پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

توجه به معشوق

توجه به معشوق

اهل معنا با دو کلمه حرف، حقیقت را می‌فهمند، اما ما با این که قرآن کریم با شش هزار و ششصد و شصت و شش کلمه با ما حرف زده هنوز حقیقت را نفهمیده‌ایم؟! بیشتر از این اگر لازم بود حرف می‌زدند و پیامبر می‌فرستادند و بیشتر از این اگر لازم بود پرده برمی‌داشتند. وانگهی تمام پرده‌ها کنار است و پرده‌ای نمانده تا کنار بزنند و حقیقت روشن بشود. دید اولیای خدا این‌گونه است:

و فی کل شیءٍ لَهُ آیةٌ             تَدُلُّ عَـلیٰ اَنَّهُ واحـد

مرحوم حاجی سبزواری می‌گوید:

     پــرده نـــدارد جمــــال غیـــر صفــات جــــلال                                            

                                                نیست بر این رخ نقاب نیست بر این مغز پوست

و این همان مضمون شعر حافظ است که می‌گوید:

خودت را ببین خدا را می‌بینی، قبلا کجا بودی؟ مگر نه این که یک ذره خاک، آن هم پراکنده در سطح زمین بودی و مگر نه این که همان خاک را در هم آمیخت و نطفه‌ات را به وجود آورد و همان نطفه را در تاریک‌خانة رحم به تصویر کشید و صورت و سیرتت را نقاشی کرد و سپس با کمال مهر و نوازش تو را از رحم مادر خارج کرد و بدینجا رساند؟ پس او پیش خودت و با خودت است.

حاجی سبزواری می‌گوید: ما هفتاد سال دنبال او می‌گشتیم و الان معلوم شد که همه این سالها بی‌فایده این طرف و آن طرف می‌رفتیم و او پیش خودمان بوده است. آب در کوزه و ما، تشنه‌لبان می‌گردیم!

دوش بر دامن معشوق زدم دست به خواب       دست مـن بر دل مـن بود چـو بیدار شدم

مگر من خودم نعمت الله نیستم؟! من الان خودم اضافه به پروردگار هستم و همه چیزم را از آن مضاف الیه می‌گیرم. اگر رابطه مضاف الیه را با من بِبُرند که اصلا چیزی برای من نمی‌ماند و من موجودیت دیگری ندارم. پس به «نعمت الله» توجه کنید و ظاهر را مقدمه باطن قرار دهید که در مقام توجه، آدم می‌تواند کارها بکند.

منبع
  • پایگاه عرفان