پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

نعمت های الهی - جلسه هفتم (2) - (متن کامل + عناوین)

نعمت های الهی - جلسه هفتم (2) - (متن کامل + عناوین)

 

 

انسان میوه عالم خلقت

ای انسان‌ها، شما بهترین میوه عالم هستید. عرفا جهان خلقت را به درخت تشبیه کرده و گفته‌اند که تمام موجودات عالم حتی ملائکه شاخه‌های این درخت‌‌اند و میوه این درخت انسان است. به علت این که عقل، فطرت، انصاف و وجدان و روح الهی در وجود اوست، پس انسان میوه عالم خلقت است و خاصیت انسان از تمام نعمت‌های الهی بیشتر است و ما باید این خاصیت را بروز بدهیم. بروز این خاصیت هم به این است که پیوند قلبی و عملی‌مان را با وجود مقدس حق حفظ کنیم. پس ما باید همگی ملکوتی و الهی بشویم وگرنه ادعای محبت خدا را نکنیم و بگوییم دوستش داریم!

امام صادق(ع) یک رباعی دارد که صاحب تحف العقول و بحارالانوار هم این رباعی را نقل کرده‌اند:

تَعصِی الإلٰهَ وَ أنْتَ تُظْهِرُ حُبَّه


هـذا لَعَمُرك فی الفِعالِ بَدیعُ


لو كان حُبُّك صادقـاً لأطعتـَـهُ


إن المُحبُّ لِمـَن أحبَّ مُطیـعُ[18]


مخالفت می‌کنی، بیراهه می‌روی و معصیت می‌کنی و بعد هم می‌گویی دوستش دارم! این یک چیز نو و حرف نوی است که می‌زنی، حرفی که در انبیا و ائمه سابقه نداشته است. اگر دوستی تو صادقانه بود او را اطاعت می‌کردی، چون دوست سخن دوستش را اطاعت می‌کند.

گوشواره دختر ابی عبدالله را گرفته بود و می‌کشید، گوش هم در حال پاره شدن بود و خون می‌ریخت. این شخص گریه هم می‌کرد. آن دختر فرمود: اکنون که گوشواره را با این وضع می‌بری، گریه‌ات برای چیست؟ یعنی اگر دلت می‌سوزد چرا ظلم می‌کنی؟ او گفت که گریه‌ام برای مظلومیت شماست، بردن گوشواره هم برای این است که اگر من نبرم دیگری می‌برد.[19] کار یک عده‌ای این گونه است. این یک چیز جدیدی است که دین و قرآن می‌پسندد که من بگویم او را دوست دارم و بعد هم نسبت به او نافرمانی کنم!!

 

پایبندی به میثاق الهی

این فراز آیه خیلی عجیب است که پس از )وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللهِ عَلَيْكُمْ وَ ميثاقَهُ الَّذي واثَقَكُمْ بِه‏( نعمت خدا را به یاد بیاورید و نیز پیمانی را که خدا با شما بست. می‌فرماید که شما سر آن پیمان، دو مطلب را به پروردگار گفتید: )إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا( او قرارداد بندگی با شما بست و شما در این قرارداد گفتید که شنیدیم و قبول کردیم و مطیع هستیم، پس: )وَ اتَّقُوا اللهَ إِنَّ اللهَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُور([20] یعنی شما باید قرارداد را نگه دارید و نشکنید که خدا از حال درون دل شما آگاه است. 

بنابراین، ای میوه شیرین الهی و ای نعمت‌الله و ای تجلی خدا! خودت خدا را لمس کن؛ زیرا تو نعمت‌الله هستی و به خدا اگر کسی خدا را بشناسد، چراغی در دلش روشن می‌شود که به هیچ عنوان خاموش شدنی نیست. قلب چنین شخصی به تعبیر قرآن مجید، مشکات و چراغ می‌شود و راه او را روشن می‌کند.

 

اجازه ملک‌الموت از مؤمن

امام صادق(ع) در احوال اولیای خدا می‌فرماید که مؤمن در خانه‌اش در رختخواب بیماری افتاده و درد می‌کشد. به ملک الموت خطاب می‌رسد که وقت او تمام است، برو و او را بیاور! اما باز به ملکوت الموت خطاب می‌رسد وقتی بالای سر او می‌رسی مثل نوکری که در مقابل آقایش دست به سینه است آنطور باش، سلام کن و از او اجازه بگیر و بگو می‌خواهم جانت را بگیرم و اگر اجازه داد جانش را بگیر.[21]

 

علامه طباطبایی به هنگام فوت

مرحوم علامه طباطبایی قبل از این که به بیمارستان برود سه روز تمام در خانه درد شدید می‌کشید و از شدت درد بی‌حال می‌شد ولی ناله نمی‌کرد. گاهی که به حال می‌آمد گوشه اتاق را نگاه می‌کرد و می‌پرسید آن دو نفر هنوز نیامده‌اند؟ منظور ملک الموت بوده و دیگری هم ملک مامور پذیرایی او در بهشت. او را که به بیمارستان می‌برند نیم ساعت مانده به مرگش بیهوش می‌شود و وقتی به هوش می‌آید تمایل نشان می‌دهد که روی تخت بنشیند، می‌دوند زیر بغل او را می‌گیرند و می‌نشانند. عکس او را هم گرفته‌اند. چشمش حالت عجیبی داشت، آخرین حرفش هم همین بوده که سلام می‌کند به آن گوشه‌ای که متوجه بوده و می‌گوید آن دو محبوبم آمدند و بعد می‌خوابد و می‌رود.

