قرار مى‏گيرند و از اين طريق به لقاى محبوب و وصال معشوق و مقام قرب حضرت دوست مى‏رسند.

عارف معارف الهيه، خاكى خراسانى گويد:

بود گنج دو عالم در سه گوهر

 

كز آن‏ها مى‏شود كامت ميسر

يكى در جوع دائم دومين جود

 

سيم در ذكر حق آن اصل مقصود

تو را چون گشت دايم ذكرش اى دل‏

 

يقين كل مقاصد گشت حاصل‏

چو جوع دائمت گردد مسلم‏

 

ببايد آن دوئت بى‏شك فراهم‏

چو نيكو بنگرى در كلّ اوصاف‏

 

سبب در جملگى جوع است بى‏لاف‏

بدون جوع گر صد سال گردى‏

 

محال است اين كه صاحب حال گردى‏

متاب از جوع روگر مرد راهى‏

 

بجو از جوع هر فيضى كه خواهى‏

ز اكل سير اگر ناقص كنى لام‏

 

شود اكسير و حاصل گرددت كام‏

     

 انواع غذاها

امام صادق عليه السلام در دنباله روايت مى‏فرمايند:

آنچه از انواع خوردن‏ها پسنديده است چهار است:

1- خوردن ضرورى كه مخصوص انبيا و برگزيدگان خداست.

2- خوردن به عُدّه و آن براى پرهيزكاران است كه تهيه غذا به وسيله آنان مقدمه انجام وظايف و تكاليف الهيه است.

3- خوردن فتوح و آن وسيله گشايش امور تكيه داران به حق است.

4- خوردن قوت كه آن براى نيرو گرفتن مؤمنان است.

 

پرخورى و گرسنگى‏

چيزى براى قلب مؤمن مضرتر از پرخورى نيست كه پرخورى را دو خطر همراه است:

1- قساوت و سنگدلى.

2- جوش و خروش قوه شهوت.

گرسنگى نان خورش مردم با ايمان است و غذاى روح و طعام قلب و موجب تندرستى بدن.

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:

آدمى ظرفى را پر ضررتر از شكم پر نكرده‏ «4».

و حضرت داود فرمود:

ترك لقمه‏اى ضرورى نزد من از قيام بيست شب براى عبادت محبوبتر است‏ «5».

و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:

مؤمن به يك روده مى‏خورد و منافق به هفت روده‏ «6».

و باز فرمود:

واى بر مردم از دو عضو، شكم و شهوت‏ «7».

حضرت عيسى عليه السلام فرمود:

هيچ مرضى براى نفس انسان دشوارتر و بدتر از علاقه به پرخورى و بغض‏ گرسنگى نيست و اين دو بيمارى دو مهارند براى مطرود شدن انسان از رحمت الهى و نزديك شدنش به شقاوت و گمراهى‏ «8»!

چه خطرناك است دورى از حضرت او و چه سعادت و كرامت است مقام قرب به او كه آن از حرص و شكم بارگى است و اين از قناعت و كم خورى.

گداى حضرت او باش و پادشاهى كن‏

 

مكن مخالفت او و هر چه خواهى كن‏

مرا زعالم علوى فرشتگان هر دم‏

 

ندا كنند كه درويش باش و شاهى كن‏

چو جم مباش به سلطانى زمين قانع‏

 

بكوش و سلطنت از ماه تا به ماهى كن‏

اگر چه هر نفست مى‏دهد فريبى نفس‏

 

تو تكيه بر كرم و رحمت الهى كن‏

تو جرم بخشى و فضلش مبين‏و غرّه مشو

 

گناه‏خويش و خطابين و عذر خواهى كن‏

ترا كه گفت كه در باغ عيش و مسند جاه‏

 

مى شبانه خور و خواب صبحگاهى كن‏

خلاف امر خداوند موجب سخط است‏

 

رضاى اوطلبى توبه از مناهى كن‏

سياه نامه‏اى چندار كنند جامه كبود

 

تو آب ديده عقيقى و چهره كاهى كن‏

زگنج خلوت تاريك رخ متاب عماد

 

وطن چو مردمك ديده در سياهى كن‏ «9»

     

پی نوشت ها:

 

 

 

______________________________

(1)- مصباح الشريعة: 77، باب 34.

(2)- محجة البيضاء: 5/ 151- 152، كتاب كسر الشهوتين.

(3)- نور (24): 37.

(4)- محجة البيضاء: 5/ 147، كتاب كسر الشهوتين.

(5)- محجة البيضاء: 5/ 151، كتاب كسر الشهوتين.

(6)- محجة البيضاء: 5/ 151، كتاب كسر الشهوتين.

(7)- محجة البيضاء: 5/ 151، كتاس كسر الشهوتين.

(8)- مستدرك الوسائل: 16/ 212، باب 1.

(9)- عماد فقيه كرمانى.

 

مطالب فوق برگرفته شده از 

کتاب : عرفان اسلامی جلد نهم

منبع
  • پایگاه عرفان