این مطالب در ما نیز هست، ولی به صورت استعداد باقی مانده و برای این که به فعلیت برسد، باید روی خودمان کار کنیم. طول زمانی هم نمی‌خواهد و مثلا لازم نیست صد سال بمانیم تا آن‌گونه شویم. شهید حسین فهمیده مگر چند سالش بود که آنگونه شد؟

گاه مؤمن به ملک الموت می‌گوید اجازه قبض روح نمی‌دهم، البته نه از روی تکبر، بلکه همراه با تواضع. امام صادق(ع) می‌فرماید: ملک الموت می‌پرسد چرا نمی‌خواهی بیایی؟ می‌گوید: می‌خواهم بمانم تا عبادت کنم، زحمت بکشم و کار و خدمت کنم. خطاب می‌رسد جای او را نشانش بده. پس بهشت را نشانش می‌دهند:

)إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمـَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِـرُوا بِالْجـَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُون‏([22]

به او می‌گویند ببین کجا می‌خواهیم تو را ببریم، اما باز هم می‌گوید نمی‌آیم. در اینجا خطاب می‌رسد اکنون دوستانش را نشانش بدهید، چون کشش رفیق زیاد است. در این حالت، مؤمن محتضر، پیامبر اکرم و امیرمؤمنان و امام مجتبی و ابی عبدالله: را می‌بیند. در اینجا بلافاصله به ملک الموت می‌گوید: چرا معطل هستید؟ مرا قبض روح کنید.[23]

 

مزه زیرِ دندان شیطان

بنابراین، ما همۀ میوه این عالم هستیم و مهم این است که کجا باید خرج شویم؟ اگر خدای ناکرده زیر دندان شیطان مزه کردیم که دیگر ما را رها نمی‌کند. مواظب باشید مزه شما زیر دندان شیطان نرود، چون خوشمزه‌‌ترین میوه عالم شما هستید و شیطان هم به خدای متعال گفته است که زیر دندان من فقط انسان مزه می‌کند: )لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعين‏([24].

من شب‌های احیا بعضی از حدیث‌‌هایی را که تا کنون نشنیده‌اید می‌خوانم که جگر آدم بسوزد که خدا چگونه منتظر آدم است و آدم چطور برای او شانه بالا می‌اندازد که نه، به سوی تو می‌آیم. گاهی هم خدا به ملائکه گلایه می‌کند و می‌گوید منتظر کسی بودم و او به سوی من نیامد.[25] و یا می‌فرماید که من آبروی بنده‌ام را نمی‌برم و حتی گاه که می‌خواهد گناه بکند به محض این که نیت کرد به «عتید»[26] که اعمال بد را می‌نویسد خطاب می‌کنم که از بنده‌ام دور شو. و به او می‌گویم تا هفت ساعت گوش به زنگ باش و اگر توبه کرد گناهش را ننویس تا آبروی بنده‌ام نزد ملائکه‌ام نرود.[27] اینها از این جهت است که او بسیار کریم است و نیز از این جهت که ما برای او قیمت داریم و نعمت الله هستیم و او می‌خواهد که به سویش بازگردیم.


[18]. تحف العقول: 294؛ بحار: 75/174.

[19]. بحار الأنوار: 45/57؛ اللهوف: 130.

[20]. مائده (5): 7.

[21]. اسرار معراج: 114.

[22]. فصّلت (41): 30؛ یقیناً آنان که گفتند پروردگارِ ما فقط اللّه است، سپس در میدان تبلیغ توحید و عمل به خواسته‌های خداوند ایستادگی کردند، و هر حادثه و رنجی را در این راه به جان خریدند فرشتگان هنگام مرگشان بر آنان نازل می‌شوند و می‌گویند: از سرنوشت آیندة خود نترسید و اندوهگین نباشید، شما را به بهشتی که وعده‌تان دادند بشارت باد‌!

[23]. بحار الانوار: 6/196، ح 49 (با اندکی اختلاف).

[24]. ص (38): 82؛ حجر (15): 39؛ پس به عزتت سوگند که همة آدمیان را گمراه خواهم کرد.

[25]. اصول کافی: 2/ 439 ـ 30؛ بحار الانوار: 5/336،‌ ح 17.

[26]. ق (50): 18.

[27]. بحارالأنوار: 5/ 326، باب 17، حديث 17؛ الكافى: 2/ 429- 430، حديث 4؛ «قَالَ رَسُولُ اللهِ6 أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ لَمْ يَهْلِكْ عَلَى اللهِ بَعْدَهُنَّ إِلَّا هَالِكٌ يَهُمُّ الْعَبْدُ بِالْحَسَنَةِ فَيَعْمَلُهَا فَإِنْ هُوَ لَمْ يَعْمَلْهَا كَتَبَ اللهُ لَهُ حَسَنَةً بِحُسْنِ نِيَّتِهِ وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا كَتَبَ اللهُ لَهُ عَشْـراً وَ يَهُمُّ بِالسَّيِّئَةِ أَنْ يَعْمَلَهَا فَإِنْ لَمْ يَعْمَلْهَا لَمْ‏يُكْتَبْ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ وَ إِنْ هُوَ عَمِلَهَا أُجِّلَ سَبْعَ سَاعَاتٍ وَ قَالَ صَاحِبُ الْحَسَنَاتِ لِصَاحِبِ السَّيِّئَاتِ وَ هُوَ صَاحِبُ الشِّمَالِ لَاتَعْجَلْ عَسَى أَنْ يُتْبِعَهَا بِحَسَنَةٍ تَمْحُوهَا فَإِنَّ اللهَ عز و جل يَقُولُ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ أَوِ الِاسْتِغْفَارِ فَإِنْ هُوَ قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِي لَاإِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الْعَزِيزَ الْحَكِيمَ الْغَفُورَ الرَّحِيمَ ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ….»

منبع
  • پایگاه عرفان